نشانه های حضور وعظمت خداوند در طبیعت
نشانه های خداوند در طبیعت
وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ و
[همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بىترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مىگيرند نشانهاى است سوره النحل, آيه ۱۳
مشاهده ادامه تصاویر . . .
پندهایی از زرتشت
سی نصیحت زرتشت
2. قبل از جواب دادن فکر کن.
5. خود برای خود، زن انتخاب کن.
6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو.
7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما.
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی.
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش.
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی.
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی.
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی.
13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی.
14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی.
15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی.
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی.
17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی.
18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی.
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی.
20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی.
21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز.
22. هرگز ترشرو و بدخو مباش.
23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند.
24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده.
25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین.
26. چالاک باش تا هوشیار باشی.
27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی.
28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری.
29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد.
30. مغرور و خودپسندمباش،زیرا انسان چون مشک پرباد است واگر بادآن خالی شود چیزی باقی نمی ماند.
به سلامتی همه پدر و مادرای دنیا
|
دانستنی های بسیار مفید خانه داری
دانستنی های بسیار مفید خانه داری
To give a shine to hair
برای درخشندگی مو
Add one teaspoon of vinegar to hair, then wash hair
یك قاشق سركه به موهای خود زده، سپس آب بكشید![]()
To get pure and clean ice
برای به دست آوردن یخ پاك و تمیز
Boil water first before freezing
آب را اول بجوشانید![]()
To make the mirror shine
برای درخشندگی آینه
Clean with spirits
آن را با اسپرایت پاك كنید![]()
To remove chewing gum from clothes
برای پاك كردن آدامس از روی لباس
Keep the cloth in the freezer for an hour
لباس را به مدت 1 ساعت در فریزر قرار دهید![]()
For polished to make white clothes
برای جلا بخشیدن به لباس های سفید
Soak white clothes in hot water with a slice of lemon for 10 minutes
لباس را همراه با یك تكه لیمو به مدت 10 دقیقه در آب داغ خیس كنید![]()
To avoid tears while cutting onions
برای جلوگیری از ریزش اشك هنگام پوست كندن پیاز
Chew gum
آدامس بجوید![]()
To boil potatoes quickly
برای جوشاندن سریع سیب زمینی
Skin one potato from one side only before boiling
پیش از جوشاندن سیب زمینی را فقط از یك جهت پوست بگیرید![]()
To boil eggs quickly
برای جوشاندن سریع تخم مرغ
Add salt to the water and boil
به آب آن نمك اضافه كنید![]()
To check freshness of fish
برای امتحان تازه بودن ماهی
Put it in a bowl of cold water. If the fish floats, its fresh
آن را در یك كاسه آب سرد بگذارید. در صورتی كه ماهی شناور شود تازه است![]()
To check freshness of eggs
برای امتحان تازگی تخم مرغ
Put the egg in water. If it becomes horizontal, its fresh. If it becomes slanting, its 3-4 days old. If it becomes vertical, its 10 days old. If it floats, its stale
آن را در آب بگذارید اگر به صورت افقی قرار گرفت تازه است. اگر به صورت كج قرار گرفت 3-4 روزه است. اگر عمودی قرار گرفت 10 روزه است. اگر شناور شد كهنه است![]()
To remove ink from clothes
برای پاك كردن اثر جوهر از روی لباس
Put toothpaste on the ink spots generously and let it dry completely, then wash
خمیر دندان را روی لكه جوهر قرار دهید و بگذارید خشك شود سپس بشویید![]()
Ants to escape
برای فرار مورچه ها
Keep the skin of cucumbers near the place or ant hole
پوست خیار را نزدیك سوراخ مورچهها قرار دهید![]()
To get rid of mice or rats
برای خلاص شدن از دست موش
Sprinkle black pepper in places where you find mice or rats. They will run away
در محلی كه موش را پیدا كردهاید فلفل سیاه بپاشید. موشها فرار خواهند كرد![]()
To get rid of mosquitoes at night
برای خلاص شدن از دست حشرات در هنگام شب
Keep leaves of mint near your bed or pillows and in around the room
