472 هکتار جنگل کاری در مینودشت انجام شد
حسن بشکوفه در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: امسال در سطح شهرستان 173 هکتار درختان مثمره شامل سيب _ گلابي و انار کاشته شد و 16 کيلومتر نيز حصار کشي انجام شده است.
حسن بشکوفه در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: امسال در سطح شهرستان 173 هکتار درختان مثمره شامل سيب _ گلابي و انار کاشته شد و 16 کيلومتر نيز حصار کشي انجام شده است.

1- بیل گیتس با ثروتی معادل 67 میلیارد دلار

لری الیسون موسس و مدیر اوراکل بزرگترین نرم افزار انترپرایز، با ثروتی معادل 43 میلیارد دلار

3- بیزوس مدیر اجرایی آمازون با ثروتی معادل 25.2 میلیارد دلار در رده سوم ثروتمند ترین های آی تی جهان

4- لری پیج از موسسین گوگل با 23 میلیارد دلار ثروت در رده چهارم

5- سرگئی برین از موسسین گوگل با ثروتی معادل 22.8 میلیارد دلار

6- مایکل دل موسس Dell با ثروتی معادل 15.3میلیارد دلار نفر ششم

7- استیو بالمر مدیر اجرایی مایکروسافت با 15.2میلیارد دلار ثروت

8- پاول آلن همراه با بیل گیتس مایکروسافت را ساخت و توسعه داد، ثروت وی معادل 15 میلیارد دلار برآورد شده است

9- زوکربرگ 28 ساله جوانترین ثروتمند دنیای آی تی با ثروتی معادل13.3 میلیارد دلار

10- عظیم پریمجی رهبر هند در صنعت نرم افزار با ثروتی معادل 11.2 میلیارد دلار

محمد نفریه یادآور شد: دختران مجرد و زنان بدون شوهر با حداقل ۳۰ سال سن منحصرا حق سرپرستی اناث (دختر) را خواهند داشت.
وی در پاسخ به اینکه اگر زنان و دختران مجرد پس از اخذ حق سرپرستی کودک، ازدواج کنند، چه سرنوشتی در انتظار کوک خواهد بود؟ پاسخ داد: آنچه که اهمیت دارد مصالح کودک است. در صورت ازدواج زنان یا دختران مجرد (سرپرست) ابتدا نظر کارشناسان سازمان بهزیستی ملاک خواهد بود؛ به طوریکه اگر شرایط ادامه سرپرستی توسط قیم مناسب تشخیص داده نشود، حق سرپرستی توسط دادگاه از آنها بازپس گرفته میشود.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی ادامه داد: این در حالیست که اگر کارشناسان بهزیستی شرایط ادامه سرپرستی توسط زنان و دختران مجرد را پس از ازدواج سرپرست را مناسب تشخیص دهند، حق سرپرستی کودک بدون تغییر ادامه مییابد.
وی در ادامه این گفتوگو همچنین در مورد افرادی که میتوانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول قانون حمایت از حقوق کودکان بیسرپرست و بدسرپرست را از سازمان بهزیستی درخواست کنند، اظهار کرد: زن و شوهری که پنج سال از تاریخ ازدواج آنها گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند، مشروط به اینکه حداقل یکی از آنها بیش از ۳۰ سال سن داشته باشد، بر اساس بند “الف” ماده پنجم این قانون میتوانند برای سرپرستی کودکان و نوجوانان اقدام کنند.
وی ادامه داد: طبق بند “ب” ماده پنجم این قانون نیز زن و شوهر دارای فرزند مشروط به اینکه حداقل یکی از زوجین بیش از ۳۰ سال سن داشته باشند، در صورت دارا بودن شرایط لازم میتوانند کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست را برای سرپرستی درخواست کنند.
نفریه همچنین در مورد نحوه نظارت بر وضعیت کودک پس از واگذاری اظهار کرد: شش ماهه اول پس از واگذاری، مددکاران سازمان بهزیستی به طور دائم و با بازدید از منازل از شرایط کودکان آگاهی مییابند و پیگیر امورات کودک خواهند بود و پس از این مقطع زمانی، به صورت تلفنی شرایط کودک را دنبال خواهند کرد.
وی در ادامه به شرایط درخواستکنندگان سرپرستی نیز اشاره کرد و گفت: بر اساس ماده ششم این قانون، درخواستکنندگان باید واجد هشت شرط باشند که عدم محکومیت جزائی موثر با رعایت مواد مقرر در قانون مجازات اسلامی، تمکن مالی، عدم حجر و اعتقاد به یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از جمله این شرایط است.
وی افزود: سلامت جسمی و روانی لازم توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی، نداشتن اعتیاد به مواد مخدر، روانگردانها و الکل، صلاحیت اخلاقی و عدم ابتلا به بیماریهای واگیر و صعبالعلاج نیز چهار شرط دیگر برای درخواستکنندگان سرپرستی کودکان بیسرپرست و بد سرپرست است.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در ادامه از تشکیل گروههای همیار به عنوان گروههایی که سرپرستی کودکان را بر عهده میگیرند خبر داد و خاطر نشان کرد: خانوادههایی که تمایل دارند میتوانند به منظور تبادل تجربیات، اطلاعات، آشنایی کودکان با یکدیگرو جلوگیری از ناسازگاریهای احتمالی کودکان با خانواده، در این گروهها حضور یابند تا رابطهشان با کارشناسان و روان شناسان سازمان بهزیستی حفظ شود و از شرایط پیش آمده به نحو مطلوب استفاده کنند.
آنها با دیگر مردان همکار شده، سیگار کشیده و با غرور مردانه در شهر راه میروند. به آنها دیگر "خاله" یا "خانم" نمیگویند، بلکه آنها را به عنوان "آقا" و "عمو" صدا میزنند...
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ این زنان زمانی دختران جوانی بودند که دوست داشتند ازدواج کرده و مثل زنان دیگر مادر شوند، در حالی که خانوادههایشان از آنها میخواهند عهد کنند هیچگاه ازدواج نکرده و تا آخر عمر دختر باقی بمانند.
جیل پیترز، عکاس مشهور آمریکایی، در یک پروژه عکاسی و مستندسازی به سراغ گروهی از زنان در کشور آلبانی رفته که معروف به "دختران مردنما" هستند.
این زنان، زنانی نیستند که بخواهند راهب صومعهسرا باشند. آنها به این دلیل ازدواج نکردهاند که مسوولیت محافظت از خانه و خانواده خود را به طریق اینکه در اجتماع خود تغییر نقش داده و به جای زن تبدیل به مرد شوند، به دست آوردهاند.

