بنر وبلاگ

گیاه جرجرم نوعی گیاه خودرو و وحشی است که برگهای آن به شکل قلب و از اوایل آبانماه در زمینهای پنبه و باقلا بیشتر به چشم میخورد و سایر موارد در زمینهای بکر و زیر درختان هم میتوان مشاهده نمود.
سعی شود از گیاهی که در آفتاب بوده استفاده کنید،چون خوش عطر وطعم میشود.خورشت جرجرم (ger gerem) یکی از غذاهای محلی وسنتی ترکهای قزلباش مینودشت است بمنظور ترویج وتوسعه وآشنایی بیشتر هم میهنان با فرهنگ غذایی این شهرستان ونیز حفظ سنتها ،این دستور پخت که به سلیقه حاجیه خانم صدیقه ممشلی میباشد بعنوان یادگاری تقدیم عزیزان میشود که امیدوارم تهیه کنید ولذت ببرید.
مواد لازم برای 5 نفر
گوشت گوسفند با استخوان 200 تا 250 گرم
سبزی جرجرم خورد شده 300 گرم
ماش 80 گرم
لوبیا چیتی 40 گرم
سیر 1 بوته
پیاز کوچک 1 عدد
آرد برنج یک قاشق غذاخوری
روغن 1/4 پیمانه
نمک-فلفل- زردچوبه به میزان لازم
طرز تهیه
ابتدا لوبیا را از شب قبل خیس نموده، سپس ماش ولوبیا را شسته وبا گوشت ویک عدد پیاز کوچک با 4 تا 5 پیمانه آب روی حرارت ملایم قرار دهیم.
بعد از بجوش آمدن مواد ،سبزی خورد شده (ساطوری شده ) را اضافه کرده درب قابلمه را بگذارید وحرارت را ملایم نموده واجازه دهید آرام بجوشد تا مواد پخته شود (حدوداً 3ساعت زمان میبرد) .
در نیمساعت آخر سیر را سرخ کرده بعدنمک وفلفل وزردچوبه را به آن اضافه نموده سپس داخل خورشت میریزیم
یک قاشق آرد برنج را با یک چهارم پیمانه آب سرد حل نموده داخل خورشت میریزیم
چاشنی خورشت هم رب انار ترش به مقدار لازم میباشد .
این خورشت با برنج مصرف میشود البته با نان هم خوشمزه میشود.
نوش جان .
خوشحال میشوم اگر نام علمی این گیاه را به بنده اعلام کنید.
این کلمه از ریشه زبان ترکی و زبان ترکمانی گرفته شده است . جزء طوایق
قزلباش محسوب می شوند و هم اکنون جمعیت بومی شهرستان مینودشت و روستاهای
اطراف را تشکیل می دهند . البته فامیل هایی چون ممشتی و ممشلو نیز از
مشتقات این کلمه می باشند که در منطقه مینودشت ساکن هستند .
تلفظ صحیح
این کلمه مَمِشلی می باشد . از ریشه کلمه مَمِش گرفته شده است و به معنی
ابریشم می باشد .چون در این منطقه از دیرباز پرورش کرم ابریشم رایج بوده
است . پسوند های لی و لو به معنای صاحب ابریشم و پرورش دهنده ابریشم اطلاق
می گردد .
بزرگ خاندان طایفه مَمِشلی حاج احمد قره می باشد که جزء
امیران و بزرگان این شهردر زمان فتحعلی شاه بوده که نقش مهمی در دفاع از
اینمنطقه در زمان حمله راهزنان داشته است .
(البته این متن نقل قول از سایت سرایلو نامه است ونمیدانم چقدر دقیق است چون در زبان ترکی ابریشم به کلمه ایپک رایج است.)