برگهای نعنا را نزدیك تخت و بالش و در اطراف اطاق خود قرار دهید
خـدا را شکـر کنیـم I am thankful
خـدا را شکـر کنیـم
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام
I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم
I am thankful for the husband who snoser all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with me
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم
این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است
این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند
I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم
I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم
این یعنی هم توان راه رفتن دارم
و هم اتومبیلی برای سوار شدن
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم
I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند
این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم
Thanks God... Thanks God... Thanks God
خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر
60 درصد نوغاندارن گلستان، مینودشتی هستند
| مینودشت - خبرگزاری مهر: مسئول شرکت ابریشم گلستان گفت: در استان گلستان دو هزار و 500 بهره بردار در رشته نوغانداری مشغول فعالیت هستند که 60 درصداز بهره برداران در شهرستان مینودشت به پرورش کرم ابریشم مشغول هستند. | |
|
کیومرث ناظمی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود:در راستای گسترش صنعت نوغانداری تعداد 20 کلاس آموزشی برای متقاضیان پرورش کرم ابریشم در 20 روستا از روستاهای بخش مرکزی شهرستان های مینودشت و گالیکش با تعداد 400 نفر بهره بردار در محل مساجد و مراکز خدمات برگزار شد. وی از مسئولان و دست اندرکاران خواست که به ایجاد صنایع تبدیلی در این خصوص همت بگمارند تا این صنعت به حد اعلاء خود برسد و اشتغالزایی برای خانوارهای جوامع روستایی ایجاد شود. وی عنوان کرد: با توجه به افزایش قیمت پیله در سال جاری نوغانداران به این صنعت روی آورده اند و تعداد بهره برداران مضاعف می شود. کاظمی قیمت پیله ابریشم در سالجاری را 73 هزار و 900 ریال اعلام کرد. |
نمونه هایی از اشیاء باستانی بدست آمده در تپه باستانی روستای بازگیر شهرستان مینودشت
با توجه به اهمیت داده های باستان شناختی مکشوفه از تپه بازگیر و شناخت آن در لایه های باستان شناختی و به منظور حفاظت از میراث فرهنگی وجلوگیری از هر گونه سوء استفاده احتمالی کاوش نجات بخشی پیش بینی گردیده است.
تپه باستانی بازگیر در جنوب شرقی روستای بازگیر و در حاشیه ضلع غربی رودخانه ترکولو در ۲کیلومتری شمال شهر مینودشت در شرق استان گلستان قراردارد . این تپه به شماره ۳۵۴۷ در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۷۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.بخش عمده از عرصه و حریم تاریخی و منظری این مکان باستانی در محدوده روستای بازگیر قراردارد . ساخت و سازهای بی رویه ، درختکاری، جاده سازیی و ... محوطه را مورد تهدید قرار داده است. در تپه باستانی بازگیر شواهدی از داده های باستان شناختی هزاره پنجم قبل از میلاد و اواخر دوره مفرغ شناسایی شد در این مکان باستانی در اسفند ماه ۱۳۷۹ مجموعه فلزی از جنس مس کشف گردید که تاریخ ان به ۱۸۰۰ قبل از میلاد می رسد که تاکنون نمونه مشابه چنین مجموعه ای در باستان شناسی ایران گزارش شد. این مجموعه ارزشمند هم اکنون در موزه گرگان و کاخ موزه شهر گرگان نگهداری می شود .
با مجوز پژوهشکده باستان شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری،تپه باستانی بازگیر توسط اداره کل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری استان گلستان کاوش علمی باستانشاسی خواهد شد. گروه کاوش را قربانعلی عباسی از معاونت میراث فرهنگی استان گلستان بمدت دوماه از ۲۰/۶/۱۳۸۹ سرپرستی می نماید.
نمونه هایی از اشیاء باستانی بدست آمده در تپه باستانی بازگیر
نگاهی به کاندیداهای احتمالی حوزه انتخاباتی کلاله ،مینودشت ، گالیکش و مراوه تپه
دو هفته پیش نگاهی اجمالی داشتیم به حوزه انتخابیه شهرستان گنبد ، اینبار سری میزنیم به شرقی ترین حوزه انتخابیه استان، بی شک این حوزه یکی از خاص ترین حوزه های انتخاباتی است که نمیتوان به راحتی برنده انتخابات را پیش بینی کرد اما این حوزه می تواند به راحتی یک پدیده انتخاباتی را معرفی نماید. تا به امروز افراد زیر حضورخود را تا حدودی مشخص نموده اند :
ستار بردی فجوری :
متولد سال 1350 از روستای اجن سنگرلی ، شهرستان کلاله می باشد فجوری یکی از چهره های است که در حوزه فرهنگی شناخته شده است نویسنده داستانهای کوتاه و کتابهای در باب فرهنگ ترکمن از او چهره متمایز و قلم به دست ساخته است فجوری کارشناس ارشد تاریخ است و در اداره کل آموزش و پرورش استان مشغول است او چهره خوش رویی دارد و روابط عمومی بسیار بالایی دارد یکی ازویژگیهای وی درمدت فعالیت پژوهشی خود به تمام روستاهای کلاله و مراوه سفر کرده است . قطعا او با توجه به اطلاعات تاریخی که دارد می تواند سخنور خوبی در زمان انتخابات باشد.