در گذشته در دهکدههای مناطق روستایی کوهستانی در آلبانی اغلب فضایی قبیلهای و مردسالار برقرار بوده که در آنها خصومتهای طایفهای و قتلهای ناموسی رایج بوده است، به همین دلیل در این مناطق تعداد زیادی از این زنان است که مجبور میشوند تبدیل به مرد شده و سرپرست خانواده خود شوند. آنها در ازای قربانی کردن ماهیت زنانه خود، از امتیازات دنیای مردانه برخوردار میشوند. دامن و بلوز زنانه را کنار گذاشته و شلوار و پیراهن مردانه را به تن میکنند و موی بلند خود را نیز تبدیل به موی کوتاه مردانه میکنند.

آنها با دیگر مردان همکار شده، سیگار کشیده و با غرور مردانه در شهر راه میروند. به آنها دیگر "خاله" یا "خانم" نمیگویند، بلکه آنها را به عنوان "آقا" و "عمو" صدا میزنند. تغییر هویت مطلق این زنان از زن به مرد در جوامع آنها کاملا پذیرفته شده و مفروض است بدون آنکه مشکلی نسبت به این اتفاق داشته باشند.امروزه از این زنان، تنها تعداد معدودی زنده هستند.


فرزندان هاشمی، خاتمی و احمدینژاد چه میکنند؟
مجله مهر: در بین فرزندان سه رئیس جمهور آخرین ایران، بچه های هاشمی رفسنجانی سیاسی ترینشان هستند، دستی بر امور اقتصاد دارند و در عرصه ورزش و امور اجتماعی هم سرک میکشند. به واقع حوزه های فعالیت 3 پسر و 2 دختر رئیس جمهور دوران سازندگی، بین شان تقسیم شده است. محسن کمتر سعی می کند خودش را اهل حاشیه نشان دهد و بیشتر از خود چهره ای معتدل به نمایش گذاشته است. پیشتر رئیس دفتر پدرش در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و صاحب همان موسسه انتشاراتی که کتب خاطرات پدرش از قبل و بعد از انقلاب اسلامی را منتشر می کرد. مدیر عامل سابق مترو اما در جریان انتخابات سال 88- اگر چه به بهانه پاسخ به اتهاماتی که به خود، برادران و خواهرانش وارد شده بود- نامههای سرگشاده ای نوشت که آن اعتدال در چهرهاش رنگ باخت و خود را از مسیرهای بدون جنجال خارج کرد.

