بنر وبلاگ

درسهایی از بهلول برای بهتر زیستن

 

سبک زندگی

حکایتی بسیار آموزنده:بهلول عاقل و شیخ جنید بغداد


آورده‌اند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او....

شیخ احوال بهلول را پرسید.

گفتند او مردی دیوانه است.

گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.

شیخ پیش او رفت و سلام کرد.

بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری..

بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟

عرض کرد اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم..

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی و به راه خود رفت.

مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.

بهلول پرسید چه کسی هستی؟

جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟

عرض کرد آری...

سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمی‌دانی..

پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.

باز به دنبال او رفت تا به او رسید.

بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟

عرض کرد آری... چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی.

خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.

بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و


اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.

جنید گفت: جزاک الله خیراً! و

ادامه داد:

در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.

و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد.

منبع خبر

ارزش وقیمت شما چقدر است؟

 

علامه محمد تقی جعفری (ره)  می­‌گفتند:  

برخی از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
برای سنجش ارزش بسیاری از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه آن است؛ اما معیار ارزش انسان‌ها در چیست.
هر کدام از جامعه‌شناسان، سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارایه دادند.
 

هنگامی که نوبت به بنده رسید، گفتم : اگر می‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می‌ورزد.  
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.
اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست. 
علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند، برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. 
هنگامی که تشویق آن‌ها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان، این کلام از من نبود، بلکه از شخصی به نام علی ـ علیه‌السلام ـ است.
 
آن حضرت در نهج‌البلاغه می­‌فرمایند:
«قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»؛
«ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌دارد».
وقتی این کلام را گفتم، دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌‌السلام ـ از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند.حضرت علامه در ادامه می‌گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق پنجاه میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی پنجاه میلیونی!»، چقدر بدش می‌آید؟ در واقع می‌فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد، ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد، چقدر پست و بی‌‌ارزش است!
 

منبع خبر

تصاویر گیاه جرجرم  (ger gerem) منبع تهیه سنتی ترین غذای محلی مینودشتیها

 

تصاویر گیاه جرجرم منبع تهیه سنتی ترین غذای محلی مینودشتیها

      خورشت  جرجرم(ger gerem): نوعی خورشت که از ترکیب گوشت گوسفند با استخوان، ماش ،لوبیا چیتی،وسبزی یا گیاه مذکور که گیاهی وحشی وخودرو است وسیرداغ وآرد برنج تهیه میشود .توصیه میکنم اگر در فصل زمستان به منزل مینودشتیها رفتید حتماً این غذا را مزه کنید.این خورشت با برنج و  نان هم قابل مصرف است.

.

دوستانیکه از نام علمی این گیاه اطلاعاتی دارند اگردر اختیار بنده قرار دهند خوشحال میشوم. 

آشنایی با خواص لوبیا

آشنایی با خواص ماش

 خواص گوشت گوسفند

 خواص درمانی سیر

خواص برنج

 

 

 

آینه زندگی

 

آینه زندگی...

یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلوی اعلانات دیدند که روی آن نوشته بود: دیروز فردی را که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت.شما را به شرکت در مراسم تشیع جنازه که در ساعت 10 در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت می کنیم.در ابتدا،همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت می شدند اما پس ازمدتی ،کنجکاو می شدند که بدانند کسی که مانع پیشرفت آنها در اداره می شده که بوده است . این کنجکاوی ، تقریبا تمام کارمندان را در ساعت 10 به سالن اجتماعات کشاند.رفته رفته که جمعیت زیاد می شد هیجان هم بالا می رفت . همه پیش خود فکر می کردند:این فرد چه کسی است بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!کارمندان در صفی قرار گرفتند ویکی یکی نزدیک تابوت می رفتند و وقتی به درون تابوت نگاه می کردندناگهان خشکشان می زد وزبانشان بند می آمد.آینه ای درون تابوت قرار داده شده بود وهرکس به درون تابوت نگاه می کرد ،تصویر خود را می دید.نوشته ای نیز بدین منظور کنار آینه بود: تنها یک نفر وجود دارد که می تواند مانع رشد شما شود و او هم کسی نیست جز خود شما.شما تنها کسی هستید که می توانید زندگی تان را متحول کنید.شما تنها کسی هستید که می توانید بر روی شادی ها ، تصورات و موفقیت هایتان اثر گذار باشید.شما تنها کسی هستید که می توانید به خودتان کمک کنید.زندگی شما وقتی که رئیستان ،دوستانتان ،والدین تان ،شریک زندگی تان یا محل کارتان را تغییر می کند،دستخوش تغییر نمی شود.