شهرام کوسه غراوی :
متولد سال 1348 از روستای تمر قره قوزی کلاله می باشد مهندس عمران نام آشنای منطقه ترکمنصحرا که در رشته و کار خود بسیار موفق بوده است در زمینه عمرانی شاید یکی از متمایز ترین کاندیداهای استان است کارنامه اجراییش بسیار قوی است . او بسیار حسابگر و نکته سنج است .چهره خندانی دارد و درچند سال اخیر در بسیاری از اجتماعات و همایش های فرهنگی حضور فعالی داشته است . غراوی هم اکنون دانشجوی رشته دکتراست او یکی از کاندیداهای با کلاس و بسیار باهوش منطقه کلاله است .
رجب آخوند کسلخه :
متولد سال 1342 از روستای مالای شیخ گینگلیک در خانواده ساده و رنج کشیده ای متولد شده است کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه واحد علوم تحقیقات تهران گرفته است در دوره هفتم انتخابات مجلس شورای اسلامی یکی از کاندیداهای این حوزه بوده است وی به خاطر بحث اجماع نمایندگان در حوزه کلاله از کاندیداتوری انصراف داد آخوند کسلخه با جوانان و فرهیختگان رابطه نزدیکی دارد او در امور اجرایی عملکرد زیادی ندارد.
خلیل سعدی :
متولد سال 1347 از روستای چقر بش قرداش کلاله می باشد .یکی از سیاسی ترین کاندیداهای این دوره انتخابی حوزه کلاله است سعدی کارشناس ادبیات فارسی است که با استفاده از ماده 38 قانون استخدامی کشور جانبازان لیسانس او فوق لیسانس محسوب می شود سعدی هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزادشهر می باشد از کارنامه فعالیتهای او می توان به حضور در قامت معاون فرماندار کلاله و بخشدار مراوه تپه وتا همین اواخر بخشداربخش مرکزی کلاله اشاره نمود که از پست آخر برای کاندیداتوری نمایندگی مجلس استعفا داده است . خلیل سعدی کارنامه اجرای بسیار موفقی دارد او یکی از کاندیداهای بسیار تیزبین و با معلومات این حوزه می باشد.
عبدالحمید حق شناس :
متولد 1353 از روستای دهنه کلاله می باشد از خانوده کشاورز و دوستدار ادبیات بدنیا آمده است کارشناس ارشد علوم سیاسی خود را از دانشگاه کرج به اتمام رسانده است وی در ستاد انتخاباتی آیت الله شاهرودی نماینده محترم مجلس خبرگان رهبری حضور فعالی داشت .
حق شناس از دوستداران عارف بزرگ ترکمن مختوم قلی فراغی است او در مراسم های این عارف بزرگ حضورفعالی دارد او یکی از کاندیداهای صادق و راست گفتار این حوزه انتخابی است. گفته می شود پیشنهاد معاونت فرمانداری مراوه تپه را به خاطر انتخابات آتی رد کرده است .
عبدی باشقره :
متولد 1352 از روستای دادلی غزنین مراوه تپه است در خانواده متوسط و کشاورز بزرگ شده است کارشناس ارشد علوم اقتصادی از دانشگاه فردوسی مشهد و هم اکنون دانشجوی دکترای رشته مدیریت کسب وکار تربیت معلم تهران می باشد. باشقره استاد دانشگاهی است که در اکثر دانشگاهای استان گلستان تدریس نموده است مرد با نفوذ منطقه کلاله و مراوه تپه ارتباط خوبی با دانشجویان و قشر جوان دارد. در نگاه اول اوفرد مغروری به نظر می رسد ولی در درون او سادگی و افتادگی موج می زند او از روابط عمومی بسیار بالایی برخوردار است .
ایوب بدارق نژاد :
متولد 1354 از روستای تمر قره قوزی از توابع شهرستان کلاله می باشد او در خانوده متوسط و کشاورز بزرگ شده است .کارشناس ارشد جغرافیا ( برنامه ریزی روستایی ) از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات تهران است. بدراق نژاد کارمند سابق مخابرات استان گلستان است وی هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور استان گلستان واحد کردکوی است. جوان ساده و برنامه ریز حوزه کلاله یکی ازکاندیداهای برنامه محور است
باید دید که بدراق نژاد از ظرفیت برنامه ریزی خود تا چه حد در انتخابات میتواند استفاده نماید.
