9 عادت هوشمندانه از میلیونرهای واقعی

 

9 عادت هوشمندانه از میلیونرهای واقعی

 
جنیفر دانفی 29 ساله که به همراه کنراد 34 ساله بنیانگذار شرکت vayu مدیا هستند می گوید : شما نمی توانید اجازه دهید ترس شمارا به پیش ببرد. برای موفق شدن شما به بسیاری از چیز ها خارج از محدوده ی مناسب خودتان که در یک ناحیه متداول دارید نیاز دارید.

بانکی:

1-هرروز ,روزتان را قبل از طلوع آفتاب آغاز کنید





نام میلیونر: پیتر شانکمن

نام شرکت: کارخانه گیک, مشاور روابط عمومی وبازاریابی  شرکتهایی همچون آمریکن اکسپرس, دیزنی, ناسا واسپیرینت

مکان: نیویورک

فروش: چندین میلیون دلار درسال2010

پیتر میگوید من هرروز ساعت 4:15 دقیقه صبح بیدار میشوم,این واقعا جالبه که شما می توانید هرچیزی بدست بیاورید وقتی صبح زود بیدار میشوید. این ساعات برای پیتر بسیار حساس است زیرا او دراین زمان به تماسهایش میرسد. ما همه افرادی را درشبکه خودمان داریم بزرگترین چیز در ارتباط باآنها سلام واحوال پرسی است اما فراتر از این یعنی وقتی که چیزی نیاز داریم این راه و زمان خوبی برای گسترش شبکه نیست.



2-مطالعه روزانه




نام میلیونر: راسل ساردر

نام شرکت: آموزشگاه NETCOM تمرین تجاری  IT

مکان:
شهر نیویورک

فروش:
بیش از 10 میلیون دلار

این مهم نیست که از زمان گسترش کسب وکار راسل ساردر سرش شلوغ شده است ,او همیشه زمانی را به خواندن اختصاص می دهد. ساردر میگوید: من اهل بنگلادش هستم , یکی از فقیرترین کشورهای جهان . ساردر 38 ساله آموزشNETCOM را در سن 23 سالگی شروع کرد.

ارزش آموزش به وسیله والدین کم کم به من القاء شد و خواندن یک جزءبزرگ ومادام العمر از آموزش است. هرروز در طول هفته های آموزشی , او هر آخر هفته رابه مدت 1تا 2ساعت تا 10 ساعت به خواندن می گذراند.



3-خارج از منطقه مناسب خودتان قدم بگذارید



نام میلیونر: جنیفر دانفی

نام شرکت: vayu media

مکان: آتلانتا

فروش: بیش از 5 میلیون دلار

جنیفر دانفی 29 ساله که به همراه کنراد 34 ساله بنیانگذار شرکت vayu مدیا هستند می گوید : شما نمی توانید اجازه دهید ترس شمارا به پیش ببرد. برای موفق شدن شما به بسیاری از چیز ها خارج از محدوده ی مناسب خودتان که در یک ناحیه متداول دارید نیاز دارید. دانفی میگوید او از ابتدا به ارزش این عادت توجه داشته است. بنظر میرسد که هر زمان من کاری را انجام می دادم نمی توانستم موفق شوم اما در حال حاضر چنان موفقیت عظیمی کسب کرده است که به بازار اسپانیا هم سرویس میدهد او خود را خارج ازمنطقه مناسب خود می یابد او می گوید: من نیاز دارم نمای مناسبی از شرکت به نمایش بگذارم وهمچنین نشان دهیم کارمندانی که در این بخش کار میکنند زبان اسپانیایی را به خوبی بلدند. خود او نیز در حین کار در زبان اسپانیای روان وخوب شده است.


4- 2ساعت تمرکز وتفکر در هر آخر هفته





نام میلیونر:
مارک استیونس

نام شرکت:
بازرگانی ومشاوره MSCO

مکان:
ری بوروک  نیویورک

ازرش مالی شبکه:
بیش از 10 میلیون دلار

تصور کنید دوساعت کامل درآخر هفته به تمرکز وسکوت وفقط به تفکر بپردازید.

این برای مارک استیونس یک آیین مذهبی است .این عادت از دوران کودکی او شروع شد اما بعدها در زندگی مارک طور دیگری ادامه پیدا کرد وقتی که او ارزش پیاده روی را درک کرد.اومیگوید:من متوجه شدم که وقتی قدم میزنم می توانم به جهات و مسیرهای جدید زندگی وکار فکر کنم. فقط اجازه دادم ذهنم رها باشد اینطوری بود که من تصور کردم و ایده نوشتن پر فروش ترین کتابم به سرم زد. برای کسانی که فکر می کنند خیلی پر مشغله هستند مارک یک جواب دارد و آن اینکه: من مانند انیشتین اعتقاد دارم زمان قابل انعطاف است .شما می توانید هرکاری که می خواهید را انجام دهید فقط اگر شما بخواهید آن کار را انجام دهید و اگر شما زمانی برای فکر کردن به چیزهایی که می خواهید انجام دهید نگذارید، محکوم به تحمل وضع موجود حاضر هستید.



5-صرفه جو باشید



نام میلیونر: کرگ ولف

نام شرکت : اردکهای مشهور

مکان : سن رافائل کالیفرنیا

ارزش مالی شبکه: میلیونها دلار

کارآفرینان باید با تکیه بر کار زیاد از پس نیازها برآیند اما بعد از اینکه اولین درآمد میلیونی را کسب کردند چه؟ من تمامی انواع این شرکت ها را در طی سالهای گذشته دیده ام با پول های خارق العاده و گسترده و بعد ورشکسته.این سرنوشتی است که او برای اجتناب از آن هر روز تلاش میکند.

ولف میگوید من هرگز وام نگرفتم, کارت های اعتباری, وام خودرو  و غیره, همه چیز را نقد پرداخت میکنم بنابراین هرگز سود ی بابت چیزی نپرداختم. من تنها چیز هایی را می خرم که مطمئنا باید بخرم وضروری اند.

ولف مانند قهرمانان مشهور وستاره های موسیقی راک از بابت طراحی اردک های پلاستیکی مشهورش میلیونها دلار بدست آورد و این موفقیت را مدیون تصمیمات هوشمندانه مالی اش می باشد. استراتژی اختصاصی ذخیره مالی وی مورد توجه روزنامه ای بزرگ قرار گرفت که نهایتا منجر به کار با فیلادلفیا سونسیکسرز و نمایش در تلویزیون ملی شد.



6-انجام کاری در هنگام انجام کار دیگر



نام میلیونر: جفری شفرد

نام شرکت : بهشت مروارید , فروشگاه آنلاین فروش مروارید وجواهر

مکان: لس آنجلس

فروش : 20 میلیون دلار

اکثر مردم در باشگاه  در حین فعالیت تلویزیون نگاه میکنند و یا به ipod گوش می دهند به جز جرمی شفرد. او میگوید : من وقتی می دوم یک چالش ویا یک شانس در یک کسب و کار وتمامی جنبه های آن را موشکافی می کنم. این تنها زمانی از روز است که کمی تمرکز می کنم و معمولا به یک نتیجه وتصمیم مناسب میرسم.