زندگی شما تنها وقتی تغییر می کند که شما تغییر کنید،باورهای محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسی هستید که مسئول زندگی خودتان می باشید.مهم ترین رابطه ای که در زندگی می توانید داشته باشید،رابطه با خودتان است.خودتان را امتحان کنید.مواظب خودتان باشید . از مشکلات ، غیر ممکن ها وچیزهای از دست داده نهراسید.خودتان و واقعیت های زندگی خودتان را بسازید . دنیا مثل آینه است. انعکاس افکاری که فرد خیلی به آنها اعتقاد دارد را به او باز می گرداند.

منبع خبر

تصاویر نان تاتاری یا شیرینی تاتاری سوغات مینودشت

 

تصاویر نان تاتاری یا شیرینی تاتاری سوغات مینودشت

        نان تاتاری یا شیرینی تاتاری یکی از سنتی ترین شیرینی های مینودشت است که معمولاً در اکثر مراسم وجشنهای سنتی خصوصاً عید باستانی واخیراً بعضی از اولین سفره هایی که برای درگذشتگان برقرار میشود بر سر سفره حاضر است علت نام گذاری آن هم تهیه آن توسط طایفه ای به همین نام (تاتارها)در مینودشت است و تقریباً یکی از قدیمی ترین پایه گذاران این شیرینی از مرحومه بدرنساء تاتار میتوان نام برد . 

       از گذشته بسیار دور خانواده هایی که قصد تهیه این شیرینی را برای سفره عید خود داشتند با علم به مشقات ومشکلات خاص تهیه شیرینی ولی باهدف رفع کدورتها واختلافاتی که معمولاً طی سال بین خانواده ها پیش میآمد به بهانه سخت بودن مراحل تهیه آن با وساطت یکی از بزرگترهای فامیل وطایفه در منزل یکی از اقوام ویا آشنایان جمع میشدند واقدام به تهیه این شیرینی میکردند بااین روش هم کدورتها برطرف میشد وهم صله رحم بجا می آمدونیز شروع خوش سال نو از پیش تدارک دیده میشد .

       نکته جالب دیگر این شیرینی در نوع مصرف آ ن است در عین حال که برای تهیه آن نیاز به حضور نفرات مختلف است هنگام مصرف هم این شیرینی را در ظرفهای بزرگ قرار داده وبا نشستن دور آن بصورت جمعی وخانوادگی مصرف میشود البته با توجه به پیشرفت کلاس مردم در حال حاضر کمتر این کار انجام میشود که ایکاش کلاسها خیلی بالا نمیرفت تا منجر به کم شدن صمیمیتها شود .

 

 

 

 

کارگران امسال چقدر عیدی می‌گیرند؟

کارگران امسال چقدر عیدی می‌گیرند؟

براساس ماده واحد قانون کار کارگاه‌های مشمول این قانون مکلفند به هر یک از کارگران خود به نسبت یک سال کار معادل شصت روز آخرین مزد، بعنوان عیدی و پاداش بپردازند.

مبلغ پرداختی از این بابت به هر یک از کارکنان نبایستی از معادل نود روز حداقل مزد روزانه قانونی تجاوز کند.

بنابراین با توجه به اینکه حداقل دستمزد سال جاری کارگران 389 هزار و 700 تومان است حداقل و حداکثر عیدی پایان سال بین 779 هزار تومان و یک میلیون و 169 هزار تومان خواهد بود.

همچنین براساس تبصره این قانون، مبلغ پرداختی به کارکنانی که کمتر از یکسال در کارگاه کار کرده‌اند باید به ماخذ 60 روز مزد و به نسبت ایام کارکرد در سال محاسبه گردد.

مبلغ پرداختی از این بابت برای هر ماه نباید از یک دوازدهم سقف تعیین شده در فوق تجاوز نماید.

سال گذشته حداقل عیدی کارگران 606 هزار و 96 تومان و حداکثر عیدی 909 هزار و 144 تومان بود.

منبع خبر

نگاهی مختصر به مینودشت)از خورشت جرجرم ونان تاتاری ومت ودیشو گرفته تا....