حتی در ازدواج دختران و پسران هاشمی هم باید قائل به تفاوتی ظریف شد. حتی در تاثیری که از ازدواجشان گرفته اند. هر سه پسران ازدواج فامیلی کرده اند، گیرم حالا این میان ازدواج مهدی با دختر محمد هاشمی- عمویش- را بتوان در جرگه ازدواج های سیاسی ردیف کرد اما محسن با دخترخاله اش ازدواج کرده و یاسر با دختر پسرخاله اش. فاطمه و فائزه اگر چه با ازدواج با فرزندان حسن لاهوتی ازدواج سیاسی کرده اند اما فائزه بیشتر به سیاست علاقه نشان می دهد تا فاطمه. فاطمه برخلاف فائزه خیلی اهل قیل و قال نیست اما این اواخر در فرودگاه امام هنگام ورود برادرش مهدی به ایران، تنه به تنه فائزه زد، او بیشتر در کارهای اجتماعی فعالیت دارد و در سال 1385 مورد تقدیر فدراسیون بین المللی تالاسمی قرار گرفت. میگویند پیشنهاد اجباری شدن آزمایش تالاسمی پیش از ازدواج، درمان رایگان بیماران تالاسمی و کمک به تأسیس و راهاندازی مراکز درمانی تالاسمی از جمله اقدامات وی بوده است. اما مهدی! در چهره شدن و حاشیه سازی با فائزه رقابتی سنگین دارد، مثل فائزه نتوانسته است به مجلس راه پیدا کند یا اصلا شانسش رو در این حوزه نیازموده است که احیانا در انتخابات مجلس ششم شکست بخورد اما در ستاد انتخاباتی پدرش در انتخابات سال 84 فعالیت داشت و در انتخابات 88 هم چنان کرد که نام او در دادگاههای متهمان حوادث پس از انتخابات مکرر بر زبان آمد. مهدی که بعد از انتخابات 88 به بهانه تحصیل از ایران خارج شده و در لندن به سر می برد، مهر ماه به تهران آمد و بنا به همان اتهاماتی که بر او وارد شد روانه زندان شد، مثل خواهرش فائزه که بنا به همان اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام 6 ماه به حبس محکوم شده است و یک روز قبل از مهدی به زندان رفت. فائزه روزهای آخر دوران محکومیتش را سپری می کند و اما به خاطر اخلال در زندان پرونده دیگری هم برای او تشکیل شده است. مهدی هم که به قید وثیقه میلیاردی آزاد شده است به زودی محاکمه می شود. قاضی رسیدگی کننده به پرونده او غریبه نیست. قاضی ناصر سراج که تا یکسال پیش درگیر پرونده فساد بزرگ بانکی بود به عنوان قاضی پرونده مهدی هاشمی انتخاب شده است.

یاسر در این میان تعلق خاطری به سوارکاری و پرورش اسب دارد. نامزد ریاست فدارسیون سوارکاری می شود و مثل مهدی که علاقه زیادی به کارهای اقتصادی دارد و اتهامات نفتی ثابت نشده هم در این زمینه متوجه اوست، ظرایف کارهای اقتصادی را خوب می شناسد و دستی بر صادرات و واردات دارد.
فعالیت فیس بوکی عماد
درباره دو دختر و یک پسر سید محمد خاتمی حاشیه های زیادی وجود ندارد. به غیر از فعالیت های فیس بوکی عماد تنها پسر رئیس جمهور دوران اصلاحات که در حوادث پس از انتخابات سال 88 شدت گرفته بود اندک خبری می توان درباره فعالیت این روزهای فرزندان رئیس جمهور دوران اصلاحات پیدا کرد. شاید دلیل این حاشیه های اندک در خروج دو دختر خاتمی از ایران و زندگی شان در کشورهای اروپایی باشد. یکی را می گویند در ایتالیا و دیگری در انگلیس. سال 84 هم حرف و حدیث هایی درباره نحوه ورود لیلا دختر بزرگ سید محمد خاتمی به دانشگاه و تحصیل او در مقطع کارشناسی ارشد منتشر شد که همو خود در نامه ای به آن ادعاها پاسخ داد و نوشت که در سال 81 دوره دکترایش را به پایان رسانده و نیازی به تحصیل مجدد در مقطع کارشناسی ارشد ندارد. نرگس، خواهر کوچکتر لیلا، هم در زمان حضورش در ایران بیشتر به تحصیل مشغول بود. ازدواج سید عماد خاتمی، فرزند 26 ساله سید محمد خاتمی در اسفند سال گذشته خبری غیرسیاسی بود که درباره این خانواده منتشر شد و بعدها هم حاشیه نگاری هایی بر آن صورت گرفت.