به گزارش مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش به نقل از اداره كل آموزش و پرورش استان گلستان ، نرجس چهارنايي مفرد كارشناس مسئول تربيت بدني استان با اعلام خبر فوق افزود : زهرا بذر افشان از آموزشگاه حضرت مريم شهرستان آزادشهر ، فاطمه بشارت لو از آموزشگاه شاهد شهرستان مينودشت و مائده دوجي از آموزشگاه احمد قلي محمدي شهرستان گنبد سه دانش آموزي هستند كه به اردوي تيم ملي فوتبال بانوان زير 14سال دعوت شدند.
وي در ادامه افزود: اين دانش آموزان از 6 آبان تا 8 آبان در اردوي آمادگي تيم ملي در كمپ تيم هاي ملي به سر مي برند.
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست. مردک روزنامهای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید: «پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟» کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: «روماتیسم، حاصل مستی و میگساری و بیبندوباری و روابط جنسی نامشروع است. مردک با حالت منفعل، دوباره سرش گرم روزنامهی خودش شد. بعد کشیش از او پرسید: «تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟» مردک گفت من روماتیسم ندارم.
اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است.
منبع خبر ایمیل یکی از دوستان
کشیشان بهشت فروش!؟
در قرون وسطی، کشیشان بهشت را به مردم میفروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود میکردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج میبرد، دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد، تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: «قیمت جهنم چقدر است؟»
کشیش تعجب کرد و گفت: «جهنم؟!»
مرد دانا گفت: «بله جهنم.»
کشیش بدون هیچ فکری گفت: «۳ سکه.»
مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: «لطفا سند جهنم را هم بدهید.»
کشیش روی کاغذ پارهای نوشت: «سند جهنم»
مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. سپس به میدان اصلی شهر رفت و فریاد زد: «من تمام جهنم را خریدم، این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمیدهم!»
عابد و ابلیس

سالهاست که مقالات مختلفی از سوی کارشناسان در خصوص صنعت خودروسازی ایران نوشته میشود. گروههای طرفدار تولید خودروی داخلی متفاوتند. بعضی ها با نگاه ناسیونالیستی ودلسوزانه واعتقاد به منافع این تولید با ذکر لزوم رعایت استانداردهای بین المللی داشتن صنعت خودروسازی را ترغیب وحمایت میکنند و به مقایسه صنعت داخلی با کشورهایی که با ما به این صنعت روی آوردند واکنون به برندهای جهانی تبدیل شده اند اشاره میکنند و ضمن ترغیب به الگو برداری از آنها ،سو, مدیریت، ونبود بازار رقابت وانحصار را از مهمترین دلایل عقب افتادگی ما نسبت به همدوره های ما مثل کره اعلام میکنند گروه دوم طرفدار تولید داخلی کسانی هستندکه به نوعی منافعشان به هر دلیلی با این تولید گره خورده وعملاً مجبور به دفاع کورکورانه ومتعصبانه از این صنعت در هرحال وتحت هر شرایطی هستند وهمین نگاه باعث بروز این مشکلات در صنعت خودروسازی وفاصله ایجاد شده با رقباشده است.
امروزه کارشناسان اقتصادی وصنایع ونمایندگان مردم ودولتیها در زمانهای متفاوت یکی به منافع تولید خودرو داخلی پرداخته ودیگری به زیانهای این تولید میپردازد یکبار به اشتغال ایجاد شده در کشور میپردازند یکبار به کیفیت پایین خودرو میپردازند درجایی به میزان صادرات به سایر کشورها مینازند ودر جایی به دیپورت خودروهای صادراتی اشاره میشود بعضی ها به قیمت تمام شده برای افزایش قیمت میپردازند گروهی دیگر به قیمت بالای خودروها درمقایسه با خودروهای خارجی اشاره میکنندوهزاران اگر واماهای دیگر .
اما آنچه مغفول مانده وبه آن کمتر توجه میشود پاسخ به سوالات ذیل میباشد
تولید خودرو با این قیمت از جیب چه کسی؟
تولید خودرو با این کیفیت از جیب چه کسی؟
تولید خودرو با این قیمت وایجاد اشتغال از جیب چه کسی؟
تولید خودرو با این کیفیت وبازی با جان مردم به چه قیمتی وبه نفع چه کسانی ؟
اگر این صنعت ملی است برای یکبار هم که شده بیلان وترازی از عملکرد اعلام نمایید؟
سوال آخر اینکه واقعاً لیاقت مردم سوار شدن درون چنین ماشینهای بی کیفیتی است؟
سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري صنايع دستي استان گلستان با علم به اين موضوع احداث موزه اي مردم شناسي و باستان شناسی در شهرستان هاي مختلف اين استان را در راس اقدامات سالهاي اخير خود قرار داده است .
در اين راستا شهرستان مينودشت نيز كه محل زندگي قوم قزلباش مي باشد ، و با توجه به خصوصيات فرهنگي و اجتماعي خاص اين قوم از پتانسيل مناسبي جهت برخورداري از يك موزه مردم شناسي براي معرفي آداب و رسوم اين قوم برخودار است ،که پس از حدود سه سال از افتتاح موزه شهر مینودشت میگذرد که مورد بی مهری مردم این شهرستان قرار گرفته است .
موزه باستان شناسی مینودشت پس از موزه شهدا گرگان دومین موزه باستان شناسی استان می باشد .در حالی که مردم شهرهای اطراف مینودشت که در حسرت داشتن یک موزه باستان شناسی می باشند مردم مینودشت نسبت به این موزه بی تفاوت هستند .
این موزه که دارای دو قسمت مردم شناسی ( شامل صنایع دستی و لباس های محلی قوم قزلباش و مراحل کار ابریشم بافی )و قسمت باستان شناسی( شامل اشیا بدست آمد از تپه باستانی روستای بازگیر) تشکیل شده است .
این موزه باستان شناسی که دومین موزه باستان شناسی استان می باشد می طلبد که مردم این شهر نسبت به آن توجه والایی داشته باشند که باعث رشد و رونق موزه و جذب توریسم و گردشگردر این شهر شود .
"نگارنده محترم متن خبرنگار ساجد نیوز ازکلمه بی مهری قوم قزلباش یاد کردند که بنظر میرسد با حوصله تر این بود که مینوشتند متولیان امر باید آسیب شناسی نمایند تا دلایل عدم استقبال مردم از موزه مشخص گرددوخیلی زود نتیجه گیری نمیکردند."(بشارت لو)
در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً كاری از دست كسی بر نمیآید و تمام تلاش مأموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.