غفور قره مشک غراوی :
متولد 1340 از روستای مالای شیخ غراوی کلاله است اودر یک خانوده مذهبی بزرگ شده است فرهنگی بازنشسته دردوران دفاع مقدس به اسارت دشمن بعثی در آمده است او آزاده ای است که هرگز از خدمت به خلق الله کوتاهی ننموده است . عضو شورای حل اختلاف شهرستان گنبد چهره شناخته شده ای است که خدمات شایانی را در این حوزه به مردم داشته است او در زمان جنگ از ناحیه چشم آسیب دیده است و مرد خستگی ناپذیری است که حرفهای زیادی در انتخابات خواهد داشت.او هم اکنون در مشهد زیر تیغ جراحان چشم قرار گرفته است برای سلامتی او باید دعا کنیم .
محمد شریف نیا :
متولد 1359 از روستای تمر قره قوزی از توابع کلاله می باشد جوان ترین کاندیدای انتخاباتی این حوزه دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع با معدل بالا می باشد شریف نیا عضو بنیاد ملی نخبگان ایران است و هم اکنون دانشجوی دوره دکتری مدیریت استراتژیک می باشد او تجارب ارزنده ای در بخش صنعت ومعدن دارد شاید اسم او برای مردم این حوزه زیاد آشنا نیاید زیرا او نام خانوادگی خود را عوض کرده است به هر حال باید دید این نخبه ترکمن می تواند در انتخابات نیز نخبه باشد.
اما در آن سوی میدان ابراهیم کریمی فرمانداراسبق بندر گز ، سید نجیب حسینی نماینده حال حاضر این حوزه ، عباس طالع زاری از شاهرودیهای ساکن در این حوزه ، ذوالفقار امیر شاهی معاون سفیر سابق ترکمنستان و اسامی همچون یوسف قزلسفلو ، دکتر شهمراباید اضافه دی و خان احمدی را نیز نمود.
اکوموزه شهر مینودشت
اکو موزه شهر مینودشت
شهرستان مینودشت
شهر مینودشت مرکز شهرستان مینودشت میباشد که یکی ازکهنترین شهرهای استان گلستان است. قدیمیترین نامی که به شهرمینودشت نسبت داده شده «کبود جامه» است حمدالله مستوفی درکتاب نزهته القلوب ص16 ضمن ذکر ولایت مازندران درباره کبود جامه میگوید« ولایتی است واکنون چون جرجان خراب است، مجموع ولایت داخل کبود جامه است. حاصلش ابریشم و انگوروغله بسیار میباشدو ولایتی عریض است.
محمد عوفی درکتاب لباب الاباب،ج 1 ص 51 و52 می نویسد«کبود جامه قومی بودند که میان استر آباد و خوارزم زندگی میکردند. و شهری بنام «شهرک نو » یا «شهر نو»داشتند ،که خرابههای آن هنوز در سرزمین گوگلان دیده میشود.
علامه قزوینی در حواشی خود میآورد،که کبود جامه نام حشمی است که میان استرآباد و خوارزم مینشستهاند.و شهری داشتتند موسوم به «شهر نو » امیر تیموردرسال 792 هجری قمری از گرگان به سملقان از راه شهر نو تاخت. کوهسار جزءکبود جامه بود، چنانچه قریه دل آباد( تیله وا)درکوهسار به حساب کبود جامه بوده است.(دولتشاه سمرقندی ) مردم کبود جامه پس از استیلای مغولان بر خوارزم به این منطقه آمده و مستقر میشوند. پس از انحطاط دولت و تمدن جرجان که توسط حملات مغول صورت گرفت، منطقه جرجان زیر سیطره حکومت کبود جامه ها قرار گرفت.
در جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی آمده است، ابریشم بسیار از آنجا بدست میآمد و زمینهای غله خیز و تاکستانهای بزرگ داشت و سرزمینی بغایت حاصلخیز بود ولی در نتیجهٔ لشکرکشیهای امیرتیمور در پایان قرن هشتم ویران گردید. ظاهراً روعد یا روغد که در ضمن جنگهای امیرتیمور از آن نام برده شده و هنگام لشکرکشی در مازندران سر راه او بوده جزء ولایت کبود جامه بوده است.
از نظر شرایط بومی اقلیمی و طبیعی مورخانی نظیر حمدالله مستوفی به نکته جالبی اشاره میکنند و آن اینکه: « کبود جامه شامل تمام خاک گرگان پس از ویرانی کامل آن بوده است » هموارهاز ناحیهای تعریف میکند که ابریشم بسیار تولید میکرده و غله زار و باغهای انگور فراوان داشته و ناحیه آبادی بوده که با حمله تیمور اواخر سده هشتم از میان رفته است. شهر روغدکه معروف است هنگام تاخت وتاز تیمور از میان رفته است، شاید جزءخاک کبود جامه بوده است.