شهرمینودشت

   شهرمینودشت،مرکزشهرستان مینودشت،درناحیه شرقی استان گلستان،درمجاورت جاده تهران – مشهد(بزرگراه آسیایی یا سنتو) قرار دارد. وسعت این شهرحدوداً 7 کیلو متر مربع و جمعیت آن در حدود 32000 نفر است . این شهر از جنوب ، به استان سمنان و خراسان ، از شرق به شهرستان گالیکش ، از غرب به شهرستان آزادشهر و از شمال به شهرستان گنبد کاووس محدود می شود . ارتفاع این شهر از سطح دریا حدود 901 متر می باشد . قسمت کوهستانی آن دنباله کوه های البرز شرقی است . ناهمواریهای این شهرستان از دو قسمت کوهستانی و جلگه ای تشکیل شده است . نقاط کوهستانی شهر مینودشت ، از سوی شرق از طریق ارتفاعات پارک ملی گلستان به ارتفاعات استان خراسان شمالی با مرکزیت بجنورد متصل می گردد. 

 قسمت جلگه ای تنها در مرکز و ضلع غربی واقع شده که وسعت کمی دارد و بسیارحاصل خیز می باشد. بیشتر جمعیت شهر مینودشت در بخش جلگه ای سکونت دارند . به سبب وجود ارتفاعات در شرق و جنوب و وزش بادهای سرد شمالی و مرطوب شمال غرب ، در نقاط کوهستانی تا ارتفاعات متوسط ، ریزش باران بیشتر است ، ولی در نواحی کم ارتفاع  کوهپایه ای و جلگه ای از میزان بارش کاسته می شود و دارای اب و هوای معتدل و نیمه مرطوب است . آب این شهر از رودخانه های چهل چای و نرم آب تامین می شود .  

  پیشینه تاریخی شهر مینودشت :  شهرستان مینودشت در سال 1369 از شهرستان گنبد کاووس جدا و به صورت یک شهرستان مستقل در آمده و شامل دو بخش مرکزی و گالیکش و شش دهستان ( چهل چای ، قلعه قافه ، کوهسارات  ) می باشد .   

 حمد الله مستوفی در ضمن ذکر ولایات مازندران ، در باره « کبود جامه » می گوید : « ولایتی است اکنون چون جرجان خرابه است ، مجموع ولایت داخل کبود جامه است . حاصلش ابریشم و انگور و غله بسیار می باشد و ولایتی عریض است . » عوفی در لباب الالباب می نویسد : « کبود جامه قومی بودند که میان استر اباد و خوارزم زندگی می کردند و شهری به نام « شهرک نو » یا « شهر نو » داشتند که خرابه های آن هنوز در سرزمین گوکلان دیده می شود . » علامه قزوینی در حواشی خود بر لباب الا لباب می اورد : « کبود جامه نام حشمی است که میان استر آباد و خوارزم می نشسته اند و شهری داشتند موسوم به شهر  نو . »                                                 امیر تیمور در سال 792 قمری از را ه شهر نو از گرگان به سملقان تاخت . کوهسار جزو کبود جامه بود ، چنان که قریه دل آباد ( امروز : تیله وا ) در کوهسر به حساب کبود جامه بوده است .                                                                                  مردم کبود جامه ، پس از استیلا ی مغولان بر خوارزم ، به این منطقه آمده و مستقر می شوند . پس از استیلا ی مغولان بر خوارزم ، به این منطقه آمده و مستقر می شوند . پس از انحطاط دولت و تمدن جرجان که توسط حملات مغول صورت گرفت ، منطقه جرجان زیر سیطره حکومت کبود جامه ها قرار گرفت .   

 از نظر شرایط بومی – اقلیمی و طبیعی ، مورخانی نظیر حمد الله مستوفی به نکته جالبی اشاره می کنند و آن این که : « کبود جامه شامل تمام خاک گرگان ، پس از ویرانی کامل آن بوده است » وی ناحیه ای تعریف می کند که در آن ابریشم بسیار تولید می شد و غله زار و باغ های انگور فراوان داشته و ناحیه آبادی بوده است که با حمله تیمور ، اواخر سده هشتم از میان رفته است . شهر روغد که معروف بوده و هنگام تاخت و تاز تیمور از میان رفته ، شاید جزو خاک کبود جامه بوده است . 

 مقدسی می نویسد : مسافران از بسطام به شهر گرگان ( از راه کوهستان ) در جهینه توقف می کردند که به قول ابن حوقل دهکده ای زیبا بر کنار رود خانه بود . جهینه که ذکرش در توارخ محلی مازندران زیاد دیده می شود ، گویا قلعه نسبتا محلی بوده که هنگام حمله حکام خراسان و سلا طین مازندران ، پنا هگاه امیران کبود جامه بود  .