عملیات برداشت بادام زمینی در سطح 250 هکتار از اراضی شهرستان مینودشت
مدیر جهاد کشاورزی شهرستان مینودشت گفت: عملیات برداشت بادام زمینی در سطح 250 هکتار از اراضی این شهرستان از اوایل مهرماه شروع شده و تا اواخر آبانماه ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عیسی قربانی افزود: کاشت بادام زمینی در این شهرستان زمانی است که حداقل دمای خاک بالای 10 درجه سانتیگراد باشد ولی بهترین زمان مناسب بین 25-22 درجه سانتیگراد که حدوداً 15 فروردین ماه به بعد میباشد، شروع می شود.
وی ادامه داد: ارقام کشت شده بیشتر آجیلی بوده و میزان بذر در هکتار حدودا 100 کیلوگرم می باشد که در روش کشت ردیفی روی پشته، فاصله ردیفها 55-40 سانتی متر و فاصله بوتهها روی پشتهها 20-10 سانتی متر میباشد.
قربانی یادآور شد: در مرحله کاشت ضمن مبارزه با آفات و بیماریها 2-1 مرحله وجین یا خاک دهی پای بوتهها و 3-2 بار مرحله آبیاری با توجه به وضعیت آب و هوا صورت میگیرد.
وی با بیان اینکه میزان تولید هم بین 5-3 تن در هکتار متغیر میباشد تاکید کرد: در ضمن کاشت بادام زمینی بهترین تناوب زراعی جهت تقویت خاک به شمار میرود.
lمنبع خبر
خبرگزاری ایسنا