حمدالله مستوفی مِی نویسد که روغد شهری نسبتا وسیع و چهار هزار قدم محیط آن بوده است.این شهر در میان اراضی حاصلخیز قرار داشت وعلاوه برانواع میوه، غلات وپنبه فراوان در انجا به عمل میآمد.
مقدسی می نویسد: مسافران از بسطام به شهر گرگان ( از راه کوهستان ) در جهینه توقف میکردند، که به قول ابن حوقل دهکده ای زیبا بر کنار رودخانه بود. جهینه که ذکرش در تواریخ محلی مازندران زیاد دیده میشود، گویا قلعه نسبتا محکمی بوده که هنگام حمله حکام خراسان وسلاطین مازندران پنا هگاه امیران کبود جامه بود.
بعد از کلمه کبود جامه نام « حاجیلر » به این منطقه اطلاق شد،که حاجیلرها، طایفه ای از گرایلوها می باشند،که آنها هم بخشی از کبود جامهها بودهاند.درحقیقت،گرایلوها و حاجیلرها گروهی ازایلات مهاجرآذربایجان بودند،که در زمان صفویه، همزمان با مهاجرت گروهی ازمردم استان فارس به این سامان کوچ رانده شدهاند. چنانکه از تصانیف کتاب رابینو(سفرنامه مازندران واستراباد) برمیآیدکه حاجی لر نام ایل وحشمی نیز می باشد که در این ناحیه سکنی گزیده بودند.( رابینو،1374 ،76)
وقتی محمدحسن خان جلایردر استراباداعلام استقلال میکند،وحکومت مرکزی برای سرکوب این قیام سپاهی را به منطقه اعزام می کند.محمد حسن خان جلایر به محلی بنام قلعه ماران (منطقه ای بسیار وسیع وچشم نوازما بین رامیان و روستای قلعه قافه) متواری میشود.
درآنجا یکی از معتمدین محمدحسن خان به نام «حاجی» مخفیگاه اورابه حکومت مرکزی گزارش داده و حکومت مرکزی هم به رسم پاداش منطقه قلعه ماران ومناطق مجاور آنراکه بعدها «حاجیلر»نامیده شد، به او واگذار میکند.
استفاده از نام «سنگر» بعد ازحاجیلربوده است.سنگر، محله محدودی دربخش پسرک (از محلات شهرمینودشت)می باشد.علت نامگذاری آن این بوده که در یک مقطع زمانی خاص بین مردم حاجیلر و مهدی شاه(یکی ازخوانین فندرسک)جنگی صورت گرفت،که مردم حاجیلر به دفاع از حریم شهر پرداختند،که کلمه سنگر پسرک نیز به نوعی به این شهر اطلاق شد.
این منطقه از سا ل 1316(سال 1318به روایت دکتر ستوده)بعد از استحکام حاکمیت رضاشاه به جهت طبیعت بکروچشم اندازهای بسیار زیبا که داشته است، دشت سبز، دشت بهشت، دشت مینوونهایتاً مینودشت نامگذاری میشود.(ستوده ،1377 ،259)
بیان واقعیتها واظهار نظرنقد نیست،نقدهم بدون جهت گیری نمیشود .
بیان واقعیتها واظهار نظرنقد نیست،نقدهم بدون جهت گیری نمیشود .خواننده متن باید بدون جهت گیری متن را بخواند.
با سلام واحترام خدمت دوستان عزیزی که نوشتار کوتاه بنده در خصوص تنور داغ انتخابات در منطقه مینودشت -گالیکش -کلاله ومراوه تپه را دروبلاگ ویا نشریه استرآبادمطالعه وبا نظرهای خوبشان (مثبت یا غیر مثبت)تلفنی،چهره به چهره ویابر روی متن مورد لطف خود قرار دادند.
خوشحالم از اینکه مورد توجه قرار گرفت وبیشتر از آن خرسند شدم که دیدم دوستان منطقه ما در رده های سنی مختلف با اینترنت ارتباط دارند وآنچه باز بیشتر خوشحالم کرد اظهار نظرهای صریح بعضی از دوستان در باره متن بود ولی جای بعضی دلگیری ها هم وجودداشت که خواهم گفت .
آنچه در مورد هر نوشتار انتقادی به نظرم میرسه اینه که معمولاً خاصیت این نوشته ها که از اسمش هم معلومه انتقادیه،یعنی در نقد وشرح اتفاقات انجام شده نوشته میشه وآن اتفاق یاعملکرد را نقد میکنه ویامورد سوال قرارمیده،رابطه بین نقد کننده ونقدشونده مثل رابطه تصویب قانون ووقوع جرمه یعنی ابتدا یک جرمی واقع میشه بعد قانونی برای پیشگیری ازآن تصویب میشه.
