در مینودشت یک گوساله شکار پلنگ گرسنه شد

 
در مینودشت
یک گوساله شکار پلنگ گرسنه شد

خبرگزاری فارس: در نخستین ساعات بامداد یکشنبه یک گوساله در مینودشت شکار پلنگ گرسنه شد.

به گزارش خبرنگار فارس از گرگان در نخستین ساعات بامداد یکشنبه یک گوساله در مینودشت شکار پلنگ گرسنه شد.

معاون محیط طبیعی و تنوع زیست اداره کل محیط زیست استان گلستان در این خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در گرگان گفت: شرایط آب و هوایی و گرسنه ماندن حیوانات، اصلی‌ترین دلیل حضور آنها در مناطق مسکونی است.

نعمت‌الله مهاجر با اشاره به اتفاقات مشابهی که در سال 1390 در سطح استان رخ داده بود بیان داشت: افرادی که در مجاورت جنگل‌ها و کوه‌ها سکونت دارند باید ضمن مراقبت و از ترددهای غیرضروری در مناطق جنگلی به خصوص در ساعات ابتدایی و پایانی روز پرهیز کنند تا خدای ناکرده اتفاقی ناخوشایند در برخورد با حیوانات وحشی برای آنها رخ ندهد.

وی خاطر نشان کرد: دامداران و چوپانان هم حصارکشی‌های دور دامداری‌ها و محل نگهداری حیوانات را تقویت کنند و در صورت امکان محوطه‌های داخلی و اطراف دامداری خود را به روشنایی تجهیز کنند.

معاون محیط طبیعی و تنوع زیست اداره کل محیط زیست گلستان عنوان کرد: ماموران محیط زیست با حضور در مناطقی که احتمال حضور حیوانات وحشی نظیر گرگ و پلنگ را دارد این آمادگی را دارند با استفاده از سلاح‌های بیهوشی این حیوانات را کنترل کنند و به مراکز مربوط به نگهداری حیوانات یا زیستگاه‌های طبیعی آنها انتقال دهند.

بازماندگان حسن صباح ولانه سيمرغ رادر مینودشت ببينيد!

شما قله قاف شنیده اید اما قلعه‌ قافه​ را حتماً ندیده اید كه باید ببینید.

روستای قلعه ‌قافه ، پیشنهاد اين آخر هفته ماست كه برای سفر به آن باید ابتدا بروید مینودشت و بعد به سمت جنوب حركت كنید و آنقدر در جاده سبز و جنگلی از ده حسین کرد و علی‌آباد و عروسك ودروك و كوه كمر وزندانچال وبلمجرک بگذرید و برسید به روستای قلعه‌قافه.

قلعه‌قافه از توابع بخش مركزی شهرستان مینودشت در استان گلستان است كه در 135 كیلومتری گرگان قرار دارد. مردم این روستا آن طور كه در كتاب گردشگری روستایی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نقل شده است اجداد خود را از بازماندگان حسن صباح می‌دانند و اگر از آنها معنای نام روستای شان را بپرسید می‌گویند «لانه سیمرغ».

این روستا را از آن جهت قلعه‌قافه نامیده‌اند كه در منطقه‌ای كوهستانی با شیبی تند قرار دارد. چرا ما بی‌آن‌كه درباره جاذبه‌های قلعه‌قافه برایتان بگوییم نشانی‌اش را به شما دادیم؟ چرا نگفتیم رودخانه چهل‌چای كه از وسط روستا می‌گذرد آن را باصفا و سرسبز كرده و باعث شده به قلعه‌قافه بالا و پایین تقسیم شود؟ چرا از معماری پلكانی روستا برایتان تعریف نكردیم؟ از خانه‌های یكرنگ و یك شكلش كه روستا را از دور به نقاشی شبیه كرده‌اند... از زمین‌های زیر كشتش كه مثل پارچه‌ای چهل‌تكه دور روستا پیچیده شده‌اند... از كوچه‌های باریك و پیچ در پیچش كه زیر سایه درختان آرمیده‌اند و....

چرا ما اینها را برایتان نگفتیم؟ شاید به این دلیل كه كاملا مطمئن بودیم شما بعد از این همه سال كه هر هفته مكان ‌های گردشگری مختلفی را در صفحه آخر چاردیواری برایتان معرفی كرده‌ایم به ما اعتماد می‌كنید و پیشنهادمان را چشم بسته می‌پذیرید و بار سفر می‌بندید، شاید هم با خودتان حساب و كتاب كرده‌اید كه به هرحال، هر تكه از ایران در فروردین، بهشت است و قلعه‌قافه هم از این قاعده مستثنی نیست؛ باور نمی‌كنید؟ خودتان بروید، ببینید تا مطمئن شوید.

منبع

اصل 90/10 را کشف کنید

اصل 90/10 را کشف کنید

این اصل، زندگی شما را دگرگون خواهد کرد
(یا حداقل، روش شما در عکس‌العمل به مسائل را متحول خواهد کرد)
 
این اصل چیست؟
10% از زندگی، آن چیزی است که برای ما اتفاق می‌افتد.
 
... و 90% از زندگی را خود شما با واکنش‌هایتان به امور تعیین می‌کنید.
  
این یعنی چه؟
یعنی ما واقعا بر 10% از اتفاقاتی که برایمان می‌افتد هیچ کنترلی نداریم. 
ما نمی‌توانیم ماشین در حال سقوطی را از سقوط کردن بازداریم.
هواپیما ممکن است دیر برسد و تمام زمان‌بندی‌های ما را به هم بریزد.
یک راننده دیگر ممکن است ما را در ترافیک اسیر کند.
 
ما بر این 10% هیچ کنترلی نداریم.
اما، 90% دیگر، فرق دارند.
90% بقیه را «شما» تعیین می‌کنید.
چگونه؟
با عکس‌العمل‌هایتان

چراغ خطر را شما کنترل نمی‌کنید.
اما، شما می‌توانید واکنش خود را به آن کنترل کنید.
اجازه ندهید مردم شما را احمق فرض کنند.
«شما» می‌توانید واکنش‌های خود را کنترل نمایید.
اجازه بدهید مثالی بزنم ...