فایده ی تمرین فیزیکی روزانه کاملا مشهود است مثل کاهش استرس، افزایش فعالیت مغز و سلامت قلبی عروقی ولی این فعالیت میتواند یک منبع شغلی گرانبها باشد. وقتی که در اداره وقت کافی برای تمرکز بر روی مشکلات مشخص را ندارم. اما وقتی که نیم ساعت بدون وقفه زمان برای فکر کردن میگذارم معمولا به یک راه حل می توانم برسم.



7- هرگز آموختن را متوقف نکنید




نام میلیونر: استیسی پارسل

نام شرکت :
همکاران دامپزشک ,یک موسسه اجرایی تحقیقاتی در زمینه سلامت حیوانات

مکان: تولسا ,اوکلاهاما

فروش :
بیش از 5 میلیون دلار

یک توصیف از خود: (معتادبه آموزش ) استیسی پارسل همیشه به دنبال راهایی برای پیشرفت خود و کسب وکارش است. او می گوید هرچه بیشتر آموختم بیشتر فهمیدم که چقدر نمی دانم پس من از آموختن از دیگران لذت میبرم. پارسل زمان با ارزشی را هر هفته به برگزاری کنفرانس تلفنی با مربیان در حرفه خودش اختصاص میدهد (کلاس و کنفرانس آنلاین ), سی دی و دی وی دی ها در زمینه هایی مانند فروش , کسب وکار, شبکه های اجتماعی و ارتباطات هم دارد.

وی به تازگی در طی کار با یک معامله پرتنش خارجی برای کمک به مشکل تفاوت فرهنگی یک مشاور و مربی استخدام کرده است.

او می گوید که من خیلی گستاخ هستم اگر بخواهم این همه کار رابه تنهایی انجام دهم ونیاز به کمک از بیرون داشتم , که نه تنها منجر به شکست معامله وتجارتش نشد بلکه باعث بالاترین درآمد وی تا بحال شد.



8- با انگیزه ماندن




نام میلیونر: کوین اوی

نام شرکت: KEV!NOU

مکان : لس آنجلس

فروش : بیش از یک میلیون دلار

کوین اعتراف میکند که هیچ کس نمی تواند 100 درصد زمان خود را انگیزه داشته باشد.مبلغ یک میلیون دلاری و عکاس مشهوری که برای افرادی چون آلیجاه وود, کریسس آنجل , جیمی کندی, فیفتی سنت , و اسنوپ داک کار کرده است. هر موسس و کسی که در کاری پیش قدم میشود  روزهای فرو رفتن به پایین و روزهای دارد که کارها درست پیش نمی رود.

راه حل ساده کوین اشتراک روزانه در وبلاگهایی است که در روز نقل قول های الهام بخش میفرستند.

این عادت از وقتی سر چشمه گرفت که من تشخیص دادم موفقیت همراه با شکست های بسیار بدست می آید و این اجتناب ناپذیر است. من فهمیدم که اگر یک سرمایه گذاری جواب ندهد، خیلی نا امید میشوم بنابراین سیستمی ساختم که مرا به پیش ببرد.



9- هرروز انجام یک عمل نیکو




نام میلیونر:
بن فدر من

نام شرکت:
فروش روزانه با تخفیف وب سایت 1saleADay.com))

مکان :
بروکلین نیویورک

فروش : 100 میلیون دلار

در سن 28 سالگی بن به موفقیت مالی ای رسید که بیشتر کارآفرینان آرزوی رسیدن به آن را دارند. اما با موفقیت بیشتر همچنین مسئولیت بیشتر پیش می آید واین خیلی زودی برای بن روشن شد که کمک کردن به مرکز جامعه محلی یا حمایت از یک گروه معلولین بسیار مهمتر از تبدیل شدن به یک مولتی میلیاردر است.

بن میگوید: من خیلی وقت پیش میتوانستم بازنشسته شوم و بسیار خوش زندگی کنم. بن که پنجاه درصد درآمد های خود را به سازمانهای خیریه کمک می کند امید وار است بتواند بقیه صاحبان کسب وکار های بزرگ را نیز به این کار ترغیب کند اما او میگوید: هرچه من با افراد بیشتری آشنا شدم بیشتر به این مطلب واقف شدم که جوامع نیازمندتری در کشور و در جهان وجود دارد و این باعث ترغیب و ابتکار من می شود.
 

نکاتی جالب در مورد مسائل اقتصادی باشگاه رئال مادرید

 

نکاتی جالب در مورد مسائل اقتصادی باشگاه رئال مادرید

 
رئال مادرید را دیگر نمی توان صرفا یک تیم فوتبال به حساب آورد. رئال مادرید یک پدیده اقتصادی است. رئال برندی است که صاحبانش از هر آنچه در حول و حوش این باشگاه واین تیم و بازیکنانش است پول در می آورند.

کسب و کار: رئال مادرید را دیگر نمی توان صرفا یک تیم فوتبال به حساب آورد. رئال مادرید یک پدیده اقتصادی است. رئال برندی است که صاحبانش از هر آنچه در حول و حوش این باشگاه واین تیم و بازیکنانش است پول در می آورند. نگاهی انداخته ایم به کسب و کار اقتصادی مدیران این باشگاه و پول هایی که در این میان رد و بدل می شود.



1- رئال مادرید ثروتمندترین باشگاه دنیاست. باشگاهی که در سال 1902 تاسیس شد و در دهه 50 میلادی خودش را به عنوان یکی از قدرت های فوتبال دنیا تثبیت کرد. مادریدی ها که تا امروز 32 بار قهرمان لالیگا و 9 بار قهرمان جام باشگاه ها و لیگ قهرمانان اروپا شده اند، به عنوان کهکشانی ها هم در زمین فوتبال تیم موفقی هستند هم در بیرون آن. بهترین باشگاه فوتبال قرن بیستم دنیا به انتخاب فیفا برندی است که 264 میلیون دلار می ارزد.





2- فلورنتینو پرز که از سال 2000 مدیرعامل رئال شده ثروتی معادل 9/1 میلیارد دلار دارد و از زمانی که پشت میز مدیریت رئال نشسته تا امروز با 30 بازیکن قرارداد بسته که گرانترین شانکریستیانو رونالدو بوده - پرز برای به خدمت گرفتن ستاره پرتغالی منچستر یونایتد 94 میلیون یورو به فرگوسن پرداخت کرد و هر سال 12 میلیون یورو به بازیکن مغرور تیمش حقوق می دهد – و ارزان ترین آنها توماس گراوسن دانمارکی بود که در سال 2005 با 6/3 میلیون یورو از اورتون به مادرید آمد. پرز یک تاجر و مدیر اقتصادی است و با وعده تبدیل رئال به تیمی ثروتمند، جایگزین لورنزو سانز، مدیر پیشین رئال شد. او به وعده اش عمل کرده است. پرز در تازه ترین خریدش لوکا مودریچ کروات را با رقمی نزدیک به 30 میلیون پوند از تاتنهام به مادرید آورده و اسین غنایی هم با قیمتی که فاش نشده این فصل پیراهن رئال را بر تن خواهد کرد.





