تورم یا حرکت افزایش قیمتها
دراین نوشتار ضمن اینکه میخواهم تعریف علمی تورم را که در کتابهای علم اقتصاد نوشته شده مطرح نمایم همزمان ناخنکی به این تعریف زده و نگاه وتعریف عامیانه تورم را هم مورد توجه قرارداده و سوالات وابهاماتی که از محل تعاریف علمی وعامیانه تورم در مقایسه با واقعیت موجود وآنچه مردم با آن درگیر هستند را به چالش بکشانم .
1- مقدمه
تورم يكي ازاصلی ترین واساسی ترین موضوعات چالشی جوامع بشری است که همزمان همه ملتها ودولتها را در تمام دنیا درگیر خود نموده است . همانگونه كه ميدانيد در ايران وتقریباْ تمام دنیا درصد تورم در سالهاي اخير بسيار بالا بوده به طوري که قيمتها در هر سال بسيار افزايش يافته و قدرت خريد مردم كم شده است.تورم مشکلی است که اگرچه دولتها ظاهراْ در تلاش برای مثلاْ مهار آن هستند وبا بوق وکرنا هرروز با برگزاری سمینار ومیز گرد وتشکیل ستادهای متفاوت وتجزیه و تحلیلهای متفاوت از تئوریهای اقتصادی وارائه راه کارهای متفاوت و....در حال پیدا کردن راه حلی برای کنترل آن هستند اما تورم در واقع هیولا وتیغ دو دمی است که از هر دوطرف فقط گردن ملت را به عنوان اقشار آسیب پذیرومصرف کننده میبرد واستخوانهای مردم را در زیر دست وپای سنگین خود له میکند.اینکه چه کسانی از ناحیه تورم متضرر شده وچه کسانی سود میبرند را ذیلاً به آن میپردازم .
برای اینکه بیشتربه موضوع بپردازم لازم است تا چند سوال را مطرح کنم
سوال اول: آیا حل تورم برای هر دولتی یک آرزو است یا فقط شعار و بازی سیاسی است؟
با توجه به سوال بالا آیا میتوان نتیجه گیری کرد که همه دولتها در دنیا ناکارآمد هستند؟! چون در مقاطعی تورم را حتی با درصدپایین تجربه نموده اند.
سوال دوم:با اینهمه اقتصاددان و تئوریسین اقتصادی چرا این مشکل حل نمیشود؟
با توجه به سوال فوقمیشود گفت که این همه هزینه برای تحصیل علم اقتصاد بیهوده بوده است؟! وعلمای علم اقتصاد دیگر قدرت علمی سابق برای تئوری پردازی وارائه راهکار را ندارند .
سوال سوم : برای حل مشکل تورم نیاز به علم یا تئوری وراه حل جدیدی داریم؟
سوال چهارم:آیا آمار وارقام اقتصادی ارائه شده توسط دولتها غیر واقعی است وعلمای علم اقتصاد را دچار سردرگمی نموده .
سوال پنجم: بالاخره مقصر اصلی در ایجاد این معضل اقتصادی کیست؟علماوتئوریسینهای اقتصادی٬برنامه ریزان وتصمیم گیرندگان وتصمیم سازان اقتصادی وابسته به دولتها٬تولید کنندگان مواد اولیه٬مصرف کنندگان مواد اولیه وکارخانه داران٬مصرف کننده نهایی (مردم)
متضرر اصلی در تورم کیست وچرا تاکنون هیچ دولتی موفق به حل مشکل حرکت رو به جلوی قیمتها (تورم) نشده است .
فکر نکنم دولتی در دنیا وجود داشته باشد که هدف وبرنامه اش مهار که چه عرض کنم حتی محدود کردن افزایش قیمتها باشد.چرا که اصلاْ افزایش قیمتهاضرری برای دولتها ندارد که هیچ ٬بعضاْ منافع هم شامل حال آنها میکند. به همین دلیل اصلاْ لزومی ندارد که به فکر حل آن باشند وغیر منطقی است که در مقابل حرکتی که تضمین کننده منافع آنها ست بایستند.افزایش قیمتها وکنترل آن مثل مسابقه فوتبالی است که ظاهراْ بین دوتیم سایرین(بنگاههای اقتصادی) با ملت برگزار میشود ولی توپهایش همیشه تو دروازه ملتهاست وبرنده آن هم همیشه تیم سایرین (بنگاههای اقتصادی )هستند.