آیا این بخاطر ماهیت تقریباً دولتی این شرکتهاست که مردم باید جور آنرا بکشند؟
وقتی به تعاریف مالیات در فرهنگ مالیاتی کشور سرک میکشیم با دو مفهوم کلی مالیاتهای مستقیم ومالیاتهای غیر مستقیم برخورد میکنیم .
آنچه در قسمت مالیات های مستقیم مشهود است مالیاتی است که بر درآمد ودارایی بسته میشود و در مالیاتهای غیر مستقیم نیز کلمات مالیات بر واردات ونیز مالیات بر مصرف به شرح ذیل به چشم میخورد .
نواع مالیاتها در ایران
۱- مالیاتهای مستقیم
اگر به طور مستقیم از دارائی درآمد افراد وصول و شامل مالیات بر دارائی مالیات بر درآمد میباشد.
الف: مالیات بر دارائی :
ب: مالیات بر درآمد:
۲ - مالیاتهای غیر مستقیم
مالیاتهای غیر مستقیم که بر قیمت کالاها و خدمات اضافه شده و به مصرف کننده تحمیل میگردد بر دو نوع است :
الف : مالیات بر واردات
ب : مالیات بر مصرف و فروش
در نگاهی سطحی به مصادیق مالیات بر مصرف ،مواردی مطرح شده که خاص هستند. اما سالهاست بر روی قبوض آب،برق ،گاز وتلفن مبلغی از مشترکین ومصرف کنندگان تحت عنوان مالیات وعوارض گرفته میشود که عملاً مالیات بر مصرف است ولی مشخص نیست مصداق کدام یک از بندهای مالیاتهای غیر مستقیم میتواند باشد .اگر بگوییم مصداق بند 8 باز هم اصل قضیه مورد سوال است چرا مردم و چرا خود شرکتهای مذکور نباید جور این مالیات مشمول را بکشند .
اگر به عدد آن در کلان کشور توجه شود نمیدانم چه عدد سنگینی خواهد شد .ولی امیدوارم مسئولی پیدا شود وپاسخ این اقدام غیر قانونی را که چرا مردم باید مالیات بر مصرف پرداخت کنند را بدهد ویا حداقل پیگیری نماید .البته این مالیات اخذ شده غیر از مالیات بر ارزش افزوده است .
پدر آرتمیس لو گدامیس نام داشت. وی فرماندار شهرهالیکارناس مرکز کارپا بودو مادرش در جزیره ی کارت به دنیا آمده بود. در مورد ریشه ی نام این بانو دو نظر وجود دارد.
ممکن است نام این بانو از الهه ی یونانی یعنی آرتمیس که در اسطورههای یونانی، خدابانوی شکار و ماه و حاصلخیزی بوده، به عاریت گرفته شدهباشد و از طرفی دیگر ممکن است ریشه ی نام این بانو از واژههای ایرانی آرتا، آرت، آرته (از اوستایی یا پارسی کهن) که میتواند به بزرگ، خوب، پاک واژهشناسی شود، گرفته شدهباشد. بنابر این واژهشناسی آرتمیس میتواند «بانوی پاک، بزرگ، ...» باشد.
این بانو در سال 480 پیش از میلاد مسیح با پنج رزمناو سنگین تریوم و هشت هزار سپاهی پیاده مرکب از هشت هنگ و دو گردان ششصد نفره از نیروهای زبده گارد جاویدان که توسط خشاریارشاه برای محافظت از ملکه آرتمیس اعزام شده بودند در جنگ سالامیس شرکت کرد.
ایرانیان که شاهد دلاوری بانوی زیبای ارتش خویش بودند به جوش خروش درآمده و دلیرانه میجنگیدند تا مبادا به بانو آسیب برسد مخصوصا دو گردان محافظ جان ملکه که از سپاه جاویدان بودند آنچنان دلاوری کردندکه ملکه نیز تهیج شد و این دلاوری باعث محبویبت وی تا زمان حاضر نیز شده است.
وی را از سویی یونانی میدانیم و از سویی خشن ترین دشمن یونانیان میدانیم و از سویی دلاور ترین فرمانده ایرانی که ضمن اینکه شکست فاحشی بر یونانیان وارد کرد قوای دریایی فنیقیه را که از نبرد فرار میکردند و در خطوط دفاعی ایران شکاف ایجاد کرده بودند را دنبال نمود و ضمن غرق نمودن ناوگان فنیقی ناوگان یونانی را که در شکاف نفوذ کرده بود و قصدحمله از پشت به ناوگان ایران را داشت شکست .
در سالهای دهه شصت میلادی (دهه چهل خورشیدی)
نیروی دریایی ایران، برای نخستین بار ناو شکن بزرگی را به نام یک زن نام گذاری کرد
و او «آرتمیس »بود.
ناو شکن آرتمیس در دوران خدمت «دریاسالار فرج الله رسایی» به
آب انداخته شد و سالها بر روی آبهای خلیج همیشه فارس پاسدار سواحل ایران
بود.
معروفیت آرتمیس در تمام دوران ادامه داشت و حتی در دوره ساسانی و اسلامی نام بسیاری از دختران دربار حتی سلاطین سلجوقی آرتمیس بود و او بسیار محبوب شاهان میهن دوست مثل ملکشاه سلجوقی جلال الدین خوارزم و شاه عباس بود و قبل اسلام نیز که گفتنش لزوم ندارد که چه بسا نام بسیاری از دختران ایرانی آرتمیس بود.
آرتمیس همیشه مورد احترام دربار و شخص شاه بود و غالبا مورد مشورت شاه قرار میگرفت و در شورای جنگی رای وی از آرا مهم محسوب میشد و در آخر وی ضمن فرماندهی ناوگان ایران سمت ساتراپ کاریه عضو شورای عالی دفاعی ایران و عضو وزارت جنگ و عضو عالی وزارت دفاع و فرمانده سپاه غربی ایران و فرمانده دو گردان جاویدان و فرمانده پنج رزمناو سنگین بود و دست آخر اینکه وی نخستین بانوی دریانورد و نخستین وزیر دفاع زن جهان میباشد.
شاید آرتمیس اولین زنی باشد که به خواستگاری مردها می رفت.اون به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد.آرتمیس عاشق خشایارشاه شد.
با این حال او هرگز با خشایار شاه شاه ازدواج نکرد و خشایار شاه با شاهزاده خانم استر یهودی ازدواج کرد! بله ، مهم نیست که چقدر این عشق بین خشایارشاه و آرتمیس بزرگ بود ، اما آنها هرگز ازدواج نکردند . استر ،همسر و ملکه فارسیان شد اما با این حال ، خشایار شاه عشق اصلی آرتمیس بود.
منبع ایمیل یکی از دوستان
پرنده بر شانه ی انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :اما من درخت نیستم.
تو نمی توانی بر روی شانه ی من آشیانه بسازی .
پرنده گفت : من فرق آدم ها و در خت ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم .
انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود .
پرنده گفت : راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟
انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندیدید.
پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید . انگار ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست
چیست .شاید یک آبی دور . اوج دوست داشتنی .
پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که بال زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت
است ، اما اگر تمرین نکندفراموشش می شود .
پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای
سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .
آن وقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان ، هر دو برای تو
بود ولی تو آسمان را ندیدی .
راستس عزیزم ، بال هایت را کجا گذاشتی ؟
انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست ........
منبع ایمیل یکی از دوستان
افراد از روی رنگ چشم، گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بیتاثیر نبوده و چنانچه درست به کار
رود، مشکلات زیادی را حل خواهد کرد. مطلب زیر که توسط یکی از انجمنهای اینترنتی
رنگ چشم سبز، نشان دهنده آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و ارادهای بالا دارند. در تصمیمگیریها، خیلی محکم عمل میکنند و تا حدی خود رای و مغرور نیز هستند. این افراد، اعتماد به نفس بالایی دارند و تا آخرین توان خود به دیگران کمک میکنند.
● رنگ چشم آبی
دارندگان چشمهای آبی، دارای نگاهی عمیق هستند و شخصیتی حساس دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل میکنند.
● رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی، انسانهایی رویایی هستند که در فضای شاعرانهای زندگی میکنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی میکنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند. این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.
● رنگ چشم قهوهای
چشم قهوهای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیرهتر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوهایها، بسیار خونسردند و هرچه را که میخواهند به راحتی تصاحب میکنند.
● رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشمهای خاکستری، دو دسته هستند. یا از شخصیتی آرام برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند، ولی در مجموع انسانهایی سرسخت و سنگین دل هستند.
● رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلی ها، انسانهایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست میگردند. چشم عسلیها معمولاً از کودکی روی پای خود میایستند و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند.
منبع ایمیل یکی از دوستان
شیوانا شاگرد ساده و معمولی را احضار کرد و از او خواست هر چه را یاد گرفته برای بقیه نقل کند. آن شاگرد با جزییاتی وصفناپذیر تکتک مراحل را از تمیز کردن ظروف سم تا میزان دقیق مواد ترکیبی و نحوه استفاده از سم و آب ندادن مزارع قبل از سمپاشی به مدت مشخص و سپس مخلوط کردن آب و سم با هم و استفاده از آن را توضیح داد. وقتی طبق دستورات شاگرد معمولی سم ساخته و استفاده شد بلافاصله در عرض کمترین مدت قابل تصور آفتها از مزارع محو شدند و همه چیز درست شد." شاگردان با تعجب نزد شیوانا رفتند و از او پرسیدند: "آن شاگرد زرنگ اطلاعات بسیار زیادی داشت و هوش و حافظه او در بین جمع بینظیر بود. در حالی که این همراه دوم یک شاگرد معمولی است. چگونه آن فرد زرنگ نتوانست جزییات دقیق را به خاطر بسپارد و یاد بگیرد و این شاگرد معمولی توانست به این خوبی همه چیز را یاد بگیرد."
شیوانا پاسخ داد: "آن شاگرد زرنگ و باهوش فریب هوش و زرنگی خودش را خورد و به همین خاطر موقع یاد گرفتن درسها از استاد، حواسش به خودش و غرور خودش و دانش خودش بود. برای همین دانش او تبدیل به پردهای شد بین او و درسی که میگرفت و به همین خاطر به جای حرفها و درسهای استاد فقط صدای دانش خود را میشنید. اما این شاگرد ساده و معمولی با ذهنی پاک و خالی و صاف و با فروتنی و تواضع یک جوینده واقعی دانش، درسها را فرا گرفت و به همین خاطر همه جزییات را با دقتی وصفناپذیر درک کرده بود. برای یاد گرفتن چیزهای جدید اغلب لازم است انسان دانش قبلی خود را برای مدتی به طور موقت فراموش کند تا بتواند در فضای یادگیری موضوع تازه قرار گیرد. دوست زرنگ و باهوش شما با وجود زیرکی و هوشمندی بالایی که داشت اما هنر فراموش کردن خودش و کنار گذاشتن دانش قبلی و غرور دانستنش، موقع یادگیری دانش جدید را بلد نبود. اما این دوست معمولی شما چون در مقابل درسی که داده میشد مثل یک فرد تازهکار و مشتاق ظاهر شد توانست همه چیز را جذب کند. در حقیقت به همین دلیل است که در زندگی افراد معمولی بسیاری اوقات بسیار بهتر و قدرتمندتر از افراد باهوش ظاهر میشوند. یادگیری آنها در موضوع کاریشان عمیق و دقیق و جامع است. به همین خاطر موثر و کارآمد هستند. به همین سادگی.
منبع ایمیل یکی از دوستان
در این عکس، بازیگر مطرح سینما و تلویزیون ایران، در کنار دالایی لاما که
خون هزاران مسلمان میانماری بر گردن وی است، قرار دارد. به راستی چرا باید
الگو های نسل جوان ما این گونه باشند؟
آزاده هم باشید، عکس با قاتلان مردم بی دفاع، معنایی ندارد.
!؟
منبع خبرhttp://www.seratnews.ir/fa/news/126603/