به نظر شما این اظهارنظر درسته؟
از زاویه دیگر هم میشود به آن نگاه کرد وگفت،تصویب کنندگان قانون جهت گیری داشته اند،این هم یک نظر است ونمیشود آنرا رد کرد، وبگوییم چون تصویب کنندگان قانون این قانون را برای آن جرم نوشته اندپس با آن شخص مجرم مشکل داشته اند در حالی که این، جمله وبرداشت صحیحی نیست .
حالا میشود نتیجه گرفت که تا رفتاری ویا گفتاری منعقد نشود نقدی هم وجود نخواهد داشت ولی اگر شد منعقد کننده رفتار وکفتار به نقدکشیده میشود ولا غیر . اگر غیر از این اتفاق بیفتد میشود حکایت ضرب المثل گنه کرد در بلخ زرگری به شوشتر زدند گردن مسگری.
در این نوشتار بنده ضمن اینکه اصلاً قصد انتقاد نداشتم ودر حد منتقد خودم را نمیبینم ،فقط سعی کردم کمی زمان را عقب بکشم تابعضی حوادث وعملکردها را که فکر کردم به دلیل مشغله زیاد ما شاید به فراموشی سپرده شده باشد را یاد آوری نمایم.همزمان شاید توانسته باشم پاسخ نسل جوان مبنی بر علل عقب افتادگی فرهنگی وسیاسی واجتماعی و..... را هم داده باشم ونیز بعضی اتفاقات وواقعیتهای جاری را هم به قلم آوردم که اخری چیز غیر قابل هضمی هم نیست ومنبعد هم اتفاق خواهد افتاد.کافی است چشمان خودمان را بینا وگوشهایمان راشنوا کنیم وبه محیط پیرامون خود نگاه کنیم اگر راضی هستیم که هیچ ولی اگر ناراضی هستیم بیشترنتیجه عملکرد مسئولین گذشته وتا حدودی هم مسئولین سنوات نه چندان دور وبعضاً شاید فعلی شهرمان است که باید پاسخگو باشند وتنها جایی که میشود گیرشان آورد ومورد سوال قرار داد همینجاهاست والا وقتهای دیگر آنها به فکر خرج پولهایی هستند که در سالهای مسئولیتشان واز سفرهای خارجیشان ویا ....واز سوال نکردنهای مابدست آورده اند.
اما آنچه در اظهار نظرها جلب توجه میکرد جهت استحضار اعلام میکنم
بعضی از دوستان، بنده را متهم به حمایت از کاندید خاصی نمودند که باید بگویم خدا میداند وامدار کسی نیستم چون تا امروز نه پست و مقامی داشته ام ونه موافقت اصولی حتی درخانواده ام داشته ام ولی مفهوم جمله بنده این نیست که من علایق ندارم و یا در انتخابات شرکت نمیکنم ُبلکه خدا را شکر در تمام انتخابات بصورت فعال از اول انقلاب بودم ومدتی هم بخاطر مشغله کاری واقتضای سن از کمی دورتر در انتخابات نقش داشتم والان هم که بدلیل نبود در منطقه با فاصله بیشتر امانقش خود را ایفا میکنم ولی همیشه هم برای انتخاب کاندید مورد نظرم مثل تمام دوستان فاکتورهایی داشتم ولی بعد از انجام وظیفه ُکاندید مورد نظرم بابت این رای به من بدهکاری نداشته چون من اورا انتخاب کردم ونیز متقابل او هم از من طلبکاری نداشته چرا که هیچ درخواست شخصی از او نکردم .
بعضی از دوستان متن بنده را درکوبیدن کاندید خاصی مطرح کردند باید عرض کنم اگر کاندیدی اینهمه مشکل داشته باشد وامصیبتا بر مردمی که میخواهند به او رای دهند واحسنت بر چنین کاندیدی که دل شیر دارد وبا این اوصاف قصد کاندید شدن دارد وفکر کرده توانسته شخصیت وماهیت حقیقی خودش راپنهان کنه غافل از اینکه از اظهار نظرها معلوم میشه که مردم چهره واقعی اورا شناخته اند واینکه حالا چرا میخواهند به او رای بدهند الله اعلم .
بعضی از دوستان هم آنرا مزورانه خواندند وگفتند این نوشتار شما به هر کاندیدی گوشه ای زده که باید عرض کنم اگر چنین باشداین از خوبی نوشتار وواقعیتهای متن با وضعیت موجود است که شما در هر قسمت فکر میکنید منظورنوشتار کاندید یا شخصیت خاصی را در بر میگیرد که جای شکرش باقیست که بیهوده ننوشتیم.