شاید از آن روی که گفته شد او شهریور ماه امسال ماه عسل خود را به اروپا رفته بود و رسانه های منتقد اصلاحات، این سفر را زیر ذره بین گرفته بودند. نه عماد، نه لیلا و نه نرگس هیچ کدام در عرصه سیاسی وارد نشدند. لیلا دختر بزرگتر سید محمد خاتمی که در تصویرهای قدیمی پدرش هم همراه اوست از دانش آموختگان شناخته شده ریاضی کشور بود.
برای پدرم بزرگداشت می گیرند
نام علیرضا احمدی نژاد چندی پیش وقتی نوه پسری رئیس جمهور به دنیا آمد، بر سر زبان ها افتاد. علیرضا پسر کوچکتر احمدی نژاد کمتر از مهدی شناخته شده است. یعنی به آن اندازه که مهدی حاشیه دارد و نامش در رسانه هاست، علیرضا نیست. مهدی اما داماد اسفندیار رحیم مشایی رئیس سابق دفتر رئیس جمهور است و همین ازدواج کافی است که وارد عرصه سیاست شود. فارغ التحصیل دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز است. در مقطعی گفته می شد که او در بازرسی ریاست جمهوری حضوری فعال دارد اما حکمی به نام وی نخورده است.نقطه اشتراک مهدی و عماد را باید در فعالیت های فیس بوکی آن ها دانست. چندی پیش در این شبکه اجتماعی عکسی از اسفندیار رحیم مشایی منتشر شد که مهدی احمدی نژاد در ذیل آن عکس نوشته بود«بعضیها هیچ هنری ندارند به جز اینکه به دیگران برچسب بزنند و چون چیزی برای اثبات ندارند اثبات خود را در نفی دیگران می دانند . فرض کنیم تمام مستکبرین و فتنه گران و منحرفین از بین رفتند ، حرف حساب شما چیه؟»