  بعد از نام کبود جامه ، نام « حاجیلر »[ به این منطقه اطلاق شد، که بنا بر منابع موثق ، حاجیلر ها ، طایفه ای از گرایلو ها می باشند ،که آنها نیز بخشی از کبود جامه ها بوده اند . در حقیقت « گرایلوها و حاجیلر ها » گروهی از ایلات مهاجر آذربایجان بودند که در زمان صفویه ، هم زمان با مهاجرت گروهی از مردم استان فارس ، به این منطقه کوچانده شدند.  

 چنان که از تصانیف کتاب رابینو ( سفر نامه مازندران و استر آباد ) بر می آید ، حاجیلر نام ایل و حشمی نیز می بلاشد که در این ناحیه سکنی گزیده بودند .  

محمد حسن خان جلایر در استر آباد اعلام استقلال می کند ، حکومت مرکزی برای سرکوب این قیام سپاهی را به منطقه اعزام می کند . وی به محلی به نام قلعه ماران ( منطقه بسیار وسیع و چشم نواز ما بین رامیان و روستای قلعه قافه ازتوابع مینودشت) متواری می شود . در آن جا یکی از معتمدین محمد حسن خان به نام « حاجی » مخفیگاه او را به حکومت مرکزی گزارش داده و حکومت مرکزی نیز به رسم پاداش ، منطقه ی قلعه ماران و مناطق مجاور آن را که بعدها « حاجیلر » نامیده شد ، به او واگذار می کند .                                                                                                                                               بعدها « حاجیلر » به « سنگر » تغییر نام داد ، سنگر ، محله ی محدودی در بخش پسرک ( از محلات شهر مینودشت ) می باشد . علت نام گذاری آن این بود که در یک مقطع زمانی خاص ، بین مردم حاجیلر و مهدی شاه ( یکی از خوانین فندرسک ) جنگی صورت گرفت و مردم حاجیلر به دفاع از حریم شهر پرداختند که قلعه سنگر پسرک نیز به نوعی به این شهر اطلاق شد . 

این منطقه از سال 1346 ( سال 1318 به روایت ستوده ) ، بعد از استحکام حاکمیت رضاه شاه ، به جهت طبیعت بکر و چشم اندازهای بسیار زیبا ، به نام های : دشت سبز ، دشت بهشت ، دشت مینو . نهایتا توسط رضا شاه به مینودشت تغییر نام پیداکرد  . مینودشت از سه محله پسرک ، خوردیماق و قره محمود لوها تشکیل شده است . ترکیب جمعیتی این شهرستان متنوع است و شامل انواع اقوام قزلباش ، فارس ، تات ، ترک،شاهرودی(در اصطلاح محلی کومشی ها )سیستانیهاو ترکمن ها ، بلوچ ها، و کردهای کردستان می باشد که سه طایفه ی اخیر ، گرایش مذهبی تسنن داشته و سایر اقوام یاد شده اهل تشیع می باشند و به زبان های مختلف از جمله ترکی ، سیستانی ، بلوچی و... تکلم می نمایند . قزلباش ها عمده مردم این منطقه بودند که در زمان حکومت  صفویه ، برای برقراری امنیت از آذربایجان  به این محل آورده شده و به صورت یک طایفه محلی مستقر شده اند . قوم تات نیز در منطقه کوهستانی مینودشت زندگی می کنند . 

ویژ گیهای اقتصادی مینودشت : عمده فعا لیت های مردم  این شهردر گذشته صرفاً ، کشاورزی و دامپروری ونوغانداری به صورت سنتی بود ، ولی نوغانداری دامنه وسیعی داشته که در اقتصاد این شهر نقش بسزایی دارد . بعد از انقلاب همزمان با توسعه سایر مناطق کشور مینودشت هم در رشدی که سرعت آن بسیار کند بود دارای یک رشد طولی شد ولی به مرور با شهرستان شدنش مراحل توسعه را سریعتر طی نمود واکنون از مراکز مهم تولیدی و صنعتی مینودشت می توان کارخانجات آرد ، شالیکوبی ، کارخانه نورد فولاد ، سر دخانه و شهرک صنعتی و غذایی را نام برد . صنایع دستی عمده این شهرستان شامل کارگاه های بافت قالی ، قالیچه ، پارچه های ابریشم بافی و سوزن دوزی و ... است .   

   عمده محصول کشاورزی آن ، باغ های میوه ، برنج ، غلات ( گندم ، جو و دانه های روغنی نظیر کلزا و سویا ) ، توتون(از نظر کیفی مرغوبترین توتون کشور ) ،ابریشم ، حبو بات و صیفی جات ،بادام زمینی،باغهای بسیار زیاد زیتون وتقریباًمرکبات است .   