شما با خانواده‌تان در حال صرف صبحانه هستید.

دست دخترتان به فنجان قهوه می‌خورد و فنجان روی
لباس کار شما می‌ریزد.
 
شما روی این اتفاق، هیچ کنترلی ندارید.
بعد چه اتفاقی می‌افتد؟
 
این، با واکنش شما تعیین می‌شود

 شما فریاد می‌زنید.

دخترتان را به خاطر ریختن قهوه، با خشونت سرزنش می‌کنید.
او شروع به گریه می‌کند.
بعد از سرزنش دختر، رو به همسرتان کرده و
او را به خاطر گذاشتن فنجان نزدیک لبه میز
مواخذه می‌کنید.
و یک درگیری لفظی پیش می‌آید.
با عصبانیت، به طبقه بالا رفته و لباستان را عوض می‌کنید.
به طبقه پایین برگشته، و دخترتان را می‌بینید که در حالیکه گریه می‌کند،
مشغول تمام کردن صبحانه‌اش است تا برای رفتن به مدرسه حاضر شود.
او از سرویس مدرسه هم جا می‌ماند.
 
همسرتان رفته، چون باید زودتر سر کارش می‌رسید.
شما به سوی ماشین می‌دوید تا سریع‌تر دخترتان را به مدرسه برسانید.
چون دیر شده،
با سرعت 70 کیلومتر در ساعت،
در جایی که حداکثر سرعت مجاز، 50 کیلومتر بر ساعت است می‌رانید.
 
با 15 دقیقه تاخیر و پرداخت 60 دلار جریمه،
به مدرسه می‌رسید.
دختر شما، بدون خداحافظی، پیاده شده و به طرف ساختمان مدرسه می‌رود.
پس از رسیدن به محل کار، و با 20 دقیقه تاخیر،
متوجه می‌شوید که کیفتان را جا گذاشته‌اید.
 
امروز بسیار بد شروع شد. این‌طور که پیش می‌رود، به نظر می‌رسد بدتروبدتر شود.
 
به هرحال منتظر می‌مانید تا به خانه برسید.

 و به خانه که می‌رسید، متوجه اشکالی در رابطه همسر و دخترتان با خود می‌شوید.

  چرا؟
به خاطر رفتاری که صبح انجام دادید.
چرا شما چنین روز بدی داشتید؟
 
الف) آیا قهوه باعث شد؟
ب) آیا دختر کوچک باعث شد؟
ج) آیا پلیس باعث شد؟
د) آیا «شما» باعث شدید؟
جواب، گزینه « د» است.
 
شما هیچ کنترلی بر اتفاقی که برای فنجان قهوه افتاد نداشتید.
اما چگونگی واکنش شما در آن 5 ثانیه
باعث پدید آمدن آن روز بد شد.
.
این چیزی است که آن روز، می‌توانست و می‌باید اتفاق می‌افتاد:
 
قهوه روی لباس شما می‌ریزد.
دخترتان بغض می‌کند.
شما به ملایمت می‌گویید:
«اشکالی نداره عزیزم، فقط از این به بعد بیشتر دقت کن»
سریع، یک حوله برمی‌دارید و به اتاق بالا می‌روید، لباستان را عوض می‌کنید.
کیفتان را برمی‌دارید، می‌روید طبقه پایین. از پشت پنجره، دخترتان را می‌بینید
که سوار سرویس مدرسه‌اش می‌شود.
او برمی‌گردد و برای شما دست تکان می‌دهد.
شما 5 دقیقه زودتر، با سلامی شادمانه به همکاران، از راه می‌رسید.

تفاوت را احساس می‌کنید؟
 
دو سناریوی متفاوت
هر دو با یک شروع و هر کدام، با پایانی متفاوت
 چرا؟
به خاطر نوع واکنش شما.
شما، واقعا بیش از 10% بر چیزی که
در زندگی‌تان اتفاق افتاد، کنترل نداشتید. 90% بقیه، با واکنش شما مشخص شده است.
  
در اینجا چند روش برای به کار بستن اصل 90/10 را می‌آوریم:
اگر کسی، علیه شما چیزی گفت،
مانع نشوید.
اجازه بدهید آتش حملاتش خاموش شود.
شما نبایداجازه بدهید که نظرات منفی
روی شما تاثیر بگذارد.
و بهترین عکس‌العمل را انجام دهید تا روزتان خراب نشود.
یک عکس‌العمل اشتباه، ممکن است منجر به ازدست دادن یک دوست،
اخراج شدن، یا به شدت عصبی‌شدن شود.
 
اگر کسی در ترافیک راه شما را ببندد، عکس‌العمل شما چیست؟
آیا تعادلتان را از دست می‌دهید؟
یا به فرمان می‌کوبید؟ (یکی از دوستان خود من، فرمانش به همین خاطر کج شده بود)
آیا ناسزا می‌گویید؟ یا آمپر می‌چسبانید؟
چه کسی نگران است اگر شما 10 ثانیه دیرتر به سر کار برسید؟
چرا اجازه می‌دهید ماشین‌های دیگر باعث شوند رانندگی شما خراب شود؟
 
اصل 90/10 را به خاطر بیاورید،
و اصلا نگران نباشید.
به شما گفته‌اند که شغلتان را از دست خواهید داد.
چرا آزرده و بی‌خواب شده‌اید؟
این مشکل حل خواهد شد.
این انرژی و وقتی که صرف نگرانی می‌کنید را
صرف یافتن یک کار جدید کنید.
 
هواپیما تاخیر دارد. و این باعث می‌شود که زمانبندی امروز شما فشرده‌تر شود.
چرا ناراحتی خود را سرِ خدمه پرواز خالی می‌کنید؟
او بر آنچه پیش می‌آید، کنترلی ندارد.
از زمانتان برای مطالعه، یا شناختن بقیه مسافران استفاده کنید. چرا عصبانیت؟
این کار، وضع را خراب‌تر خواهد کرد.
 