3- گروه تجارت ورزش اروپا در فوریه سال 2012 گزارشی از وضعیت اقتصادی باشگاه های اروپایی را بر اساس درآمدهای آنها در فصول گذشته منتشر کرد. بر مبنای این گزارش رئال در فصل 2010، 5/479 میلیون یورو درآمد داشته تا با 9 درصد سود نسبت به فصل 2009، برای هفتمین فصل متوالی در صدر جدول ثروتمندترین باشگاه های اروپایی قرار گیرد. خوزه مورینیو در این درآمدزایی سهم موثری داشته چرا که عملکرد رئالی ها در زمین مسابقه باعث افزایش درآمدشان شده است. رئال در زمینه کاهش بدهی هایش هم تیم موفقی بوده و میزان بدهی هایش از 244 میلیون یورو در فصل 2009 را به 7/169 میلیون یورو رسانده است.



4- درآمد سالانه کهکشانی ها طی 5 سال گذشته 200 میلیون یورو بیشتر شده. این تیم در فصل 2010، 5/183 میلیون پوند از حق پخش بازی هایش به دست آورده که 16 درصد نسبت به فصل قبل بیشتر شده و دلیل آن صعود این تیم به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا بود. بیشتر درآمد رئال از حق پخش مسابقاتش بابت قراردادی است که آنها با شرکت مدیا پرو امضا کرده اند و تا پایان فصل آینده اعتبار دارد.



5- مادریدی ها در زمینه قراردادهای تبلیغاتی و اسپانسر هم موفق عمل کرده اند. آنطوری که گزارش مالی سالانه این باشگاه نشان می دهد، شاگردان خوزه مورینیو در فصل 2011، 4/172 میلیون یورو وبابت تبلیغ روی لباسشان و سایر موارد اسپانسرینگ دریافت کرده اند که 6/21 میلیون یورو نسبت به فصل قبل بیشتر شده. در این زمینه فقط بایرن مونیخ جلوتر از رئال استع. اگر به سایت رئال مادرید سر می زنیدن متوجه تعدد اسپانسرهای این تیم می شوید که آدیداس و bwin اسپانسرهای اصلی رئال محسوب می شوندو آئودی، کوکاکولا، هواپیمایی امارات و شرکت اتصالات عربستان هم حامی مالی رئال هستند. این اسپانسرها تنها شامل فوتبال رئال می شوند و بسکتبال رئال اسپانسرهای مخصوص به خودش را دارد. مادرید از قراردادش با bwin که فصل بعد تمام می شود سالی 20 میلیون دلار درآمد داشته و حالا با هواپیمایی امارات قرارداد بسته تا خیالش از این بابت راحت باشد. آنطور که رسانه های اسپانیایی گزارش داده اند، عرب ها سالی 22 میلیون یورو به فلورنتینو پرز می دهند تا نام هواپیمایی شان روی پیراهن کهکشانی ها بخورد.



6- ورزشگاه 85 هزار نفری سانتیاگو برنابئو یکی از منابع درآمدزایی رئال محسوب می شود و آنها از فروش بلیت های مسابقاتشان به پول قابل توجهی رسیده اند. میانگین تماشاچیان بازی های خانگی رئال در فصل 2010، 66 هزار نفر بود که درآمد این باشگاه از بازی های خانگی اش را به 123 میلیون یورو رساند. در سایت این باشگاه قیمت بلیت های این فصل لالیگا برای تمام بازی ها از 670 یورو تا 1932 یورو تعیین شده که اعضای باشگاه تخفیف خواهند گرفت اما اگر به کانون هواداردان رئال بپیوندید و با پرداخت تنها 20 یورو کارت هواداری این باشگاه را بگیرید صاحب تخفیف ویژه ای خواهید شد و برای دیدن لالیگا بین 603 تا 1739 یورو پرداخت خواهید کرد. پکیج لالیگا، جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا به مراتب قیمت بالاتری دارد و یک فرد عادی باید حداقل 903 یورو برای نشستن روی صندلی های سانتیاگو برنابئو پرداخت کند اگر هم بخواهید که از بهترین نقطه استادیوم بازی را ببینید باید 2640 یورو بپردازید. همینطور قیمت تورهای بازدید از استادیوم بین 11 تا 16 یورو اعلام شده است.





7- رئال مادرید آنقدر در سراسر دنیا هوادار دارد که رویدرآمد حاصل از فروش پیراهن هایش هم حساب کند. لباس های خانگی رئال در دو قیمت 89 و 96 یورو عرضه می شود که این تفاوت قیمت به خاطر نوع آستین آن است و آنهایی که عشق ایکر کاسیاس هستند باید 96 یورو برای لباس او بدهند. این قیمت فقط برای لباس است و شورت رئال 41 یورو و جوراب این تیم 74/13 یورو به فروش می رسد. رئال به هوادارانش پیشنهاد داده که می توانند لباس رونالدو، کاکا و بنزما – که روی آن امضای این سه بازیکن وجود دارد – را با 103 یورو خریداری کنند ضمن آنکه رئالی ها تخفیف ویژه ای برای آنهایی که دنبال پیراهن فصل قبل این تیم هستند در نظر گرفته اند و می توان با پرداخت تنها 45 یورو صاحب پیراهن اورجینال این تیم  شد. احتمالا خیلی ها سراغ این کار بروند چون پیراهن جدید رئال تفاوت آنچنانی با فصل قبل ندارد.



8- گزارش سایت scribd در مورد درآمدزایی باشگاه رئال حاوی نکات جالبی است، به نوشته این سایت در جولای سال 2003 رئال با داشتن نزدیک به 100 میلیون هوادار در سراسر دنیا دیوید بکام 28 سالهرا از منچستر به خدمت گرفت تا از جدیدترین ستاره کهکشانی های مادرید رونمایی شود. پخش مراسم حضور بکام در رئال بعد از مراسم تدفین پرنسس دایانا تبدیل به پرمخاطب ترین برنامه زنده دنیا شده بود و یک روزنامه نگار اسپانیایی انتقال 35 میلیون پوندی بکام به رئال را یکی از مهمترین اتفاقات اسپانیا طی 10 سال گذشته عنوان کرد. در روز معرفی بکام به عنوان بازیکن جدید رئال، 8 هزار پیراهن این تیم با نام بکام به قیمت 62 تا 78 یورو به فروش رسید. یک ماه بعد از این ماجرا مدیران رئال مادرید که از محبوبیت وحشتناک بکام در قاره آسیا خبر داشتند تور 17 روزه ای را برای تیمشان در نظر گرفتند تا رئال بازی هایی در چین، ژاپن، هنگ کنگ و تایلند انجام دهد. این تور 8 میلیون یورو برای رئال درآمد داشت.





9- کریستیانو رونالدو که شایعات زیادی در مورد جدایی اش از رئال مطرح شده تا پایان سال 2015 با این تیم قرارداد دارد و رئالی ها اگر قصد حفظ او در مادرید را داشته باشند باید حقوق سالانه 12 میلیون یورویی او را به 16 میلیون یورو برسانند. پرز مشکلی با این پرداخت ندارد اما رونالدوی بیچاره اگر چنین حقوقی هم دریافت کند باز تبدیل به گرانترین بازیکن فوتبال دنیا – به لحاظ حقوق دریافتی - نمی شود چرا که ساموئل اتوئو بازیکن سابق بارسلونا سالی 20 میلیون یورو از باشگاه آنژی روسیه می گیرد. به جز اتوئو، زلاتان ابراهیموویچ هم پول بیشتری از رونالدو می گیرد و شاید این دلیل اصلی ناراحتی او بعد از پیروزی 3- صفر هفته قبل تیمش مقابل گرانادا بود.