در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را میطلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز میزند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط میكند و او را به دست جلاد می سپارد.
یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارتشان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف میكردند و این استنکاف موجب شده بود که «هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر كند، البته یهودیان در برخی کتابهای خود میگویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل هامان نمیشود، او و اتباعش مورد غضبهامان قرار گرفته و تهدید به مرگ میشوند.
یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره میاندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی میکنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.

استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد
فاحشهگری حلال در یهودیت
شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را میبیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا برادرزاده «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران میشود و با نقشههای «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار میكند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم میکند.

ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه
در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد
نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)
یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی میشوند و البته آنان در برخی کتب خود آوردهاند که هامان در نزد مردخای توبه كرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را میدهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از 77 هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقلها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده است.
از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و ... گرامی می دارند.
| ![]() |
عید پوریم 2012
تل آویو - بیت المقدس
اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.
واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان


![]() | ![]() |
![]() | ![]() |

![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |

![]() | ![]() |
![]() | ![]() |

![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |
![]() | ![]() |

![]() | ![]() |

![]() | ![]() |


مقایسه رفتار یهودیان با هولوکاستی که خود رقم زده اند و استفاده از هولوکاستی جعلی که مدعی هستند 6 میلیون یهودی طی دو سال کشته شده اند، نمایانگر اوج فتنه گری و پلیدی صهیونیست ها در رسیدن به اهداف شومشان در تسلط بر جهان است. آن جا که اجازه سخن گفتن درباره یکی داده نمی شود و دیگری به عنوان عیدی مقدس بزرگ داشته می شود؛ و هر دو در راستای هدفی بزرگتر است.
منبعwwwwww.seratnews.ir/fa/news/126459/
گلایه ای از خدا، منتسب به دكتر علی شریعتی
![]()
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از
جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز
عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای
نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز
آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز
گرما خیز تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود
بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو
و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر
میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر
گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو
مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار
است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
و این هم جواب سهراب سپهری از زبان
خدا
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو
میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را
آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه
میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود
به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب
کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر
تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از
خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم
داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر
میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که
میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود
را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.
با قطره ی
اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای
دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو
جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.
بدان آغوش من باز است
قسم
بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات
آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد
نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع
کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو
میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد.
فقط یک دولت انتحاری میتواند مشکل تورم را ظرف کمتر از شش ماه حل کند
حمله انتحاری نوعی خودکشی عقیدتی به قصد دیگرکشی و صدمه زدن به غیر(دشمن) است. در این نوع از خودکشی فرد دست به طراحی و اجرای یک برنامه تخریبی میزند که طی آن خود را وسیله آسیب زدن به دشمن قرار می دهد و از بین می برد. این شکل خودکشی را میتوان نوعی حمله منفعلانه به دشمن دانست.