اکنون شما اصل 90/10 را می‌دانید.
آن را به کار بگیرید تا از نتایج آن شگفت‌زده شوید.
امتحان آن ضرری ندارد.
اصل 90/10 فوق‌العاده است.
افراد اندکی این اصل را می‌دانند و آن را به کار می‌گیرند.
نتیجه؟
خودتان آن را به چشم خواهید دید!
 
میلیون‌ها انسان از مهار نکردن استرس،
بلایا، مسائل و سردرد
رنج می‌برند.
همه ما باید اصل 90/10 را درک کرده،
و آن را به کار ببریم.
آن اصل می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد!
... از آن لذت ببرید ...
فقط نیروی اراده لازم است تا خود را مجاب کنیم 
و تمرین بیشتری داشته باشیم.

 به طور قطع، هر کاری که ما انجام می‌دهیم، بخشیدن، صحبت کردن، یا حتی فکر کردن، مانند بومرنگ هستند. آنها به سوی ما بازمی‌گردند...

 اگر می‌خواهیم چیزی دریافت کنیم، می‌بایست اول یاد بگیریم که ببخشیم...
ممکن است با دستان خالی از دنیا برویم،
اما قلب ما از عشق لبریز خواهد بود...
و کسانی که عاشق زندگی هستند نیز،
این احساس در قلبشان حک شده است.
نویسنده استفن کاوی

۱۳۰روز تعطیلی ایران اصلا هم زیاد نیست

۱۳۰روز تعطیلی ایران اصلا هم زیاد نیست؛ ژاپن ۱۲۷روز، چین ۱۰۴روز و آلمان ۱۲۱روز تعطیلی دارند/

شهری - میزان تعطیلات در ایران از جمله موضوعاتی است که هیچ وقت کهنه نمی شود؛ همیشه برای مردم جذاب است.

اعلام 130 روز تعطیلی در سال 91، با واکنش کاربران خبرآنلاین مواجه شد.

کاربری دراین باره نوشته است: "تعطیلی ها رو همه میدونیم روزهایی که تعطیل نیست رو اعلام کنید مردم بدونند برند سرکار !!
کشور جهان سوم که میگن همینه دیگه ..حالا تعطیلی های آمریکا کانادا نه همین ژاپن آسیایی مقایسه کن"

و مخاطبی نوشته است: "این تعطیلی پنچشنبه ها مخصوص نورچشمی ها یعنی پایتخت نشدنان می باشد، شهرستانی ها 29 روز تعطیلی دارند"

و همچنین: "بیشتر از یک سوم سال تعطیل است؟!!اونوقت توقع پیشرفت هم داریم!!حالا کاش لااقل تو اون دوسوم غیر تعطیل هم درست کار میکردیم قربونش برم سر کار رفتنمون هم با تعطیل بودنمون فرقی نداره!"

کاربری هم تعطیلات را به سود بیکاران دانسته است: "کاش بیشتر بود، چون افزایش تعطیلات به معنی کاهش روزهای بیکاری افراد جویای کار بی کار میشود؛ جالبه!!!"

و یا: "این تعطیلات شامل شهرستان ها نمی شود. چرا که پنجشنبه ها ما تعطیل نیستیم.
خوب بود تعطیلی مدارس را محاسبه می کردید.
130 روز 120 روز تابستان 25 روز 30 روز شرایط آب و هوایی= نارضایتی فرهنگیان؟!!!!!
کلاسهای خصوصی اجباری و پول و هزینه مدارس را هم محاسبه کنید به نتایج جالب انگیزی می رسید"

اما یکی از مخاطبان معتقد است این تعداد تعطیلی اصلا هم زیاد نیست. او نوشته: "مناسب است مقداری با تحقیق در مورد تعطیلی سایر کشورها خبر تهیه شود؛ در سال 2012 بطور مثال در کشور چین 18 روز تعطیلات رسمی و 104 روز تعطیلات آخر هفته میباشد که بالغ بر 122 روز می شود ویا در کشور ژاپن در سال 2012 تعطیلات رسمی بالغ بر 23 زوز بوده وبا تعطیلات آخر هفته بالغ بر 127 روز می شود ویا در آلمان کل تعطیلات بالغ بر 121 روز می شود."

منبع خبر

 

مقایسه احمدی‌نژاد و اوباما درفیس‌بوک+عکس

مقایسه احمدی‌نژاد و اوباما درفیس‌بوک+عکس
دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۴۵
اقدام کاربران آمریکایی در مقایسه تطبیقی میزان تهدیدات ایران و آمریکا برای صلح جهانی، مورد استقبال کاربران فیس‌بوک قرار گرفت.
به گزارش افکار نیوز به نقل از سایت اوباما، اقدام کاربران آمریکایی در مقایسه تطبیقی میزان تهدیدات ایران و آمریکا برای صلح جهانی، مورد استقبال دیگر کاربران در فیس‌بوک قرار گرفته؛ به طوری که پس از گذشت تنها ۷ ساعت، بیش از ۶۵۰ کاربر آمریکایی این تصویر را محبوب نموده و نزدیک به ۴۲۰ کاربر نیز آن را در صفحات خود بازنشر کرده‌اند.

در این مقایسه تصویری که از سوی صفحه "افشای واقعیت" در فیس‌بوک انجام شده است، تعداد سلاح‌های اتمی دو کشور، تعداد استفاده از این نوع سلاح‌ها توسط ایران و آمریکا علیه بشریت، بودجه نظامی دو کشور در سال ۲۰۱۰ و تعداد کشورهایی که از سال ۱۹۸۰ تاکنون، از سوی ایران و آمریکا مورد حمله واقع شده‌اند، مورد مقایسه قرار گرفته است.


براساس این مقایسه کاربران آمریکایی، آمریکا نزدیک به ۸۵۰۰ سلاح هسته‌ای دارد و این در حالی است که این کشور، ایران را که هیچ سلاح هسته‌ای ندارد، یک تهدید معرفی می‌کند.