سوای حضورش در نیویورک و اجلاس سازمان ملل و برخی سفرهای خارجی که با پدر می رود، چندی پیش ماجرای تحصیل او در شعبه دانشگاه شریف واحد کیش نیز برای او دردسر ساز شد. گفته شد که هزینه تحصیل تمامی رشته ها در واحد کیش دانشگاه شریف نزدیک 20 میلیون تومان در هر ترم است. گیرم این وسط برخی سایت ها هزینه سکونت مهدی احمدی نژاد در یکی از برج های کیش را هم محاسبه کرده و به این رقم افزوده بودند . بعد از این اتفاقات روابط عمومی دانشگاه شریف در اطلاعیه ای نوشت که هزینه تحصیل کل دوره به مراتب پایین تر از آن چیزی است که در رسانه ها اعلام شده است.
مهدی همین اواخر وارد دعوای لاریجانی- احمدی نژاد هم شد و در پیامی با عنوان «منطق خوارج» نوشت: «از تمام تریبون ها شبانه روز فحش و توهین سرازیر می کنند ولی تا به آن ها بگویی خودتان هستید می شوی بی ادب»
داماد اسفندیار رحیم مشایی افزود: «استدلال دوستانی که احمدی نژاد و لاریجانی را کنار هم قرار می دهند شبیه کسانی است که می گفتند علی و معاویه امت اسلامی را به تفرقه کشاندند و هر دو از دین خارجند و البته تیغشان تنها بر سر علی فرود می آید.»
مهدی احمدی نژاد در بخش دیگری از نوشته هایش، وعده می دهد که «100 سال دیگه مردم برای احمدی نژاد روز بزرگداشت نژاد رو توی تقویم» می گذارند!
|
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیرتکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند : با بخشیدن،عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر،تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود..
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان
لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
بلافاصله ببربه سمت شوه دوید و چند دقیقه بعد ضجه های
مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
…….
نتیجه گیری:
منبع ایمیل یکی از دوستان
|
سرویس سیاسی گلستان ما : در نشست خبری نماینده مردم مینودشت و گالیکش در مجلس شورای اسلامی و مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان خبرهای امیدوارکنندهای از سرمایهگذاریهای مختلف در استان مطرح و موانع پیشروی اشتغال جوانان بررسی شد.
به گزارش گلستان ما ، عبدالکریم رجبی بعد از ظهر امروز در نشست خبری که در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان برگزار شد، از تاسیس کارخانه تراکتورسازی در شرق گلستان خبر داد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از سرمایهگذاران اعلام آمادگی کرده تا در شرق گلستان کارخانه تراکتورسازی احداث شود که در حال حاضر سرمایه اولیه تامین و مصوب شده تا تسهیلات مورد نیاز از بانک کشاورزی اخذ شود.
وی با بیان اینکه کارخانه تراکتورسازی در فاز نخست، اشتغالزایی مستقیم 250 نفر از جوانان گلستان را فراهم میکند، اظهار داشت: این کارخانه ظرفیت اشتغال مستقیم 500 الی 600 نفر را در آینده خواهد داشت.
مجوز کشتارگاه دام در شرق گلستان صادر شد/ اشتغال 100 نفر در فاز نخست
نماینده مردم مینودشت و گالیکش در مجلس شورای اسلامی از اخذ مجوز کشتارگاه دام در شرق گلستان خبر داد و افزود: مجوز این کشتارگاه در شورای برنامهریزی استان مصوب شده و اکنون در حال پیگیری و عملیاتی شدن آن در شرق گلستان هستیم.
رجبی بیان داشت: با سرمایهگذار دیگری مقیم آلمان در حال رایزنی برای تاسیس لامپ دکآلمان که جزو محصولات اروپایی است، هستیم که در صورت تاسیس امکان صادرات این محصول به کشورهای همسایه نیز وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه سرمایهگذار پروژه مذکور نیاز تسهیلاتی ندارد، خاطرنشان کرد: با عملیاتی شدن طرح، زمینه اشتغال یکصد نفر در فاز نخست ایجاد میشود و اشتغال غیرمستقیم را نیز در پی خواهد داشت.
واگذاری 5 هزار و 400 هکتار از اراضی برای کشت پسته و زیتون در شرق گلستان
نماینده مردم مینودشت و گالیکش در مجلس شورای اسلامی از اخذ مجوز کارخانه روغنکشی و سیمان در مراوهتپه خبر داد و یادآور شد: در حال رایزنی با سرمایهگذاران هستیم که امیدهای خوبی در این زمینه وجود دارد و جهش قابل توجهی در زمینه اشتغال جوانان تحصیلکرده گلستانی به وجود میآید که امیدواریم این تحولات، دغدغه بیکاری را در استان کاهش دهد.
رجبی از واگذاری 5 هزار و 400 هکتار از اراضی شرق گلستان برای کشت پسته، زیتون و رب انار در قالب تعاونی خبر داد و متذکر شد: این سرمایهگذاریها ضمن ایجاد اشتغال، آمار بزهکاری و طلاق را در جامعه کاهش میدهد.