حمله انتحاری از دیگر انواع خودکشی بسیار متفاوت است. اگر خودکشی را به طوری که بیشتر دیدهایم و میشناسیم، اقدامی برای گریز از پوچی یا فرار از استمرار روزمرگی و بیهدفی بدانیم، عامل حمله انتحاری دارای هدفی است. وی برای هدفاش دست به طراحی برنامهای میزند که منجر به مرگ خودش و دیگران میشود. اگر مستقل از ارزشگذاری و برداشتهای طرفین ماجرا به این حرکت نگاه کنیم هدف فرد پیش از اینکه بخواهد خود را از بین ببرد و یا به پوچی رسیده باشد، هدفی بزرگتر است که حاضر است خود را برای آن فدا کند.
حملات انتحاری را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: حمله انتحاری با هدف حمله انتحاری بی هدف. هر دو شکل حمله انتحاری در یک بستر شهری به وقوع میپیوندد.
با این مقدمه میخوام وارد فضای انتخابات مهم ریاست جمهوری کشورمان بشم انتخاباتی که از یکسو همه دنیا به آن چشم دوخته تا مرد اول اجرایی کهن ترین تمدن دنیا که بزرگترین مردان وزنان را به دنیا معرفی کرده شناخته بشه واز سوی دیگر مردم بزرگوار ایران زمین ومیهن اسلامیمیمان به آن چشم دوخته اند وبا نگرانی پیگیر لحظه به لحظه آن هستند تا ببینند واقعاً کدامیک اصلح هستند تا با انتخاب او گرهی از مشکلات سنگین اقتصادی که گریبان همه را گرفته باز نماید.
امروز مردم سختی کشیده ورنجدیده اقتصادی ما شاید منتظر یک شخصیتی هستند که تفکرش، گفتارش، کردارش،رفتارش و....فراتر از یک انسان باشد انسانی که در رویاهای آنها میآید تا گره از مشکلاتی باز کند که بهر دلیل به گردنشان افتاده وچاره ای ندارند جز صبر وتحمل چرا که خود کرده را چاره نیست وبقولی کسی که خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه .تحمل این سختیها براحتی میسر نمیشود الا زمانی که آن مردم هم بزرگ باشند وهم اهداف بزرگی در سر داشته باشند .
اینها میسر نمیشود مگر اینکه مردم با چیزی عهد وپیمان اخوت بسته باشند ونیست جز ایستادگی درمسیر نظام و حراست از خون شهدا ومیهن عزیزمان ایران .
اما آنروزها بعد از هر انتخابات شاید اگر ما به مدیر اجرایی کشور که منتخب خود ماست وجهه فرا انسانی نمیدادیم وآنها را در حد قدیس بالا نمیبردیم که هم دستیابی به آنها مشکل باشد وهم انتقاد به آنها در حد توهین به نظام ومقدسات شاید امروز این مشکلات را نداشتیم .
اگر بپذیریم که ولایت فقیه ونظام یک موضوع اعتقادی است که غیر از این هم نیست حالا وقت آن است تا با موضوع انتخابات منطقی برخورد کنیم .
منطق انتخابات این است که اشخاصی برای تصدی یک پست ویا جایگاه اجرایی خود را کاندید میکنند بعد از طی مراحل قانونی واداری چند نفر که دارای شرایط احراز آن جایگاه وپست هستند پس از تایید در فضایی سالم به رقابت با یکدیگر میپردازندوهرکس که برنده شد سکاندار ومتولی آن مسئولیت میشود ومثل همه مسولیتهای دیگر باید در مقابل عملکرد خود پاسخگو باشد .
وظیفه ما حکم میکند تابا تبلیغات وروشهای درست وسالم وتشریح وظایف یک مسول در حد ریاست جمهور یا نماینده مجلس شورای اسلامی ونماینده شورای شهر وروستا خودمان ودیگران را برای ساخت آینده ای بهتر ترغیب به حضور در انتخابات نماییم .اینکه چه کمیتی از مردم در انتخابات شرکت کنند یا نکنند دست خودشان است. وهمینجا نکته کلیدی مشکل ماست که خواسته یا ناخواسته حضور مردم را به حمایت از نظام گره زده ایم ودشمنان ما هم همین موضوع را بعنوان یک نقطه ضعف از ما گرفته وهمیشه تلاش میکنند تا با تشویق مردم به عدم حضور دائماً ما را در خوف عدم حضور وعدم استقبال که مساوی شده با دلسردی از نظام نگهدارند .
مردم ما ثابت کرده اند در همه حال پشتیبان نظام وولایت فقیه بوده اند .بنابراین بهترین راه برای اینکه یک رییس جمهور یا مسئول اجرایی بتواند راحت کار کند ودیگران(نمایندگان مجلس وسایر ارگانهای ذیربط) هم بتوانند از اوسوال کنند وتوضیح بخواهند وهم بشود به او انتقاد کرد این است که شخصیت رییس جمهور را بعنوان یک مسئول اجرایی از نظام منفک نماییم واورا فقط در حد یک مسئول ببینیم نه در حد یک قدیس واینکه چه کمیتی در انتخابات شرکت کنند یا نه هم خیلی مهم نباشد چرا که ما وظیفه تشویق وتبلیغ وتشریح خودمان را انجام داده ایم .
پیش از این در نوشتاری کوتاه با عنوان حل تورم از شعار تا عمل توضیح مختصری دادم که چرا هیچ دولتی با تورم مبارزه نمیکندولی آنچه امروز مردم ما به آن نیاز دارند یک دولت انتحاری است دولتی که هدف وبرنامه ودغدغه ودرد داشته باشدوبرای رسیدن به آن هدف حاضر باشد تا همچون شخصیتهای انتحاری عمل نماید .
راه حل تورم در همین انتحاری عمل کردن دولت است بقول آقای مهندس غرضی دولت باید دستش را از جیب ملت فقیر در آوردودر جیب خودش بکند .این عمل چگونه اتفاق میافتد ؟یک راه حل ساده دارد !دولت جدید باید ابتدا فهرستی از کلیه کالاهای اساسی اعم از خوراکی ورفاهی وارزی وریالی تهیه نماید سپس با تعیین شاخص وسقف قیمت برای آنها فقط خودش را مجبور وموظف به رعایت سقف قیمتها نماید ومتعهد شود تا هرگونه افزایش قیمت در تعهد خودش باشد ومردم نگران تفاوت قیمت نباشند وهرکس هریک از آن اقلام را بیشتر از قیمت اعلام شده خریداری کرد با دادن آدرس ویا ارائه مدارک تفاوتش را از دولت بگیرد .
حالا باید دید آیا باز هم قیمتها افزایش پیدا خواهد کرد وآیا دیگر افزایش سطح عمومی قیمتها منجر به افزایش درآمد دولت و بنوعی جبران کننده برخی از کاهش بودجه های دولت خواهد بود بنظر بنده حقیر که با این روش مشکل تورم ظرف کمتر از شش ماه حل خواهد شد چرا که دیگر توپ تو زمین دولت است ودولت دستش را از جیب ملت بیرون آورده است.
بامید تشکیل دولت انتحاری
بوم و رنگ و قلممو نداشت، منظره ای هم پیش رویش نبود. اما تن سبز برگ را چنان با خط مشکی خودکار می آراست که خیالت راحت می شد از این که دیگر زردی و پژمردگی سراغ این برگ نخواهد آمد.