در نظر داشته باشیم که در تعاریف علم اقتصاد وتقسیم بندیهای صورت گرفته دولت هم با توجه به ماهیت کاریش یک بنگاه اقتصادی محسوب میشود.
2- تورم چيست؟
یک تصویر ذهنی برای خود ایجاد کنید چشمانتان را ببندید وفکر کنید که قصد دارید مجلس مهمانی با تعدادی مهمان مشخص برگزار کنیدومنتظرید تا پایان ماه برسد و حقوقتان را واریزکنند بعد از واریز حقوق ٬شب باتفاق خانواده برنامه ریزی لازم برای خرید مایحتاج روانجام میدهید.بعد از تهیه لیست اقلام وبرآورد قیمت آنها ٬مبلغ مورد نیاز رااصطلاحاْ تامین اعتبار نموده وبا ژست خاصی که پیش خانواده میگیریدمبلغ مورد نظررا کنار میگذارید وصبح با گرفتن مرخصی باتفاق خانواده برای خرید عازم میشوید هنگام ورود به بازار متوجه میشوید که بدلایل مختلف اعم از افزایش قیمت طلا وافزایش قیمت نفت واحتمال حمله اتحادیه اروپا به قلان کشور وکشف معادن جدید گاز واعتصاب در اسپانیا وترور در فلان کشور امریکای جنوبی وانهدام فلان باند مواد مخدر در مکزیک وافزایش تحریمها علیه ایران توسط برخی کشورها و..... قیمت اقلام مورد نیاز شما بالا رفته وتوان خرید آنها را دیگر ندارید.
واقعاً در این لحظه چکارباید کرد؟ مهمانی را کنسل نماییم یا به روشهای دیگر مثل قرض نمودن وخرید نسیه ویا کاهش تعداد مهمانها ویا کاهش کیفیت پذیرایی وکم کردن از سرو ته اقلام و ....روشهای دیگرمتوسل شویم.
نمیدانم شما این بحران پیش آمده برای خود را چگونه مدیریت میکنید وچه راه حلی را برمیگزینید.
اینک با سرخوردگی پیش زن وبچه٬دمق به منزل بر میگردید. صرف نظر از تاثیرات روانی و اوقات تلخی وبقیه اتفاقات که بعد از خرید بین خانواده پیش می آید که اصلاْ مهم نیستند! حالا به همه اینها اضافه کنید درآمد شما را که همچنان ثابت مانده وتغییری نکرده به این میگن تورم .با این تعریف دیگه تورم یک موضوع اقتصادی نیست بلکه یک معضل اجتماعی است .
تعريفهاي مختلفي از تورم وجود دارد که همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تعریف علمی وخلاصه ای که میتوان از تورم مطرح کرد عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي ميشود.
آیا با تعریف غیر علمی ونگاه منفی میتوانیم بگوییم که تورم دیگر یک ورم گیر کرده در یک نقطه نیست بلکه یک حرکت است٬حرکتی حساب شده وبا برنامه توسط سایرین (بنگاههای اقتصادی )که با افزایش بهای کالاهای اساسی مورد نیاز مردم ودر نتیجه واریز سودهای بی حساب به جیب سایرین(بنگاههای اقتصادی )ضمن تامین کسری بودجه باعث ایجاد اختلاف طبقاتی بیشتر ودر نتیجه افزایش فقر بین افراد جامعه میشود.
سوال آخر اینکه راه حل تورم چیست ؟؟؟!!!
آنچه روشن است این است که همزمان با افزایش سطح عمومی قیمتها٬ درآمد خانوارها وافراد نیز باید همزمان افزایش پیدا کند٬ولی با چه روشی ؟٬سوالی است که اگرچه راه حل دارد ولی نیاز به بررسی ومطالعه داشته و از همه مهمتر همت برای اجرای آن وجود داشته باشد. و
ویک سوال وابهام دیگر اینکه چرا دولتها (با توجه به اینکه از تورم سود میبرند)متولی حل بحران تورم هستند وقوای دیگر مثل قوه مجریه یا قضاییه در کشورها نباید برای این موضوع فکر وراه حل پیدا نموده ومتولی مهار آن شوند .
راستی چرا؟؟؟