10- رئال مادرید آنقدر ثروتمند است که می خواهد در امارات جزیره ای یک میلیارد دلاری بسازد. قرار است در این جزیره انواع و اقسام مراکز تفریحی ساخته شود. ضمن آنکه در نقشه اولیه آن یک هتل بزرگ و استادیوم 10 هزار نفری هم دیده می شود.

قرار است این جزیره ژانویه 2015 آماده بهره برداری شود و پیش بینی شده که در اولین سالش بیش از یک میلیون بازدیدکننده داشته باشد. هدف اقتصادی رئال از ساخت چنین جزیره ای کاملا مشخص است. آنها 300 میلیون هوادار دارند که نیمی از آنها آسیایی هستند و امارات به عنوان محلی بین اروپا و آسیای دور می تواند جای خوبی برای گذراندن تعطیلات باشد. این مجموعه اولین مجموعه توریستی تحت برند رئال خواهد بود که عرب ها هم در آن سرمایه گذاری خواهند کرد. رئالی ها اصلا نگران بودجه آن نیستند چون هنوز کار ساخت جزیره به پایان نرسیده خیلی ها برای خرید آن اعلام آمادگی کرده اند.
 

۱۰چیز که مانع 10 چیز دیگر است!

 

۱۰چیز که مانع 10 چیز دیگر است!

گاهی اوقات مهم ترین مانع دستیابی ما به خواسته هایمان دقیقا جلوی چشمانمان است اما به آن بی توجهیم .در این گزارش شما را با 10 چیز که مانع 10 چیز دیگر است آشنا می کنیم
بانکی: گاهی اوقات مهم ترین مانع دستیابی ما به خواسته هایمان دقیقا جلوی چشمانمان است اما به آن بی توجهیم . شاید هم چون همیشه جلوی چشممان است نمی بینیمش. اگر از زاویه جدید نگاه کنیم به قول معروف یک شبه می توانیم ره صد ساله برویم.

در این گزارش شما را با 10 چیز که مانع 10 چیز دیگر است آشنا می کنیم:



1. غرور مانع یادگیری

غرور مانع اصلی یادگیری است. شما حتما این ضرب المثل ایرانی را شنیده اید " پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است" اما خودتان قضاوت کنید چند بار به خاطر حفظ غرورمان از سوال کردن طفره رفته ایم.

اغلب کسانی که در رشته های مختلف علمی به پیشرفت رسیده اند کسانی اند که از پرسیدن نمی ترسیدند.

2. تعصب مانع نوآوری


هیچ چیز در دنیا بیشتر از تعصب مانع نوآوری و پیشرفت نوع بشر نشده است. به خیلی چیزها چنگ می زنیم و تعصب داریم اما نمی دانیم چرا. اگر در مورد خیلی از باور ها و روش های زندگی مان فکر کنیم فلسفه خاصی برایش نداریم درحالیکه شاید هر روز اجرایش کنیم.

هرکسی که توانسته زیان های جبران ناپذیر تعصب بیجا را در زندگی اش کشف کند درهای تازه ای به رویش باز شده و دنیا را از منظر جدیدی دیده است.

3. کم رویی مانع پیشرفت

مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. اگر تمام جهان بگویند شما انسان بااستعدادی هستید تا زمانی که عقاید و افکارتان در ذهنتان باقی بماند نمی توانید پیشرفت کنید.

دیگران با دیدن چهره موجه و رفتار شما به ارزش های شما پی نخواهند برد. تنها زمانی که لب به سخن بگشایید می توانید به پیشرفت دست یابید.



4. ترس مانع ایستادن

ترس مانع اصلی ثابت قدمی و پایبندی انسان بر اعتقاداتش است. ترس از قضاوت دیگران، ترس از طرد شدن، ترس از عدم موفقیت سبب می شود شما هرچقدر هم به درست بودن چیزی ایمان داشته باشید برای داشتن  و عمل کردن به آن کاری نکنید.

5. تخیل مانع واقع بینی


انسان بی رویا غیر قابل تحمل است چه برای خودش و چه برای دیگران اما زندگی در تخیلات و توهم باعث می شود ما در دنیایی غیر حقیقی زندگی کنیم و زمانی از خواب غفلت بیدار شویم که خیلی دیر است.

6. بدبینی مانع شادی

انسان بد بین زندگی را به کام خود و نزدیکانش تلخ می کند. این جور افراد در بهترین قصر ها و زیبا ترین بنا ها به دنبال ترک های دیوار اند. باور کنید این زندگی برای هیچ کس به اندازه خودشان سخت نیست.

شما می توانید از آنها پرهیز کنید اما خودشان به هیچ وجه نمی توانند از دست خودشان فرار کنند.



7. خود شیفتگی مانع معاشرت

حیات بشر به تعامل با دیگران بستگی دارد. بنابراین ما ناچار هستیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم. اما هیچ کس خواهان هم نشینی با انسان خود شیفته نبوده و نخواهد بود.

8. شکایت مانع تلاش گری

آنکه دائما در پی مقصر و شکایت و شماتت دیگران است عملا دست از تلاش برداشته چون مشغول یافتن مقصر است!

به همین سادگی زندگی تان را هدر ندهید.

9. خود بزرگ بینی مانع محبوبیت


همه انسان ها دوست دارند در نظر دیگران به بهترین شکل دیده شوند اما وقتی دائما خودمان را در موضع قدرت و برتری قرار می دهیم سایرین را بیزار می کنیم و از خودمان فراری می دهیم.

10. عادت کردن مانع تغییر

عادت مانع تغییر است و باعث می شود سالهای سال در یک مکان ، زمان، موقعیت و شرایط درجا بزنیم.

تصاویر بیست درخت شگفت انگیز دنیا

 

 

 

 

تصاویر بیست درخت شگفت انگیز

 

در این کشور طلا ریختند، کسی جمع نمی کند !

 

مهندس جهانگیری: در این کشور طلا ریختند، کسی جمع نمی کند

 
مهندس علی‌اصغر جهانگیری به شما می‌گوید چطور می‌شود پولدار شدن را از یک رویای دوردست به‌هدفی نزدیک تبدیل کرد

  علی‌اصغر جهانگیری کارآفرین برتر کشور و یک ایده‌پرداز و تولیدکننده باذوق است که تا به حال صدها کارخانه در سراسر ایران تاسیس كرده است و خیلی صفات اینچنینی دیگر دارد اما این تعریف درستی از مردی نیست که از نزدیک او را شناختم. او یک انسان خاص است و شاید از نظر خیلی‌ها پیر به نظر برسد اما از خیلی از جوانان پرامیدتر و قبراق‌تر است. مهندس جهانگیری را می‌توان در بین این سطور بیشتر شناخت که اگر فقط 10درصد از توان او استفاده شود بیکاری در ایران بی‌معنی می‌شود.