به علاوه، آمریکا تاکنون دو بار از سلاح هسته‌ای علیه بشر استفاده کرده در حالی که ایران این کار را انجام نداده است.

در بخش دیگری از این مقایسه، نشان داده شده که به رغم انتقادات آمریکا به برنامه‌های نظامی ایران، این کشور در سال ۲۰۱۰ بیش از ۶۸۷ میلیارد دلار صرف نظامی‌گری خود کرده و این در حالی است که بودجه نظامی ایران در این سال تنها ۷ میلیارد دلار بوده است.

به علاوه، آمریکا از سال ۱۹۸۰ تاکنون یعنی طی نزدیک به سه دهه، به ۱۶ کشور حمله کرده؛ در حالی که ایران در این مدت به هیچ کشوری حمله نکرده بلکه از سوی صدام و به کمک آمریکا مورد حمله نیز واقع شده است.

در بخش دیگری از این مقایسه تصویری آمده، آمریکا همیشه با استفاده از ابزارهایی چون اعمال تحریم، ترور و خرابکاری علیه مخالفانش، این کشورها را تحت فشار قرار داده و این در حالی است که ایران هیچگاه از این روش‌ها علیه کشورهای مخالف خود استفاده نکرده است.

این گروه آمریکایی در پایان خطاب به افکار عمومی خود عنوان کرده است: بساط ظلم کشور شما را فرا گرفته، به خود بیایید.

نقش وتاثیرسهم خواهان در توسعه وعقب افتادگی منطقه مینودشت گالیکش کلاله ومراوه تپه

         شاید این واژه به لحاظ ادبیاتی یا فرهنگ لغتی معانی گسترده ای داشته باشد ومحدوده وسیعی را شامل شود  ولی بنده از این کلمه برای تعریف شخصیت افرادی که در زمانهای خاص اقدام به باجگیری البته به روش مدرن مینماینداستفاده میکنم  وبیشتر هدفم رونمایی از چهره این افراد وجنبه های شخصیتی آنها صرفاً در فعالیتهای سیاسی واجتماعی است.

       حتماْ شما در طول زندگی خود حداقل یکبار حضور در فعالیت اجتماعی ‌‌٬سیاسی٬فرهنگی٬ و....راتجربه کرده اید اگر جواب مثبت است که قطعاْ با مرور گذشته در ذهن خودمیتوانیدبااین نوشتار ارتباط برقرار کنید واگر تجربه نکرده اید حتماْ در بدو این تجربه میتوانید با کمی کنجکاوی به این شناخت برسید.

      در گیرودارهر حرکتی که همه در تلاش برای رسیدن به هدف جمعی هستند٬کافی است با کمی وفقط کمی توجه چهره هایی را ببینید که دائم دوست دارند همزمان درمتن و حاشیه مجلس دیده شوند.این افرادبا هدف مشخص وبا برنامه ریزی قبلی که بادوستان وشرکاء وهمفکران خود انجام میدهند از طریق ارتباط چهره به چهره٬نزدیک وکلامی با بانیان ومتولیان اصلی مجلس (بزرگان یا ریش سفیدان ویا رهبران فکری آن جمع ) وبلافاصله حضور سریع در بین مجریان وجسارتاْاجراکنندگان وکارگران وسیاهی لشکرهای جلسه ونیز ارتباط کلامی باآنها(که معمولاْ همان شرکاء خود هستند)وحتی دستور برای اجرای یک کار خاص و اجرای سریع کار توسط مجریان (شرکاء)بدنبال اثبات این ذهنیت نزد متولیان مجلس هستند که ما لیدروصاحب نفوذ نزدسیاهی لشکرها هستیم  ونیز به سیاهی لشکرها وکارگران این تفکر را القاء کنند که آنها مشاور ورابط ومعتمد بزرگان میباشند وبا برقراری این ارتباط دوسویه بین برگزارکنندگان مجلس وسیاهی لشکرها به منافع خاص ٬بعضاْ شوم وپلید خود نیز برسند .

      حالا که این افرادبرای ما قابل شناساسایی شدند وبه چشم ظاهر توانستیم آنها را ببینیم نوبت نامگذاری بر روی آنهاست که بنده همان نام سهم خواهان را برای آنان در نظر گرفتم .

      از ویژگیهای بارز ومشخصه اصلی این افراد میتوان به موارد ذیل اشاره نمود ۱-محدود وکوچک بودن تشکل (که معمولاْ به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند)۲- حرص و طمع زیاد آنها برای دستیابی به منافع بیشتر ۳-بی اعتمادی به دیگران در فعالیتهای جمعی ۴-تعریف وبزرگ نمایی از یکدیگر نزد دیگران بدون تعریف از خودبا نیت صادق وکارا معرفی کردن گروه ۵-گره خوردن منافع افراد در منافع گروه واولویت منافع درون گروهی بر منافع شخصی ۶-دارای هدف وبرنامه هستند(البته در جهت تحقق منافع شخصی)اما هدف این افراد فقط بر یک اصل استوار وتعریف شده است و چیزی جز منافع صنفی وخاص گروه کوچک خودشان نیست وشعار عملیاتی آنها هم مصداق عملی این ضرب المثل است که میگوید دیگی که برای ما نمیجوشه میخوام توش سر سگ بجوشه  چرا که منافع شخصی آنها کاملاْ درگرو موفقیت وشکست آنها در برنامه هایشان است .آنها در تمام فعالیتها علاوه بر هدفمند بودن با برنامه ریزی هم حضور پیدامیکنند وبا تقسیم کار وداشتن شرح وظایف در محافل ومجالس شرکت نموده ودر جهت تحقق اهداف خود قدم بر میدارند ضمن اینکه در این بین افراد بلاتکلیف هم  تحت تاثیر بیانات وروابطشان به آنها ملحق میشوند.