وی یکی از راههای برونرفت معضل بیکاری را تشویق جوانان در راهاندازی بنگاههای خصوصی که توجیه اقتصادی در منطقه داشته باشد، برشمرد و بیان داشت: با برنامهریزی دقیق میتوان رغبت جوانان را در این راستا افزایش و شاهد شکوفایی اقتصادی در استان باشیم.
اختلاف فاحش در آمارهای اشتغال گلستان/ آمارهای تئوریک مشکل اشتغال را حل نمیکند
نماینده مردم مینودشت و گالیکش در مجلس شورای اسلامی با ابراز نارضایتی از اختلاف فاحش آمارهای اشتغال در گلستان خطاب به مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان اظهار داشت: آمارهای اشتغال که از سوی دستگاههای اجرایی گزارش میشود باید در روند کاهش بیکاری در منطقه ملموس باشد اما به جرات میتوان گفت حداقل در حوزه انتخابیه اینجانب آمار بیکاری بالاست.
رجبی دستیابی به آمار دقیق اشتغال استان را در تعیین یک نهاد مشخص عنوان کرد و گفت: باید نهادی برای ثبت اشتغال به وجود آمده در استان معرفی تا با هماهنگی ادارات مختلف به یک آمار دقیق و واقعی برسیم چراکه آمارهای نظری و تئوریک نمیتواند مشکلات اشتغال گلستان را برطرف کند.
وی در خصوص لایحه بودجه نیز اظهار داشت: با رایزنیهای انجام شده، ردیفهای خوبی گرفته شده است که اگر به تصویب برسد میتواند سهم آورده استان را در زمینه بودجه ارتقاء دهد.
گلستان تشنه تولید و صنعت است
نماینده مردم مینودشت و گالیکش در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بودجه امسال بر اساس حمایت از تولید و سرمایه ایرانی صورت گرفته است، خاطرنشان کرد: استان گلستان تشنه تولید و صنعت است که امیدواریم سال 1392 سالی موفقیت آمیز در ایجاد صنایع تولیدی و ایجاد اشتغال برای جوانان تحصیکرده استان باشد.
19 هزار شغل در گلستان ایجاد شد/ تنها 48 درصد اعتبارسنجی واقعی است
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان نیز در این جلسه با بیان اینکه در شش ماهه نخست سال جاری 32 هزار شغل در استان ثبت و 19 هزار شغل ایجاد شد، گفت: 48 درصد اعتبارسنجی واقعی و 52 درصد آن غیرواقعی بوده است.
حسینعلی خواجه مظفری؛ طراحی سامانه هوشمند را یکی از بزرگترین اقدامات مهم برای دستیابی به آمار واقعی اشتغال استان دانست و اظهار داشت: اگر این سامانه راهاندازی شود میتوان با شناسایی مهارتها، هویت افراد، وضعیت تحصیلی و اشتغال و ... به آمار دقیقی دست پیدا کنیم.
وی لزوم همکاری دستگاه های متولی را در امر اشتغال یک ضرورت مهم خواند و افزود: تا زمانیکه این همکاری وجود نداشته باشد نمیتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم.
تقویت تعاونیها به رشد اشتغال در گلستان کمک میکند
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان؛ تقویت تشکلها و تعاونیها را در ایجاد اشتغال موثر دانست و بیان داشت: با تقویت تعاونیها و سرمایهگذاری در این بخش میتوان به افزایش اشتغال در گلستان کمک کرد.
به هر حال مردم گلستان امیدوار هستند تا در سایه ظرفیتها و فرصتهای بالقوه فراوانی که در استانشان وجود دارد با تدبیر درست مسئولان و جذب سرمایهگذاران، به رشد واقعی اشتغال دست پیدا کنیم و استانی که همواره به قطب کشاورزی و سرسبزی شهرت دارد از سایه سنگین بیکاری کمر خم نکند.
الحق والانصاف آقای رجبی شما داری پیگیری میکنی ولی امیدواریم نتیجه هم داشته باشه با شناختی که از مسئولین منطقه داریم بعید میبینیم.ضمناً امیدواریم یه روز متوجه نشیم که این شرق استان باز هم همه جای استان بوده الا شرق .
مسافران نوروزي از ميراث ۳۸۰۰ ساله در مينودشت بازديد خواهند کرد
به گزارش مینوخبر ،يکي از رويدادهاي مهم باستان شناختي در حوزه شهرستان مينودشت کشف اتفاقي مجموعه اي فلزي بود که در اسفند سال ۷۹ توسط يکي از ساکنين روستاي بازگير از توابع بخش مرکزي شهرستان مينودشت به هنگام حفر چاه فاضلاب بر روي تپه اي که به همين نام در عمق ۲۰/۹ متري از سطح تپه مي باشد و تعداد ۲۷۲ قطعه شي فلزي از جنس فلز مس که به دوره ۱۸۰۰ ق-م مي رسد گرديده است . 
در تاريخ ۲۰/۶/۸۹ مجداٌ اداره کل ميراث فرهنگي –صنايع دستي و گردشگري استان گلستان با کسب مجوز از پروهشکده باستان شناسي به منظور تکميل مطالعات باستان شناسي به نام عمليات لايه نگاري و مستند سازي گروهي را در تاريخ مذکور اعزام وطي عملياتي کاوش در محوطه تقريبا ۲ هکتار با فضايي به ابعاد۹۱ متر آغاز و سرانجام منجر به کشف مجموعه اي بي نظير مربوط به ۳۸۰۰ سال پيش گرديد .