آب و سنگ
|
|
بستگی دارد با چه دیدگاهی به قضیه نگاه کنی!!!
|
|
آب برای رسیدن به هدفش وسیله را توجیه میکند
به هر قالبی در میآید و خیلی وقت ها برای رسیدن به هدفش آرامش دیگران را به هم
میزند در حالی که صبر سنگ الگوست و مثال زدنی آرام آرام از وجودش کم میشود کوچک میشود تا شایسته
تراشیدن تندیس یادبودی شود ... باز آرام آرام کوچکتر
میشود و شن و ماسه میگردد برای ساخت سرپناه و ساختمان و....
همینگونه آرام آرام ریز تر میشود
تا خاک میگردد این صبر میلیونها سال طول میکشد اما نتیجه اش درخت است و گیاه و سبزه و جسم و
حیوان و انسان و... حیات این را نوشتم که فقط یادمان باشد میشود به هر قضیه ای
متفاوت نگاه کرد، آب مهم است، سنگ هم همینطور، نباید برای روحیه دادن بخودمان
خوبی های وجودشان را فراموش کنیم!!!
|
|
|
|
دو قطره آب كه به هم نزديك
شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی
شوند
|
|
پس هر چه سخت تر و قالبی تر
باشيم، فهم ديگران برايمان مشكل تر و در نتيجه امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش
می یابد |
|
|
|
آب در عين نرمی و لطافت در
مقايسه با سنگ به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر
است. |
|
سنگ، پشت اولين مانع
جدی می ايستد. اما آب راه خود را به سمت دريا می يابد.
|
|
|
|
در زندگی معنای واقعی سرسختی،
استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
|
|
|
|
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
|
|
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت... اما می توان چشمان را بست و عبور کرد. |
|
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
|
|
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی....
|
|
ولی با آگاهی و شناخت و آنگاه بخشیدن را
خواهی آموخت…
|
|
از خودمان آغاز
کنیم منبع ایمیل یکی ازدوستان |