        نحوه عمل آنها نیز با توجه به توضیحات بالا بدین صورت است که پس از جا انداختن خود بین مردم به عنوان افراد صاحب نفوذ ومتمکن ودلسوز به حال مردم وکارراه انداز و.... ومثبت نمودن نگاهها به سمت خود آنگاه در پشت صحنه بدون اینکه مردم متوجه شوند با صاحبان ومتولیان مجالس وارد مذاکره شده وبا نشان دادن تصاویر وصحنه هایی که نشان از حضور مردم در پشت سر آنهاست اقدام به اخاذی وسهم خواهی مینمایند .البته نوع سهم خواهی آنها مدرن است ومتفاوت ومعمولاً با قیمت بالا وجایگاه های بالای اداری معامله میکنند .

      برای این افراد مهم نیست که در چه جمعی ویا در چه مکانی وبا چه افرادی وارد مذاکره میشوند  آنچه که مهم است گروهها،جماعتهاومکانهایی است که در زمانهای خاص مورد استقبال عمومی واقع میشوند. گاه در یک هئیت ورزشی وگاه در یک هئیت مذهبی گاه در زیر بیرق ثروتمندان وگاه در موسسات خیریه وگاه در هردوی آنها گاه در انتخابات مجلس در یک ستاد وگاه با تقسیم نیروهای خود بین کاندیداهایی که احتمال موفقیت دارند گاه در کنار یک کاندید وگاه در مقابل همان کاندید گاه در انتخابات ریاست جمهوری در لباس اصلاحات وگاه در نقطه مقابل اصلاحات وگاه هم در چهار یا پنج ستاد وجالبتر از همه اینکه در تمام ستادها هم به عنوان لیدر یا رییس ستاد وهسته مرکزی عمل میکنندودر جریان تمام زیروبم اقدامات ستادها هستن ودر پایان شب با جلسه ای خصوصی با ردوبدل کردن اطلاعات، برنامه های روز بعد را تعریف میکنند وباز آنچه جالبتر از همه است این است که وقتی به لیست اعضاء ستادها مراجعه میکنی میبینی که نام آنها در لیست تمام ستادها جزء افراد خاص آن ستادها نوشته شده.                                                                                                          

     بهر حال آنچه مسلم است این است که ما باید کمی دقت کنیم تا گول این افراد را نخوریم اگر تا بحال به این موضوع توجه نکرده بودیم منبعد توجه کنیم اگر تاالان بین ما وآنها شرم وحیا بوده منبعد دقت کنیم تا از این شرم وحیای ما سوءاستفاده نشود اگر تا الان از تفکر ما دیگران در جهت منافع خودشان سوء اسفاده کرده اندمنبعد نشود  وهزاران اگرهای دیگر ودر نهایت اینکه اگر تا الان سر ما کلاه رفته منبعد مواظب باشیم سرمان کلاه نرود.                                                                                               

       حالا که این افراد راشناختیم و با ماهیت حقیقی آنها آشنا شدیم وقت آن است که برای یکبار هم که شده وجدانمان را قاضی کنیم ومصداقهای عملکردی آنها رامورد بررسی وتجزیه وتحلیل قرارداده  تاببینیم نقش این افراد در عقب افتادگی منطقه چقدر تاثیر گذار بوده آنگاه وظیفه داریم تا این امانت را به دیگران منتقل نماییم وچهره حقیقی این افراد را برای دیگران معرفی نماییم .                                                                                              

"چهره برترشهرمینودشت در سال۹۰؟؟؟"

"چهره برترشهرمینودشت در سال۹۰؟؟؟"

با سلام واحترام خدمت همه عزیزان شهروند مینودشتی .

رسم بر این است که در همه نقاط دنیا هر ساله با توجه به ماهیت کاری وتخصص اجرائی افراد توسط عوامل رسمی یا غیر رسمی، با رای گیری  برترین چهره ها را در آن تشکل یا حرفه معرفی میکنند. این اقدام ما یک اقدام رسمی نیست صرفاً جهت اطلاع میباشد وبه هیچ جایگاهی غیر از خدا  وابسته نیست واهداف ما نیز در ذیل قید شده است ونتیجه کار هم مبنی بر اینکه چه کسانی بیشترین رای را خواهند آورد صرفاًاحترام به آراء دوستان است وهیچ منافع شخصی برای کسی در بر نخواهد داشت الا کسانی که برترین میشوند وفقط کار آنها در مقابل مردم عزیز وفهیم مینودشت وخدا سنگین تر می شود.                                                                                                                                 لذا بنا به دلایل ذیل تصمیم گرفتم تا با استارت این کار ضمن بدعت شکنی ،اینکه انتخاب برترینها صرفاً نباید در سطح کلان انجام شود ومیتوان آنرادر محیطهای کوچکتر هم اجرا کردو الگوئی شویم برای سایر شهرهای کوچک.

1-به دوستان وعزیزان خدمتگزار مردم مینودشت اعلام کنیم که عملکرد ما درمعرض دید است وهرساله میتوانیم با عملکرد خوب نام خود رادر این لیست قرار دهیم  .

2-وقتی ارزیابی عملکرد انجام شود دوستان قطعاً به سمت اصلاح وبهینه سازی کارهای اجرائی خود خواهند رفت.در نتیجه هم آنها ونیز ما وظیفه خودرا خوب انجام داده ایم ، وآنکه بیش از همه سود میبرد مجری ، پس از آن شهروندان، وشاید اگر توفیقی باشد کمی هم نصیب ما شود .ودر نهایت همه به توسعه شهر ورسیدن به مدینه فاضله خود کمک کرده ایم.                                                            لذا دوستان اگر تمایل داشته باشند از این طریق نسبت به معرفی چهره مورد نظرشان با ذکر شاخه و نام شخص ودر چند کلمه علت انتخاب اقدام نمایند مثلاً دانش آموزی  آقا یا خانم ....بدلیل کسب رتبه یا فلان جایگاه در شهر یااستان یا کشور.                                                                                               توجه داشته باشیم که  شاخه خدمات کلی ترین شاخه است ومشمول حتی کسبه بازار هم میشود  وملاک سنجش عملکرد بدلیل اینکه موضوع به سال ۹۱ کشیده میشود  فقط سال ۹۰ باشد.