راه ‌موفقیت

علی‌اصغر جهانگیری هستم. در یكی از روستاهای محروم مازندران به نام كندلوس به‌دنیا آمدم. پس از فارغ‌التحصیلی از رشته شیمی به كارهای مختلف مشغول شدم تا اینكه یك آگهی در روزنامه دیدم كه سازمان ملل یك بورسیه به 26 كشور درحال توسعه داده بود. من با اینكه متاهل بودم و مشغول كار، قبول شدم و به اتریش رفتم. در رشته پلیمر پلاستیك فارغ‌التحصیل و همان‌جا در اروپا استخدام شدم و صنایع پلاستیك 15 كشور اروپایی را تحت نظر گرفتم اما پس از مدتی دلم طاقت نیاورد و به ایران بازگشتم.

خودمان را بشكنیم و دوباره بسازیم
من در 32 سالگی، متاهل با یك بچه و با 2 هزارتومان پس‌انداز از كار بیكار شدم. دوستم، مهندس بازرگانی مشوقم بود و گفت برای اینكه خودمان را بسازیم، باید اول خودمان را بشكنیم. با این ایده و با جیب خالی شروع به‌كار كردیم. مهندس بازرگانی تحقیق كرده بود كه فروش بشكه‌خالی سود زیادی دارد. اول خجالت می‌كشیدم و فكر می‌كردم زشت است كه من، مهندس جهانگیری با 10سال سابقه مدیرعاملی تولیددارو، بشكه خالی بفروشم اما سرانجام دست‌به‌كار شدیم. یك وانت كرایه كردیم و هر روز به كارخانه‌های مختلف می‌رفتیم و بشكه خالی می‌خریدیم و می‌فروختیم. پس از مدتی در خیابان رسالت یك مغازه اجاره كردیم و با پولی كه در این چندسال درآورده بودیم، اولین كارگاهمان را افتتاح كردیم.

مایع ظرفشویی با رایحه توت‌فرنگی

همیشه نبض مردم و ذائقه آنها دستم بود. می‌دانستم كه خرید خانه با خانم‌هاست و اگر بتوانیم آنها را راضی كنیم موفق می‌شویم. با این دید و اینكه خانم‌ها از رنگ قرمز خوششان می‌آید،‌ اولین مایع ظرفشویی ایران با رایحه توت‌فرنگی را تولید كردیم و همان‌جا با چند كارگر روزمزد، گروه كارخانجات هگزان شروع به كار كرد. این مایع  ظرفشویی به قدری پرطرفدار شد كه بازارسیاه برایش به راه افتاد و همه دوست داشتند آن را داشته باشند.


بیكاری امثال من 5 دقیقه طول می‌كشد
همان‌روزی كه از تولیددارو بیرون آمدم به هیأت‌مدیره گفتم بیكاری امثال من 5 دقیقه هم طول نمی‌كشد البته باور نمی‌كردم چنین اتفاقی بیفتد! اما واقعا 5 دقیقه هم طول نكشید و درحال بیرون آمدن از شركت بودم كه پرده‌فروش سر كوچه شركت صدایم كرد و گفت: آقای مهندس هر روز قبراق و سرحال از اینجا رد می‌شدید، چرا ناراحتید؟ گفتم بیكار شده‌ام. او گفت: بازار ما هم كساد شده، ما قلاب پرده تولید می‌كردیم اما دیگر كسی نمی‌خرد چون به صرفه نیست و گیره‌های آهنی به دلیل تولید سروصدا دیگر طرفدار ندارد. به او گفتم چرا این گیره‌ها را با پلاستیك نمی‌سازی و او گفت: تو اگر با پلاستیك بسازی چقدر تمام می‌شود؟ گفتم 5/1 ریال. او گفت: تو تولید كن، من 3 ریال از تو می‌خرم، 7 ریال به مغازه می‌فروشم و مردم هم 10 ریال آن را می‌خرند و همان‌جا سفارش 6 میلیون گیره پرده گرفتم و واقعا 5 دقیقه هم بیكار نماندم.

همیشه درآمدزا بودم

از همان بچگی درآمدزا بودم. در 8سالگی با اینكه پدرم پولدار بود، آدامس خروس‌نشان به روستا می‌بردم و می‌فروختم. در همه این سال‌ها كاركردم و در 23 سالگی بعدازظهرها 3 تا كلاس شیمی داشتم و شب‌ها مسافركشی می‌كردم، درضمن درس هم می‌خواندم. همیشه به پدرم می‌گفتم دوست دارم آدم بزرگی شوم و از همان زمان دنبال سكه و سفال و قباله‌های قدیمی، دست‌نوشته و كتاب‌های قدیمی بودم. مردم به پدرم می‌گفتند: پسرت آشغال جمع می‌كند و او كتكم می‌زد و فلكم می‌كرد كه این كار را نكنم. می‌گفت: آبرویم را می‌بری. اما من همیشه دوست داشتم روی پای خودم بایستم.


چرا دسته دسته به آنها پول بدهیم

از كارآفرینانی كه پول‌ها را دسته‌دسته می‌كنند و برای خارجی‌ها می‌فرستند، بدم می‌آید. این آدم‌ها جیب هم‌وطن‌های خودشان را می‌زنند و جیب خارجی‌ها را پر می‌كنند تا مواد اولیه و محصولات آنها را بفروشند. وقتی می‌خواستم محصولاتم را تولید كنم به چند كارخانه‌دار خارجی كه از دوستانم بودند، زنگ زدم‌که همه‌شان گفتند پول بفرست تا مواد اولیه بفرستیم. همان‌موقع تصمیم گرفتم كاری كنم كه آنها پول هم‌وطنشان را دسته‌دسته كنند و از من مواد اولیه بخرند.

ما داریم جنایت می‌كنیم
اروپایی‌هایی كه بعضی از ما نوكر آنها شده‌ایم، هیچ چیز ندارند اما دركشور ما  انرژی از آب ارزان‌تر است. حقوق یك ماه كارگر در اینجا حقوق یك روز آنها هم نیست. اگر نمی‌توانیم در اینجا پولدار شویم،‌ خودمان پشتکار نداریم. اینجا زمین فراوان در اختیار داریم، آفتاب عالی داریم، آب داریم اما متاسفانه پشتکار نداریم خلاقیت نداریم، فكر نداریم. با 1700‌دلار انرژی 1000دلار تولید می‌كنیم؛ درحالی که در اروپا با 200 دلار انرژی 1000 دلار تولید دارند. در ژاپن با 100 دلار و در چین با 80 دلار همین‌مقدار تولید می‌كنند،‌ این‌ جنایت نیست!


کار درست‌كردن، سخت نیست
من به شما 18هزار دستگاه از 40هزار تومان تا 5میلیون تومان معرفی می‌كنم كه در همین ایران تولید می‌شود و با آنها می‌توانید شغل ایجاد كنید. دولت نباید پول به جوانان بدهد، باید دستگاه و ماشین بدهد كه حتی در اوقات فراغت در خانه‌شان هم بتوانند كار كنند. جاسوئیچی، خودكار، شمع و صدهاهزار محصول دیگر كه با همین ماشین‌ها درست می‌شود. دیگر نیاز نیست كارخانه‌ها كلی كارگر  و هزینه سربار داشته باشند. شما اگر این وسایل را در خانه خودتان تولید كنید، می‌توانید حتی به نصف قیمت چینی در بازار بفروشید وگرنه كارخانه‌های چینی با آن قیمت همه شما را كنار می‌زنند اما با این روش شما هستید كه جنس ارزان و مرغوب تولید می‌كنید!