بعضی ها بخاطر انحراف از اصل قضیه گفتند که فلانی چون قصد کاندید شدن داره، میخواد خودش رو مطرح کنه وبا روزنامه مصاحبه کرده .باید عرض کنم هنوز خودم رو در این حد نمیبینم که بتوانم چنین بار سنگینی را بدوش بکشم وامیدوارم سردبیر محترم نشریه استرآبادامانتداری کرده ودلیل و نحوه چاپ رو اعلام کنند.
از آنجاییکه هدف هر شخصی از نوشتن، رویت ومطالعه متن توسط دیگران است واین خواست بنده نیز توسط نشریه ای انجام شده که خدا میداند نه سردبیرش را میشناسم ونه هدفش را از چاپ متن میدانم ولی برخود لازم میبینم از اینکه نوشتار بنده را به راحتی وبدون زحمت وهزینه به رویت همگان رسانیده تشکر کنم .
وبعضی ها هم متهم به قومیت پرستی کردند که بهتراست از این موضوع بخاطر خام بودنش بگذریم و......
اما انچه که مهم است باید یاد بگیریم تعریف وتمجید ومداحی کردن بی مورد از دیگران را کنار بگذاریم، همدیگر رانقد کنیم ونیز نقدپذیرشویم وحوصله خود را بالا ببریم نقدی منصفانه وبا ذکر مشخصات واین چیزی است که هم خدا را خوش خواهد آمد وهم بنده خدا را.
خدای نکرده دوستان میخواهند کاندید مجلس شوند واگرخداخواست ومردم رای دادند نماینده
وارد چاله میدان که نمیخواهندبشوند از همین حالا بجای پاسخگویی شخصی به ابهامات،از طریق هواداران وسیاهی لشکر هایشان خط ونشان میکشند و.... .
واقعیت این است که مقصر خودمان هستیم چون اینقدر وارد شدن به این فضا راحت است که ما به هر شخصی اجازه دادیم که وارد این گود(انتخابات)شود وهرچه او گفته وهرچه کرده را پذیرفتیم ونیز هزینه های تبلیغاتشان راهم متقبل شدیم .
درحالی که آنقدر باید این فضا را با نقد عملکرد گذشته ونیز برنامه های آینده اش برای آنها تنگ نماییم تا واقعاً کسانی که توان کار دارند وقدرت دفاع از عملکردشان رادارند وارد گود شوند نه اینکه هر کس بقول یارو گفتنی از ننش قهر کرد ویا با دیگری سر ناسازگاری داشت ویا خواسته هایش توسط احتمالاً نماینده قبلی تامین نشده باشد برای دوره های بعد تصمیم به حضور بگیرد. وفکر کند همینقدر که خودش به نتیجه برسد وارد فضای انتخابات شود شرط کافی ولازم فراهم است ونظرات دیگران هیچ بعدهم با شگردهای مختلف مثل رفاقت وهمکلاسی وفامیل و....اجباراً آنها را دنباله روی خودش نماید.
وقتی امام رحمت الله علیه خود را خادم وپاسخگو میدانست ارادتمندان ایشان هم باید همین روش را در پیش بگیرند همان مسیری را که مقام معظم رهبری در پیش گرفتند.شما دوستان بزرگوار که جای خود دارید،بهتر است بجای تکرار رفتار گذشته ترک عادت نمایید وحداقل با اطرافیانتان رو راست باشید وبگویید قبل از آنکه دیگران از شما بگویند.
امیدوارم دوستان با روی آوردن به اینترنت ،دراین فضاها هم به بیان دیدگاهها ونقطه نظرات مثبت تمام کاندیداهاپرداخته ونیز رفتار وعملکرد نامثبت آنها را مورد سوال قرار دهندتادر تاریخ ماندگار شود وباز امیدوارم جوانان عزیز منطقه با حضور درجلسات سخنرانی کاندیداها بجای تایید بی مورد اظهار نظرهای آنها وبه به وچه چه کردن به صحبتهایشان اگر به هر دلیلی( که محترم است) نمیخواهند عملکرد گذشته آنها رازیر سوال ببرند جلسات سخنرانی را به جلسات پرسش وپاسخ تبدیل نموده وحداقل برنامه های آینده اش را مورد سوال قرار داده و واقعاً آنها را به چالش بکشیم تا عیار آنها سنجیده شود ومشخص شود اصلاْ توانایی کار در اینگونه محیطها را دارند یا که باز هم باید توسط دیگران اموراتشان طی شود وبجای پاسخگویی پیغام وپسغام باید بفرستند.
کارهای کرده وناکرده (خوب وبد)را باید گفت بابت خوبیها تشکر وکارهای بد را هم نقدکردوراه حل ارائه نمود.