1- شاخه اجتماعی

2- شاخه فرهنگی

3- شاخه علمی 4- شاخه پزشکی
5- شاخه مهندسی 6- شاخه مذهبی ودینی
7- شاخه ورزشی 8- شاخه هنری
9- شاخه خدماتی 10- شاخه دانش آموزی

در پایان اعلام میکنم که این نوشته خالی از اشکال وایراد نوشتاری وانشائی نیست ولی برای شروع با دید مثبت به آن نگاه کنیم وخوشحال خواهم شد در اصلاح نوشتار کمکم کنید .

چون این نوشتار بدلیل نوپا بودن وبلاگ وتازگی این اقدام در سطح محیط کوچک مینودشت  شاید دیر در معرض دید دوستان قرار بگیرید اجازه بدهید محدودیت زمانی برای آن انتخاب نکنیم .

نوروز باستانی مبارک باد.

نوروز مبارکنوروز باستانی و آغاز سال ۱۳۹۱ شمسی بر همه ی عزیزان مبارک باد.

برد -برد

 
رابطه برد-برد چيست ؟
من برنده تو برنده باوري است كه مي گويد همه ميتوانندبرنده شوند .روش در عين حال زيبا . خشني است . مي گويند من پايم را روي تو نمي گذارم ، اما اين اجازه را هم به تو نمي دهم كه پايت را روي من بگذاري .با اين نگرش به ديگران بها مي دهيد و موفقيت آنها را آرزو مي كنيد. اما در ضمن به فكر خودتان نيز هستيد وخودتان هم مي خواهيد موفق شويد.
 
  نگرش برنده-برنده مي گويد زمينه براي موفقيت فراوان است مسئله يا من يا تو مطرح نيست موضوع بر سر هر دو ماست. مسئله اين نيست كه چه كسي سهم بيشتري از كيك را نصيب مي برد براي همه غذا بيش از حد كفايت مي دهد .
 
چگونه می توان ارتباط  برد-برد را پیاده کرد؟

مديران و انسانهای موفق اصولي را براي اين كار تدبير ديده اند كه اين اصول پايبند12 قانون است:

  ۱-احترام متقابل.

۲- در جستوجوي نقاط اشتراك باشيد.

۳- نيازها، خواسته ها و نگرانيهاي خود را مشخص كنيد.

۴- در صورت لزوم بار ديگر به تعيين مشكل و يا موارد اختلاف و يا مشكل بپردازد.

۵- توجه خود را بيشتر بر نتيجه اي كه مورد قبول همه است متمركز كنيد.

۶- به ديگران نيز اختياراتي بدهيد و اندكي انعطاف پذير باشيد.

۷- با ذهن باز پيش برويد.

۸- ديد مثبت داشته باشيد و منفي بافي نكنيد .

۹- با همكاري يكديگر به حل مشكل بپردازيد.

۱۰- كلمه «اما» را از مجموعه واژگان خود حذف نماييد .

۱۱- اگر روش شما موثر واقع نمي شود ، تغييراتي در آن اجرا نماييد.

۱۲- يك نفس عميق بكشيد.

 توجه داشته باشیم که

احترام متقابل لازمه ارتباط موفق است
 
اگر بخواهيم مورد احترام ديگران واقع شويم بايد دو كار انجام دهيم:

 اول آنكه بايد به خود احترام بگذاريم ، زيرا اگر اينكار را نكنيم احتمالا هيچ كس ديگر نيز اينكار را نمي كند

 دوم آنكه بايد به فرد متقابل هم احترام بگذاريم ؛ ابزار احترام يك راه مطمئن براي كسب احترام است احترام نيز مانند خياباني دو طرفه است.

بنابراین احترام متقابل :

 يعني احترام گذاردن به خود و نيز به فرد مقابل .

  توجه 1:

مردم با كسي كه به حرفهاي خودش اعتقاد دارد همراه مي شوند حرفهايتان را با روح بيان كنيد . به سخنان خود سرزندگي بدهيد با هركه حرف مي زنيد به لحن خود گرمي بدهيد.

توجه 2:

نطقي كه با حرارت بيان شود ممكن است ماها و حتي سالها در خاطر بماند ولي نطقي كه سرد و بي روح ادا شود تاثير آن تا آخر هفته هم نمي ماند.
هر وقت به حرفهاي خود شور و حال مي دهيد خودتان هم به طور ناخودآگاه از اين شور و شوق بهره مند مي شويد .

 

اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه

اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه

هدف در تعلیم و تربیت به معنای وضع نهایی و مطلوبی است که به طور آگاهانه، سودمند تشخیص داده شده است و برای تحقق آن، فعالیت های مناسب تربیتی انجام می گیرد. اهداف تربیتی صحیفه سجادیه، با ملاک و معیار قراردادن خود انسان به اهداف غایی و واسطه ای و اهداف واسطه ای را به سه دسته کلی دیگر و هر یک از آن دسته ها به تقسیمات جزیی تر، تقسیم می شود. آنگاه با استفاده از فرازهای صحیفه سجادیه به بررسی و تحقیق در مورد هر یک از اهداف تربیتی فوق می پردازیم.

 هدف نهایی

امام سجاد(ع) در سراسر صحیفه سجادیه، هدف نهایی تربیت را خدای متعال، معرفی می کند و در تمام دعاها، مخاطب را با زبان دعا و مناجات به آن حقیقت یکتا راهنمایی می کند. امام(ع) با محور قراردادن خدا در دعاهای مختلف، به ما می فهماند که محور زندگی انسان در تمام شؤون آن، باید خدا باشد و منظور از این محور و هدف بودن خدا، همانا حضور خداوند در متن زندگی است. اساسا نقش هدف نهایی در مسیر زندگی، چیزی جز استمرار حضور و احساس آن نیست. همچنین حضرت(ع) راه های ارتباط انسان با خدا را قرب،عبادت، حیات و... بیان نموده است.