من همیشه می‌گویم كه پولدار شدن فقط جنم می‌خواهد. چندوقت پیش به یكی از دوستانم كاری پیشنهاد دادم كه میلیونر شود، به او گفتم هر سال 6هزارتن هسته انگور در ارومیه و آذربایجان دور ریخته می‌شود و كارخانه‌ها برای دفن كردن این هسته‌ها پول هم می‌دهند زیرا باعث جمع شدن پشه و كثیفی و... می‌شود. به او گفتم یک دستگاه  3-2 میلیونی بخرد و از این هسته‌ها روغن هسته انگور بگیرد كه هیچ كارخانه‌ای در ایران آن را تولید نمی‌كند و ما مجبوریم 500 سی‌سی از آن را با مارك ایتالیایی به قیمت 5 هزارتومان بخریم.


ثروتمان را دور می‌ریزیم

چندوقت پیش احتیاج به اسانس و پودر میوه داشتم و وقتی كمی دنبال آن گشتم متوجه شدم باید با یك قیمت گزاف از اروپا وارد كنم، اما وقتی تحقیق كردم متوجه شدم هر روز ما  ده‌ها تن میوه له شده را كه قابل خوردن نیست در تره‌بارها دور می‌ریزیم و كارخانه‌های كمپو‌ت‌سازی برای تهیه كمپوت پوست میوه‌ها را می‌كنند و در اصل بهترین قسمت میوه را دور می‌ریزند. به یكی از دوستانم گفتم اگر كسی باشد كه از این منابع  استفاده كند، می‌تواند نیاز كشور را از این محصول تامین كرده و دیگر ما برای پودرمیوه و شهد، دستمان را جلوی خارجی‌ها دراز نمی‌كنیم.


كتاب موفقیت یعنی چه؟

هیچ اعتقادی به كتاب‌های موفقیت خارجی ندارم، آنها روش‌هایی برای خودشان دارند که به درد كشور ما نمی‌خورد. آن آقایی كه كتاب موفقیت برای شما می‌نویسد اگر پایش به فرودگاه ما برسد تمام چیزهایی كه در طول زندگی‌اش دیده زیر سؤال می‌رود و اصلا نمی‌داند چه كند؟ چه برسد به اینكه برای شما نسخه موفقیت و كارآفرینی بنویسد.

این خاك پر از نعمت است. من با این همه تلاش فقط 100 فرآورده از طبیعت تولید كرده‌ام درحالی‌كه 70 هزار فرآورده از طبیعت ایران به دست می‌آید و ما از گندم تا میوه و صیفی‌جات240 محصول هم تولید نمی‌كنیم.

مثل یك جوان 25 ساله كار می‌كنم و پرانرژی هستم. یك‌بار پیش آمد كه تا 14 روز نخوابیدم و پس از آن بیماری قلبی گرفتم. بیشتر مواقع یكی‌، دو ساعت خواب برای من به اندازه 7،6 ساعت ارزش دارد. بعضی مواقع اینقدر كار می‌كنم كه حتی سرپا خوابم می‌برد، مثلا در آسانسور خواب یك ‌دقیقه‌ای هم داشته‌ام. چندوقت پیش زنگ زدند و گفتند پدرزنم فوت كرده من در شهر صنعتی البرز مشغول راه‌اندازی صنایع بسته‌بندی بودم، گفتم خدا او را بیامرزد، اما من برای زنده‌ها كار می‌كنم و هروقت مردم، خودم می‌روم و از ایشان عذرخواهی می‌كنم. هیچ‌وقت به مجالس ختم، تولد، عروسی یا عیادت نمی‌روم. با این همه كار بیشتر مواقع از 12 شب به بعد برای دل خودم كار می‌كنم و تابه‌حال 22 جلد كتاب منتشر كرده‌ام. 15 سی‌دی از مجموعه موسیقی‌های قبل از رادیو درست كرده‌ام كه همه كارهایش را خودم انجام داده‌ام، حتی در كار موسیقی شعرها را هم خودم می‌گویم.


كارخانه زدن، مرده است

عمر كارخانه زدن به‌سر آمده و سوله ساختن بزرگ‌ترین اشتباه است. هر چیزی در كارخانه تولید كنید، ضرر می‌كنید چون چینی‌ها همان جنس را با كمترین قیمت می‌زنند و شما با كلی كارگر ضرر خواهید كرد. باید خط‌ تولیدی راه بیندازید كه با یك تغییر كوچك بشود، جنس جدیدی تولید كرد. كارخانه فولكس واگن قبل از جنگ جهانی ماشین تولید می‌كرد ولی در زمان جنگ كلاه‌جنگی ساخت‌. باید كاری كنید كه اگر بازار اشباع شد، بتوانید یك جنس جدید تولید كنید. در كشاورزی 69 هزار محصول تولید شده و شما با یك پول كوچك می‌توانید ستاره شوید. اگر می‌خواهید در صنعت موفق شوید، باید به تولید خانگی روی بیاورید. شما وقتی در اقتصاد موفق خواهید شد كه یكی از حواس‌ پنجگانه مشتری را تحریك كنید. مثلا با پلاستیك می‌شود صدها هزار محصول تولید كرد، اما اگر با یك تكه پلاستیك چیزی درست كردید كه مشتری را سرذوق آوردید، برنده‌اید وگرنه تولید جاصابونی، جاسوئیچی و... كه كاری ندارد.

چطور محبوب شوید

اگر می‌خواهید یك مدیر موفق شوید باید زرنگ باشید. هرچند زبل‌بودن زحمت دارد اما رمز موفقیت همین است. مثلا من اگر نگهبان شركتم را بشناسم و بدانم یك پسر دارد كه اسمش مهدی است و مدرسه می‌رود، دریك فرصت مناسب، مثلا اول مهر، با او سلام و علیك كنم و حال پسرش را بپرسم و برای پسرش یكسری لوازم‌التحریر به عنوان هدیه بخرم تا ابد فراموش نمی‌كند و كار مرا كار خودش می‌داند. چندوقت پیش یك نفر از فرانسه آمده بود و دنبال من می‌گشت، به یكی از كارگرها گفته بود آقای جهانگیری كجاست و آن كارگر گفته بود آن آقایی كه دارد در زمین كار می‌كند و مثل خود ماست. مردم ما مدیری كه با ماشین آخرین مدل سر كار بیاید و بخواهد كلاسش را حفظ كند، دوست ندارند. با سادگی خودتان را بیمه كنید.




سودهای 500 درصدی

اگر دنبال 20 درصد سود باشید، ضرر كرده‌اید. پس اگر قرار است كارخانه بزنید و با كلی حقوق كارگر، شهرداری، عوارض و هزار جور جرم و بدبختی تازه 20 درصد سود كنید، ‌ضرر محض است. من همیشه دنبال سود 500 درصدی بوده‌ام. ایده‌های نو، سودهای 500 درصدی دارد. كار تازه قیمت ندارد، اگر جنسی تولید كردید كه برای خودتان بود و مردم آن را پسندیدند می‌توانید سود واقعی را از آن ببرید.