همانطور که نمیشه نقش حجت الاسلام کرامتلو را در تاسیس شهرک صنعتی وپیگیریهای لازم برای افتتاح سدومعدن ذغال سنگ تخت ونقش مهنس سید نجیب حسینی را در مستقل شدن شهرستانهای مراوه تپه وگالیکش ونیز پیگیری افتتاح سد ومعدن ذغال سنگ وکمربندی مینودشت و...کارهاوپیگیریهای که توسط مرحوم سید منصورپیگیری میشد از جمله موزه و.... و نیز قلی زاده ودکتر سعیدی در پیگیری ساخت بیمارستان کلاله و....وخیلی اتفاقات دیگر وحتی نقش مثلاً آقای امینی در افتتاح وایجاد رشته های جدید دردانشگاه آزادویا در زمان شهردار بودنشان انجام دادند وخدابیامرز ابراهیم بشارتلو در تمام اموری که مرتبط با منطقه بودند پیگیری داشتند را نادیده گرفت ونیز اتفاقات دیگر که شاید دوستان کاندید شده ونشده برای مردم منطقه انجام داده اند وما از آن بی اطلاع هستیم واز این طریق باید اطلاع رسانی شود،قطعاً این دوستان اشکالاتی هم در کارهاورفتارهایشان داشتند که ما به آنها نمره منفی میدهیم هیچ انسانی معصوم ومبری از اشتباه نیست واین وظیفه ماست تا با شهامت ودر نهایت ادب انتقادات خود را مطرح نماییم تا خدای نکرده شخصیت هیچ انسانی زیر سوال نرود.
به جای اینکه در مقابل نوشتار دیگران عکس العمل منفی نشان دهیم با منطق ومستند ومستدل طرف را قانع کنیم که نوشتار شما به این دلیل اشتباه است.بدین طریق هم نویسنده متن را قانع کردیم و به دیگران اطلاع رسانی شده وهم از عملکرد شخص مورد نظرتان دفاع کردید ونیز همان هدف اصلی که کارهای کرده را باید گفت انجام شده در پایان کار هم خداوهم بنده خدا راضی خواهد بود.
بیاد داشته باشیم روزی رسان خداست و آنچه که نباید فراموش شود اطاعت کورکورانه و نقش ضبط صوت بودن ویا بلند گو شدن برای دیگران است چرا که ما اشرف مخلوقات هستیم ونباید اجازه دهیم دیگران شخصیتمان را به بازی بگیرند، واین محقق نمیشود مگر اینکه ناکرده های او را نیز در صداقت کامل بیان نماییم وخودمان دوستمان را نقد کنیم تا اگر به نقد دیگران برخورد کردیم غافلگیر نشویم وقتی خودمان این کار را نمیکنیم ویا به هر دلیلی قدرت این کار را نداریم وبخاطر نیازهای آینده احساس ضعف در مقابل دیگران میکنیم ، با تند خویی وپرخاش این حق را از دیگران نگیریم که صواب نیست .
تا یادم نرفته این رابگویم من شهامت داشتم وتوانستم نقطه نظر ات ودیدگاههایم را با ذکر مشخصات شخصی خودم بیان کنم خوشحال خواهم شد دوستان نیز اگر اظهار نظری در باره نوشته های بنده میکنند بجای اسامی مثل آرش وهمشهری ودوست و...با شهامت نام وفامیل وادرس سایت یا وبلاگ خود را قید نمایند.
دوستان من کسانی هستند که نترسند و نام وفامیل وآدرس خود را با شهامت در پایان انتقاداتشان قید کنند تا من هم بتوانم همانجا پاسخ آنها را بدهم وشاید بتوانم آنها را قانع کنم ونیز تمرینی باشد برای رفتن به سوی رو راست بودن وهمچنین سایر عزیزانی که متن را مورد مطالعه قرار میدهند با نقطه نظرات آنها آشنا شوند .
اگر یادمان دادند از آنهابخاطر سمت هایشان بترسیم واز آنها سوال نکنیم وفقط از آنها تعریف کنیم وحمایتشان کنیم بیاییم تمرین کنیم حداقل ما از هم نترسیم چون هیچکداممان پست ومقامی نداریم شاید روزیه بعضی ها دست آنها باشد وباید از آنها بترسند ولی ازمن نترسید که روزیتان دست من نیست .
در پایان از سادگی نوشتار وعدم رعایت قواعد نگارشی عذر خواهی میکنم همانطور که صحبت ودرد دل میکنیم نوشتم لطفاً شما هم همینطور بخوانید .
ممنون از حوصله شما منتظرنقطه نظرات خوب وانتقادهای تند وزیبای شما میمانم.












علی رضابشارت لو