در این میان، یک سری اهداف واسطه ای نیز وجود دارد که حلقه های میانگین برای دستیازی به هدف نهایی است که مطلوبیت و ارزش خود را از هدف نهایی کسب می نماید و در طول آن قرار دارد. اهداف واسطه ای به سه دسته کلی خلاصه می شوند:

الف. اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با خداپیوند انسان با خدا در صحیفه سجادیه از معرفت و شناخت خدا آغاز می شود و با گرایش های عملی در قالب عبادت، توکل و شکرگزاری گسترش می یابد. محورهای کلی اهداف تربیتی در رابطه با خداوند در معرفت خدا، ایمان به او، تقوای الهی، عبودیت و شکرگزاری خلاصه می شود. در این مقاله، به مهم ترین هدف، که محور تمام اهداف تربیتی در رابطه با خداوند است، اشاره می کنیم.

 معرفت خدا

یکی از اهداف واسطه ای تربیت در صحیفه سجادیه" معرفت خدا" است. این هدف، کلید رسیدن به هدف نهائی است. شناخت هر چه بیش تر خدا، نقش مهمی در قرب به او دارد. بدون شناخت خداوند تقرب به او امکان پذیر نیست.(1) تخلق به اخلاق الهی، کسب ایمان و تقوی، توکل به او و غیره همه در گرو شناخت هر چه کامل تر اوست. شناخت سطحی، تمسک و ارتباط ضعیف را اقتضا می کند و برعکس، هر چه شناخت وسیع تر و عمیق تر گردد، زمینه ارتباط مستحکم تر می شود.

از این رو، یکی از مهم ترین اهداف تربیتی حضرت امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه تقویت هر چه بیش تر شناخت خداوند است. بدین منظور امام(ع) در دعاهای بسیاری به مسأله " خداشناسی" پرداخته است و با اشاره به موضوعاتی چون توحید و مراتب آن، ذات خدا و صفات خدا همچون خالق، قادر، غلام، رحیم، غنی، قوی، منعم، عزیز، حکیم و... به تقویت و تعمیق شناخت ما کمک می کند. حضرت امام سجاد(ع) در نخستین دعا، ضمن حمد و سپاس خداوند به شناساندن خدا می پردازد و می فرماید:

"خدایی که دیده های بینندگان از دیدنش ناتوانند و اندیشه های وصف کنندگان از عهده وصفش برنیایند. به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد."(2)

در این دعا امام(ع) با اشاره به ذات خداوند و این که قابل رؤیت نیست و همچنین با اشاره به صفت خالقیت خداوند، ما را به معرفت و شناخت خداوند هدایت می کند.

همچنین در فرازهای نخستین دعای عرفه(3) امام(ع) به" خداشناسی" می پردازد و بدین وسیله بر شناخت و معرفت ما می افزاید. امام(ع) در فرازهایی از دعای عرفه می فرماید:

"تویی آن که در آفریدنت شریکی یاریت نکرده و در کارت(آفریدن هرچیز) وزیر و معاونی تو را یاری ننموده، و بیننده و مانندی برای تو نبوده است."(4)

البته، ناگفته نماند که شناخت خدا، عنایتی است از سوی خدا به بندگان تا بتوانند ولی نعمت خود را بشناسند و وظایف خود را از قبیل شکرگزاری و ایمان به او، ایفا کنند. امام سجاد(ع) در این زمینه در نخستین دعا می فرماید:

"سپاس خدایی را که خویشتن را (علم، قدرت و حکمتش را) به ما شناساند و شکر و سپاس خود را به ما الهام نمود و درهای علم به ربوبیت و پروردگاریش را بر ما گشود. و بر اخلاص در توحید و یگانگیش راهنمایی مان فرمود."(5)

بنابراین، با توجه به این فرازها و دعاهای فراوان دیگر که در صحیفه سجادیه آمده است و تأکیدی که امام(ع) در این زمینه دارند، روشن می شود که یکی از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه هدایت پیروان به شناخت خدا و تصحیح نظام اعتقادی آنها است.

ب: اهداف تربیت صحیفه در خصوص ارتباط انسان با خودهدف واسطه ای دیگر از سلسله اهداف تربیتی صحیفه سجادیه، در محدوده ارتباط انسان با خود مطرح می گردد. انسان همان طور که با خدای خود ارتباط برقرار می کند و از مراحل تربیتی حاکم بر این ارتباط، اهدافی خاص برداشت می شود، همچنین دارای کنشها و واکنش هایی با خود است که بر مراحل تربیتی آن نیز اهداف خاصی حاکم است.

اهدافی که در این باب در صحیفه سجادیه مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت، اهداف گرایشی است که از دو بعد گرایش های مختص انسان از قبیل: خداجویی و فضیلت خواهی و گرایش های مشترک بین انسان و حیوان از قبیل: خوردن و آشامیدن و غرایز جنسی، تشکیل شده است.

در اینجا به یکی از اهداف گرایشی برای نمونه اشاره می شود.

 پرورش حس خداجویی

یکی از اهداف گرایشی تربیت در صحیفه سجادیه " پرورش حس خداجویِی" است. گرایش به خدا به عنوان خالق انسان و رفع کننده نیازها و مشکلات او در همه وجود دارد. این گرایش در فطرت همه وجود دارد و تغییر و تبدیل نیز در آن ممکن نیست.(6) امام سجاد(ع) در دعایی با اشاره به فطرت خداجوی انسان می گوید:

" به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد، سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید، و در راه محبت و دوستی به خود برانگیخت."(7)

برای پرورش این گرایش ابتدا باید به تقویت آن و برطرف کردن موانعی همچون گرایشهای پست غرایز حیوانی و اشتغالات روزمره، که انسان را از شناخت خدای متعال باز می دارد، بپردازیم. حضرت امام سجاد(ع) درباره این دسته از موانع عرض می کند:

" بار خدایا من داخل در صبح و داخل در شب می شوم در حالی که ، عمل و کردارم را اندک می بینم، کردارم مرا هلاک ساخته و هوای نفس و خواهشم تباهم گردانیده و شهوات و پذیرفتن خواهش های نفسم مرا بی بهره نموده است."(8)

همان طور که ملاحظه می شود، امام(ع) در این فرازها، هوای نفس و شهوات و رفتارهایی که از این دو ناشی می شود را به عنوان عوامل اصلی بازدارنده انسان از فطرت خداجویش و مسیر هدایت و سعادت، معرفی می کند.