آقای جهانگیری 10سال بعد ...

فكر نمی‌كنم 10 سال دیگر زنده باشم، من حتی سنگ قبرم را هم داده‌ام ساخته‌اند. حتی كتاب زندگینامه‌ام را هم نوشته‌ام، ولی همچنان پرانرژی‌ام و مثل یك جوان كار می‌كنم، همان‌طور كه گفتم تا روزی كه زنده‌ام ایده دارم و اگر قرار است چیزی از من باقی بماند، كارهایی است كه در زمان حیاتم انجام می‌دهم.


ورشكستگی ننگ نیست

در ایران ورشكستگی ننگ است، اما در دنیا یك امر طبیعی است. من سال 74 یعنی 14سال پیش 5/2 میلیارد بدهی بالا آوردم، یعنی در سن 50 سالگی همه ‌چیزم را كه از دست دادم هیچ، كلی هم ضرر كردم. هر روز طلبكارها دنبالم بودند. گفتم به آخر خط رسیده‌ام یا باید فرار كنم یا خودم را بكشم، اما ناامید نشدم. 200 میلیون وام گرفتم و روبه‌روی مسجدالجواد یك دفتر اجاره كردم. دوباره همه‌چیز را از صفر شروع كردم و طولی نكشید كه ایده‌هایم جواب داد و توانستم موفق شوم. در همان گیرودار كه طلبكارها زمین و زمان را می‌گشتند تا مرا پیدا كنند‌، با یكسری از دوستانم رفتیم شمال. پسرم هم تازه از ایالات‌متحده آمده بود. وقتی دید من طنز می‌گویم و می‌خندم و با دوستانم خوشم‌، داشت دیوانه می‌شد. گفت همه‌چیز را از بین بردی و آمده‌ای شمال، داری می‌گی و می‌خندی! او با جوانی‌اش نمی‌فهمید كه از دست دادن امید یعنی شكست. پول از دست دادن و ضرر كردن شكست نیست! متاسفانه نفت خلاقیت ما را از بین برده، من هنوز هم پر از ایده‌ام تا چند وقت دیگر قصد دارم نوشابه برای دیابتی‌ها تولید كنم، حتی یك سیگار بدون نیكوتین برای كسانی كه آسم دارند درست كرده‌ام كه می‌توانند بكشند. اما بانك‌ها به من پول نمی‌دهند، می‌گویم باید به امثال من وام بدهید كه كار تولید كنیم، وپولتان را هم با سودش پس بدهم.


تماشاگه پول

از بچگی آدم متفاوتی بودم، مثلا همه وقتی عیدی پول می‌گیرند، جمع می‌كنند و برای خودشان چیزی می‌خرند اما من پول‌ها را در آلبوم می‌گذاشتم و پس از مدتی از این كار خوشم آمد و دنبال شماره‌های عجیب‌وغریب پول‌ها رفتم و طی سال‌های مختلف یك كلكسیون از پول‌های ایرانی جمع كردم؛ مثلا پولی كه تمام شماره‌هایش صفر است و پولی كه ناصرالدین‌شاه آن را امضا كرده‌است. چند سال پیش دكتر حبیبی گفت، این پول‌ها را در یك موزه بگذار تا همه ببینند، گفتم چطوری؟ گفت یك موزه درست می‌كنیم و تو 2 سال این كلكسیون را به ما بده تا به جوانان نشان بدهیم كه آن موزه شد تماشاگه پول كه در خیابان میرداماد تهران قرار دارد. در ورودی موزه، یك تندیس هم گذاشتند كه این مجموعه متعلق به جهانگیری است اما پس از چند سال آن را برداشتند، تازه بعد از 2سال كه گفتیم مجموعه را پس بدهید، گفتند می‌خواهید آن را در خانه بگذارید، چه‌كار! اینجا مردم استفاده می‌كنند و ما هم بی‌خیال شدیم!


عالیجناب‌ها

من همیشه به دولت گفته‌ام به كارآفرینان احترام بگذارید، این آدم‌ها پول نمی‌خواهند به آنها عنوان عالیجناب بدهید و در سینماها و مجالس، یك ردیف صندلی بگذارید. بلیت هوایی را برایشان نصف قیمت كنید تا بچه‌ها و جوانان ببینند و یاد بگیرند كه اگر موفق شوند، عالیجناب می‌شوند و در جامعه احترام دارند. این آدم‌ها ارزشمند هستند. متاسفانه بچه‌های جدید، هیچ چیز ندارند و از یك دیوار سفید آدم خلاق و كارآفرین درست نمی‌شود. طبیعت آموزگاری است كه در تمام 24 ساعت شبانه‌روز درحال یاددادن است. شما به آدم‌های بزرگ این مملكت نگاه كنید، هیچ كدام‌شان را پیدا نمی‌كنید كه اسم یك روستا دنباله‌ اسم‌شان نباشد، اما الان بچه‌ها را نازنازی و لوس بار می‌آوریم و بچه دبیرستانی را هم دنبالش می‌دویم و دستش را می‌گیریم. اما قبلا اصلا اینطوری نبود. من كلاس ششم كه بودم همكلاسی‌ام در دروازه شمرون قصابی داشت و بعد از مدرسه می‌رفت مغازه و كار می‌كرد. همه همین‌طور بودند و كسی به پدرومادرش تكیه نمی‌كرد.

10 اشتباه متداول در جستجوی کار

 

10 اشتباه متداول در جستجوی کار

 
وقتی به دنبال کار می گردیم با مجموعه ای از "قوانین" روبرو هستیم که از طریق کتاب ها، اینترنت، و یا مشورت با دیگران به ما ارائه می شود. اما آیا لازم است که همیشه این قوانین را دنبال کنیم؟
 
وقتی به دنبال کار می گردیم با مجموعه ای از "قوانین" روبرو هستیم که از طریق کتاب ها، اینترنت، و یا مشورت با دیگران به ما ارائه می شود. اما آیا لازم است که همیشه این قوانین را دنبال کنیم؟ به گزارش برترین ها،  بعضی از کارشناسان می گویند گاهی بهتر است از قوانین معمول و مرسوم پیروی نکنیم چون می توانند نتیجه معکوس داشته باشند. در زیر به قوانینی اشاره می کنیم که لازم است به اقتضای شرایط  زیر پا گذاشته شوند.

اشتباه1: در رزومه خود از زبان رسمی استفاده کنید.

لازم نیست رزومه خود را به صورت کاملا رسمی بنویسیم. واقعیت این است که استفاده از زبان عادی و نرمال باعث می شود تا خواننده منظور ما را خوبی درک کند. رزومه شما  فرصتی است برای اینکه مهارت های ارتباطی شما مورد آزمایش قرار بگیرند. اگر رزومه پر از کلمات رسمی یا تخصصی یا بیش از حد طولانی باشد، کارفرما احساس خواهد کرد که این ویژگی ها در واقع جزئی از شخصیت شما هستند.