که مقداري از اين اشياء هم اکنون در موزه اين شهرستان به نمايش گذاشته شده است که علاقمندان مي توانند از آن بازديد بعمل آورند .
البته اگر بخواهید به میلادی هم بدانید مطابق است با 20 مارس 2013 میلادی ،سال 1392 سال مار است.
سال مار یعنی سالی که سیاره مشتری پا به برج سرطان می گذارد . سال های 1284، 1296، 1308، 1320، 1332، 1344، 1356، 1368، 1380، 1392 و … سال های حیوان مار هستند که در آن ها اتفاقات غیر منتظره ای رخ داده که برخی از آن ها در اینجا آورده شده اند :
1308 : فوت احمدشاه قاجار , درگیریهای شدید در بیت المقدس.و نخستین برخوردها بین اعراب ویهودیان
1320 : حمله ی متفقین (شوروی وانگلیس) به ایران , ورود آمریکا به جنگ دوم جهانی باحمله ژاپن به پرل هاربر
1332 : کودتای 28 مرداد , حادثه ی دانشگاه تهران درآستانه ی ورود نیکسون رئیس جمهورآمریکا به ایران , بقدرت رسیدن جمال عبدالناصر درمصر
1344 : تیراندازی به شاه درکاخ مرمر , درگیریهای هند وپاکستان برسرکشمیر , شروع انقلاب فرهنگی درچین
1356 : درگذشت سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی
1368: رحلت امام خمینی , تخریب دیواربرلین
1380 : تخریب برجهای دوقلو درنیویورک , (حرکت سیاره ی پلوتو در برج قوس..برج مقابل طالع ایالات متحده) , حمله ی آمریکا به افغانستان , سیل وبارندگی درشمال و قطع سراسری برق درکشور , برخورد هواپیمای جاسوسی آمریکا باجنگنده ی چینی
منبع خبر
بانک زمان
تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید که همه پولهای آن را خرج کنید . چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود .
در این صورت شما چه خواهید کرد؟! البته که سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید . هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم : بانک زمان .......
هر روز صبح در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ثانیه اعتبار ریخته می شود و آخر شب این اعتبار به پایان می رسد . هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود .........
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داندارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا می آورد می داند
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند
ارزش یک ساعت را عاشقی که در انتظار معشوق است می داند
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جامانده می داند
ارزش یک ثانیه را ان کسی که از تصادفی مرگبار جان به در برده می داند
هر لحظه گنج بزرگی است ... گنجتان را مفت از دست ندهید . باز به خاطر آورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند .
شبی از شبها مردی خواب عجیبی دید.او دید که در عالم رویا پا به پای خداوند روی ماسه های ساحل دریا قدم می زند و در همان حال در آسمان بالای سرش خاطرات دوران زندگی او به صورت فیلمی در حال نمایش است و او که محو تماشای زندگی اش بود ناگهان متوجه شد که گاهی فقط جای پای یک نفر است و آن هم وقت هایی است که او دوران پر از درد و رنج زندگی اش را طی کرده است .
بنابراین با ناراحتی به خدا که در کنارش راه می رفت رو کرد و گفت :
" پروردگارا ! تو فرموده بودی که اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد . پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگی ام فقط جای پای یک نفر وجود دارد ؟ چرا مرا در لحظاتی که سخت به تو نیاز داشتم تنها گذاشتی ؟ "خدا لبخندی زد و گفت : " بنده عزیزم ! من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام . زمان هایی که در رنج و سختی بودی من تو را روی دستانم بلند کرده بودم که به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی "
داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟****آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟****
-****
-****
-****نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک روشنفکرم****مگه تا حالا مامانو دیدی؟
وصف حال ماست در اين دنيا ميگيم خدا هست؟ نيست؟
آخرتي هست ؟ نيست ؟
حساب و كتابي هست؟ نيست؟
چند لحظه تفكر...!
این یک داستان واقعی است شاید پند آموز باشد
مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. من
کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادی
شده بود که در نقاشیهایم هم متوجه نقص عضو او نمیشدم و همیشه او را با
دو چشم نقاشی میکردم. فقط در اتوبوس یا خیابان وقتی بچهها و مادر و
پدرشان با تعجب به مامان نگاه میکردند و پدر و مادرها که سعی میکردند
سوال بچه خود را به نحویکه مامان متوجه یا ناراحت نشود، جواب بدهند،
متوجه این موضوع می شدم و گهگاه یادم میافتاد که مامان یک چشم ندارد.
یک روز برادرم از مدرسه آمد و با دیدن مامان یکدفعه گریه کرد. مامان او
را نوازش کرد و علت گریهاش را پرسید. برادرم دفتر نقاشی را نشانش داد.
مامان با دیدن دفتر بغضی کرد و سعی کرد جلوی گریهاش را بگیرد. مامان
دفتر را گذاشت زمین و برادرم را درآغوش گرفت و بوسید. به او گفت: فردا
میرود مدرسه و با معلم نقاشی صحبت میکند. برادرم اشکهایش را پاک کرد و
دوید سمت کوچه تا با دوستانش بازی کند. مامان رفت داخل آشپزخانه. خم شدم
و دفتر را برداشتم. نقاشی داداش را نگاه کردم و فرق بین دختر و پسر بودن
را آن زمان فهمیدم.
موضوع نقاشی، کشیدن چهره اعضای خانواده بود. برادرم مامان را درحالی که
دست من و برادرم را دردست داشت، کشیده بود. او یک چشم مامان را نکشیده
بود و آن را به صورت یک گودال سیاه نقاشی کرده بود. معلم نقاشی دور چشم
مامان با خودکار قرمز یک دایره بزرگ کشیده بود و زیر آن نمره 10 داده بود
و نوشته بود که پسرم دقت کن هر آدمی دو چشم دارد.
با دیدن نقاشی اشکهایم سرازیر شد. از برادرم بدم آمد. رفتم آشپزخانه و
مامان را که داشت پیاز سرخ می کرد، از پشت بغل کردم. او مرا نوازش کرد.
گفتم: مامان پس چرا من همیشه در نقاشیهایم شما را کامل نقاشی میکنم.
گفتم: از داداش بدم میآید و گریه کردم.
مامان روی زمین زانو زد و به من نگاه کرد اشکهایم را پاک کرد و گفت
عزیزم گریه نکن تو نبایستی از برادرت ناراحت بشوی او یک پسر است. پسرها
واقع بینتر از دخترها هستند؛ آنها همه چیز را آنطور که هست میبینند ولی
دخترها آنطورکه دوست دارند باشد، میبینند. بعد مرا بوسید و گفت: بهتر
است تو هم یاد بگیری که دیگر نقاشیهایت را درست بکشی.
فردای آن روز مامان و من رفتیم به مدرسه برادرم. زنگ تفریح بود. مامان
رفت اتاق مدیر. خانم مدیر پس از احوالپرسی با مامان علت آمدنش را جویا
شد. مامان گفت: آمدم تا معلم نقاشی کلاس اول الف را ببینم. خانم مدیر
پرسید: مشکلی پیش آمده؟ مامان گفت: نه همینطوری. همه معلمهای پسرم را
میشناسم جز معلم نقاشی؛آمدم که ایشان را هم ملاقات کنم.
خانم مدیر مامان را بردند داخل اتاقی که معلمها نشسته بودند. خانم مدیر
اشاره کرد به خانم جوان و زیبایی و گفت: ایشان معلم نقاشی پسرتان هستند.
به معلم نقاشی هم گفت: ایشان مادر دانش آموز ج-ا کلاس اول الف هستند.
مامان دستش را به سوی خانم نقاشی دراز کرد. معلم نقاشی که هنگام واردشدن
ما درحال نوشیدن چای بود، بلند شد و سرفهای کرد و با مامان دست داد.
لحظاتی مامان و خانم نقاشی به یکدیگر نگاه کردند. مامان گفت: از ملاقات
شما بسیار خوشوقتم. معلم نقاشی گفت: من هم همینطور خانم. مامان با بقیه
معلمهایی که میشناخت هم احوالپرسی کرد و از اینکه مزاحم وقت استراحت
آنها شده بود، عذرخواهی و از همه خداحافظی کرد و خارج شدیم. معلم نقاشی
دنبال مامان از اتاق خارج شد و درحالیکه صدایش می لرزید گفت: خانم من
نمی دانستم ...
مامان حرفش را قطع کرد و گفت: خواهش میکنم خانم بفرمایید چایتان سرد می
شود. معلم نقاشی یک قدم نزدیکتر آمد و خواست چیزی بگوید که مامان گفت:
فکر می کنم نمره 10 برای واقع بینی یک کودک خیلی کم است. اینطور نیست؟
معلم نقاشی گفت: بله حق با شماست. خانم نقاشی بازهم دستش را دراز کرد و
این بار با دودست دستهای مامان را فشار داد. مامان از خانم مدیر هم
خداحافظی کرد.
آن روز عصر برادرم خندان درحالیکه داخل راهروی خانه لیلی میکرد، آمد
و تا مامان را دید دفتر نقاشی را بازکرد و نمرهاش را نشان داد.
معلم نقاشی روی نمره قبلی خط کشیده بود و نمره 20 جایش نوشته بود. داداش
خیلی خوشحال بود و گفت: خانم گفت دفترت را بده فکر کنم دیروز اشتباه کردم
بعد هم 20 داد. مامان هم لبخندی زد و او را بوسید و گفت: بله نقاشی پسر
من عالیه! و طوری که داداش متوجه نشود به من چشمک زد و گفت: مگه نه؟
من هم گفتم: آره خیلی خوب کشیده، اما صدایم لرزید و نتوانستم جلوی
گریهام را بگیرم.داداشم گفت: چرا گریه میکنی؟ گفتم آخه من یه دخترم!.
منبع ایمیل یکی از دوستان ![]()