در مرحله بعد، باید گرایش فوق، هدایت و راهنمایی شود تا به پرستش معبودهای دیگری از قبیل بت، ماه، ستاره و حتی دلبستگی مفرط به مقام، ثروت و غیره منجر نشود. به همین دلیل خدای متعال فطرت خداجویی در نهاد انسان قرار داده است تا انسان خودش را به یک حقیقتی وابسته و پیوسته بداند و خود را به آن حقیقت نزدیک و او را تسبیح و تقدیس کند.(9) همچنین عامل ضعف و ناتوانی ذاتی انسان در اداره امورش، مهم ترین عامل در راهیابی انسان به خالق خود است. این ضعف و فقر ذاتی، گویی در عمق جان انسان، احساس نیاز به موجود بی نیاز را به وجود آورده است. این احساس باطنی که غالباً ناخودآگاه و پنهان است، گرایش و میل و کشش به سوی غنی بالذات را پدید می آورد. بنابراین، با تقویت این احساس و تشدید آن، میل و گرایش مذکور نیز نیرومندتر و اثر آن در زندگی بیش تر خواهد شد. از این رو، امام سجاد(ع) در دعاهای بسیاری با تأکید فراوان بر فقر و نیازمندی انسان به خدا، تأکید می نماید:

"بارخدایا، من نیازمندترین نیازمندان به توام."(10)

"و بر فقر و نیازمندیم به درگاهت بیافزا."(11)

انحراف انسان، از اشتباه او در یافتن مصداق بی نیاز نشأت می گیرد. وقتی او در تشخیص بی نیاز مطلق از نیازمند دچار اشتباه گردید، آنچه را که مانند خود فقیر و نیازمند است به جای مبدا اصلی انتخاب کرده و به سوی آن میل می کند. امام سجاد(ع) می فرماید: "و خوارترین آنها نزد تو کسی است که تو او را روزی می دهی و او جز تو را می پرستد."(12)

بنابراین، پرورش خداجویی به عنوان یک هدف واسطه ای، احیا و تقویت این تمایل و هدایت آن به سوی متعلق واقعی آن یعنی خداوند است، به نحوی که نه تنها در شرایط دشوار بلکه در شرایط عادی نیز با قوت بروز پیدا کند و این در صورتی میسر می شود که انسان دایماً نقصان و فقر وجودی خود و غنا و بی نیازی خداوند را متذکر شود و در تشخیص مصداق بی نیاز مطلق به بیراهه کشانده نشود.

  اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با دیگران

فعالیت های انسان علاوه بر رفتارهای فردی، شامل سلسله ارتباطات او با دیگر انسان ها نیز می شود که با توجه به تنوع ارتباطات، دیدگاه های خاص تربیتی را می طلبد. این امر گاهی رنگ اجتماعی پیدا می کند و گاهی از دیدگاه سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد و گاهی هم با رویکرد اقتصادی به آن نظر می شود. با مطالعه دعاهای صحیفه سجادیه، که در زمینه ارتباط انسان با دیگران است، می یابیم که نظام تربیتی آن درصدد هدفمند کردن رفتارهای انسان در حیطه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در این بخش به ذکر نمونه ای از اهداف تربیتی فوق بسنده می کنیم:

یکی از اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباطات اجتماعی، نحوه ارتباط انسان با والدین است. از مهم ترین اهداف امام سجاد(ع) این است که هر چه بیشتر فرزندان را نسبت به وظایفشان از قبیل اطاعت، احترام، گذشت از والدین و احسان در حق ایشان، آشنا سازد و آنان را نسبت به آن وظایف تشویق نمایند. امام سجاد(ع) برای این منظور در دعای بیست و چهارم که دعا برای والدین است، به مقام و شخصیت والای پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال آنان اشاره نموده، می فرمایند:"بارخدایا! صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنها مهربان کن، و مرا به ایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان."(13)

یکی دیگر از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه در خصوص ارتباط با والدین، " حق شناسی و سپاسگزاری" از زحمات و تلاش آنان برای پرورش و رشد فرزندان است. همان طور که کفران نعمت و اجتناب از توجه به حق منعم، عقوبت ابدی را به دنبال دارد، روی گردانی از والدین و کوتاهی در حق آنان موجب دوری از مسیر قرب الهی می گردد. یکی از تعالیم تربیتی صحیفه که از بارزترین مصادیق حق شناسی درباره والدین است، طلب خیر و برکت برای آنها در قالب دعاست، حضرت امام سجاد علیه السلام می فرماید:

 "بارخدایا! آنان را به پرورش من جزا ده و در گرامی داشتنم پاداش ده، آنچه در کودکی از من محافظت نموده اند برای آنها نگاه دار."(14)

همچنین امام علیه السلام در فرازهای دهم و یازدهم دعا نیز زحمات و تلاش هایی که والدین در پرورش و تربیت فرزندان متحمل شده اند، اشاره می کند، سپس در حقشان طلب پاداش و غفران می کند و می فرماید:

" پدر و مادر مرا به بهترین چیزی (پاداش) که اختصاص داده ای به آن پدران و مادران بندگان با ایمانت،امتیاز ده.(15)

" مرا به وسیله دعا برای ایشان و ایشان را به سبب مهربانی شان به من بیامرز. آمرزش پابرجا، و به شفاعت و میانجیگری من برای ایشان از آنها راضی و خوشنود شو، خوشنودی یکسره و آنها را با گرامی داشتن به جاهای آسایش برسان