پس بهتر است در عین رعایت قوانین متداول رزومه نویسی،  رزومه خود را با زبانی ساده و روان بنویسید. فراموش نکنید کارفرما هیچ  چیز راجع به شما نمی داند و در عین حال وقت و حوصله ای برای خواندن و تفسیر یک رزومه طولانی و پیچیده ندارد.

اشتباه2: دامنه جستجوی خود را گسترده کنید.

اگر دامنه جست و جوی شما وسیع باشد، یعنی شغل یا شغل های خاصی را در ذهن نداشته باشید مطمئنا جست و جوی شما بی نتیجه خواهد بود. رزومه های عمومی و کلی تنها وقتتان را هدر خواهند داد. رزومه خود را به گونه ای بنویسید که تنها معیارهای برگزیده مرتبط با شغل موردعلاقه شما را نشان دهد. این روش بسیار موفقیت آمیز تر از رزومه ای خواهد بود که به  طور کلی و مبهم نوشته شده است.

اشتباه3: اطمینان حاصل کنید که همه شرایط موردنظر کارفرما را دارید.

کارفرمایان ممکن است ایده آل گرایانه فکر کنند ولی احتمال اینکه رزومه ای را با تمام شرایط موردنظر خود پیدا کنند خیلی کم است. در واقع آگهی استخدام فهرستی از توقعات بلندپروازانه کارفرما است و خود آنها هم می دانند که نمی توان همه این شرایط را در یک نفر پیدا کرد. حتی اگر کسی ادعا کند که همه این ویژگی ها را دارد، آنها باور نخواهند کرد.



به یاد داشته باشید آنچه یک کارفرما می خواهد کارمندی با مهارت کافی و دارای اعتماد به نفس، اشتیاق و انگیزه است. پس با اعتماد به نفس به دنبال شغل موردعلاقه تان بروید و نگران چیزهایی نباشید که کارفرمایان می خواهند و شما ندارید.

اشتباه4:  از تلفن استفاده نکنید.

ممکن است در بعضی آگهی های استخدام از شما بخواهند که تماس تلفنی برقرار نکنید و حتما ملاقات حضوری داشته باشید. حتی اگر این را نگویند، معمولا برای تکمیل فرایند استخدام نیازی به تلفن کردن نیست. ولی جالب است بدانید که در برخی موارد تماس تلفنی می تواند سودمند باشد. سعی کنید موقعیت هایی برای تماس مستقیم با کارفرما و تاثیر بر او پیدا کنید. ضمن اینکه چنین تماسی اطلاعات شما را راجع به شغل موردنظر و آنچه آنها می خواهند افزایش می دهد، اطلاعاتی که شاید در آگهی استخدام به آنها اشاره ای نشده باشد.

اشتباه5:  همه نقاط ضعف خود را پنهان کنید.



مسلما کارفرمایان به سادگی گول نمی خورند، پس در مصاحبه از کلیشه هایی مثل " من ایده آل گرا هستم" پرهیز کنید. یادتان باشد قرار نیست خود را بی عیب و نقص و کامل نشان دهید. مصاحبه تنها فرصتی است برای آزمودن اعتماد  به نفس و خودآگاهی شما، پس آنها را با اقرار به یک نقطه ضعف غافلگیر کنید (البته این ضعف نباید مستقیما به شغل موردنظر مربوط باشد)، سپس بگویید که فکر می کنید مهارت های مربوط به این شغل به شما کمک خواهند کرد تا بر این ضعف غلبه کنید.

اشتباه6: لازم است در مصاحبه خود را ثابت کنید.

هنگام مصاحبه آرام باشید و ارتباطی طبیعی و بدون تنش با مصاحبه کنندگان برقرار کنید. سعی نکنید با زور منظور خود را بفهمانید. هرگز مصاحبه را نبردی بین خود و مصاحبه کنندگان تصور نکنید. لازم نیست چیزی را ثابت کنید. مصاحبه فرصتی است برای برقراری مکالمه ای جذاب و خلاقانه با کسی که به دنبال عضوی جدید برای تیم خود می گردد. عضوی که می تواند با سایر اعضا کنار بیاید و به خوبی کار کند
قبل از مصاحبه خود را در فضایی آرام و بدون استرس در حال مصاحبه تصور کنید، در حالی که سعی می کنید خود را بیشتر بشناسانید و به آنها بگویید که چرا می خواهید برایشان کار کنید.

اشتباه7: درآمد فعلی خود را بیشتر از آنچه که هست نشان دهید.



بعضی  ها تصور می کنند بیشتر جلوه دادن درآمد فعلیشان باعث می شود تا کارفرمای جدید حقوق بیشتری را برایشان در نظر بگیرد. اما این راهکار در واقع نوعی ریسک است. دروغ گفتن در مورد حقوق می تواند به ضرر ما تمام شود چون راه هایی وجود دارد که کارفرما به درآمد واقعیمان پی ببرد.

سد نرماب مینودشت 20 هزار هکتار از مزارع گلستان را سیراب می کند

 

سد نرماب 20 هزار هکتار از مزارع گلستان را سیراب می کند

مینودشت - خبرگزاری مهر: مدیرعامل آب منطقه ای گلستان با اشاره به برنامه زمان بندی 6.5 ساله عملیات اجرایی سد نرماب گفت: با بهره برداری از سد نرماب، حدود 20 هزار هکتار از اراضی شرق استان تحت آبیاری قرار می گیرد.

 به گزارش خبرنگار مهر، ایرج حیدریان صبح پنجشنبه در بازدید از این سد گفت: این سد، علاوه بر تامین آب صنعت و کشاورزی، میزان 25 میلیون متر مکعب نیز به طور سالیانه به میزان آب شرب شرق استان اضافه می کند.

وی اظهار داشت: از جمله اقدامات صورت گرفته در بخش فنی سد می توان به تجهیز کارگاه،خاکبرداری و سنگ برداری سرریز سد،حفاری تونل های انحراف سد، شروع عملیات خاکریزی فرازبند سد،احداث جاده جایگزین روستاهای بالا دست باپیشرفت 65 درصد و انجام عملیات حفاری تونل انتقال چهل چای به طول حدود 500 متر و در بخش استملاک اراضی نیز به خرید 220 هکتار از اراضی مخزن و راههای دسترسی و جایگزین و همچنین به تسطیح و آماده سازی سایت اسکان مجدد آرام تخته و تهیه نقشه های اجرایی اسکان اشاره کرد.

 مدیر عامل شرکت آب منطقه ایی گلستان تصریح کرد:مطالعات کیفیت منابع آب مخزن و مطالعات نیروگاه برقابی سد نرماب ازجمله اقدامات حمایتی در دست انجام است، شروع عملیات سد انحرافی چهل چای، بند انحرافی مینودشت (شبکه) و شروع عملیات اجرایی راه جایگزین روستاهای ساسنگ و امام عبدالله از اقدامات بعدی در بخش فنی سد خواهد بود.

حیدریان در پایان گفت: از جمله مسائل پیش روی در این طرح  می توان به کمبود اعتبار برای حل مشکل اجتماعی اسکان مجدد جهت تسریع تخلیه روستاهای جنگلده بالا و پایین،تامین منابع مالی برای اجرای زیر ساختهای سایت اسکان مجدد آرام تخته اشاره کرد.     

منبع خبر