 آثار تاریخی : در شهرستان مینودشت ، سه تپه تاریخی وجود دارد که عبارتند از :

 الف ) تپه پل مینودشت : این تپه در ساحل شمالی رودخانه چهل چای قرار دارد که متعلق به دوره های اشکانی و ساسانی  می باشد و به شماره 2808 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است . این تپه به تپه « آقا جلال » نیز معروف می باشد . 

ب ) تپه خوردیماق : این اثر باستانی در محدوده شمال شرق ، بافت شهری مینودشت و مجاور محله خو.ردیماق قرار گرفته است که متعلق به دوره های هزاره اول پیش از میلاد میباشد که به شماره 14092 در فهرست آثار  ملی کشور به ثبت  رسیده است . این اثر تاریخی به « سوی تپه » معروف می باشد . 

ج) تپه پیشاهنگی : این تپه باستانی در بدنه جنوبی شهر مینودشت و در جنوب غرب اردوگاه دانش آموزی شهید فهمیده ، واقه در بدنه شرقی راه اصلی مینودشت – آزادشهر قرار گرفته است . فاصله این تپه از جاده مینودشت به آزادشهر(سنتو) 100 متر می باشد . قدمت این اثر به هزاره اول پیش از میلاد می رسد . این تیه به شماره 14074 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است

به غیر از از تپه های تاریخی یاد شده ، چند اثر فرهنگی و مذهبی در شهر مینودشت وجود دارد که عبارتند از :

  امام زاده جعفر : در داخل شهر مینودشت و در محله پسرک ، زیارتگاه امام زاده جعفر (ع) قرار دارد که بارگاه شهدا نیز در محوطه آن قرار گرفته است 

 حمام خوردیماق :این حمام قدیمی و متروکه  در خیا بان سید جمال لدین و متصل به شهر مینودشت واقع شده است . تاریخ ساخت حمام یاد شده به دوره قاجاریه می رسد . این حمام به کهنه حمام "قره سفلو" نیز معروف است .    

  مدرسه ایثار گران (نظام الملک سابق ): این مدرسه که متعلق به دوره پهلوی می باشد ، در بافت شهری مینودشت و در خیابان شهید علیرضا قرار دارد.البته الان دیگر اثری از آن باقی نمانده .

 کاخ رضا شاهی : این ساختمان که در حال حاضر از آن به عنوان مکان مسکونی شخصی استفاده می شود ، متعلق به دوره پهلوی است که رو به پارک شهر واقع شده است

اینکه چگونه یک ملک دولتی که سابقه تاریخی هم داشته در زمانی خاص ناگهان در اختیار شخص حقیقی قرار گرفت خود جای سوال دارد ؟

سوغات مینودشت:مردمان هرشهر با توجه به پیشینه تاریخی وفرهنگی خود محصولات محلی خود را معمولاً به عنوان سوغات به میهمانان خود هدیه میدادندکه مردم مینودشت نیز با اقلامی مثل دست بافته های ابریشمی در اندازه ها واشکال وطرحهای متفاوت ونیز اسامی مختلف، میهمانان خود را بدرقه میکردند.                                                                                       سوغاتی های خوراکی دیگری که میتوانید از این شهر با خود ببرید زیتون شور وپرورده،روغن زیتون،بادام زمینی،وبرنج خوش عطر آن میباشد که زبانزد است .

   نکته جالب که جای دارد به آن تلنگری زده شود پخت نوعی شیرینی در ایام عیدبه نام نان تاتاری یا شیرینی تاتاری میباشد که بخاطر پخت توسط طایفه تاتارهای مینودشت به همین اسم معروف شده که  در اکثریت نوشته های راجع به مینودشت به آن توجهی نشده این شیرینی توسط یکی از طوایف مینودشت که اصالتاً به تاتارها معروف میباشند تهیه میشود که ضمن خوشمزه بودن وماندگاری طولانی در تهیه آن نیز تعداد زیادی درگیر هستند که در گذشته نه چندان دور یکی از بهانه های دور هم  جمع شدن خانواده ها وصله رحم در ایام پیش از عیدبرای رفع کدورتها  بود آن چه مهم است این است که مینودشتیها اگر این شیرینی بر سفره عیدشان نباشد انگار عید ندارند واخیراً حتی به شهرهای همجوار هم پخت آن منتقل شده ومیتوان  بر سر سفره ها مزه شیرین آنرا چشید.

خورشت  جرجرم(ger gerem): نوعی خورشت که از ترکیب گوشت گوسفند با استخوان، ماش ،لوبیا چیتی،وسبزی مذکور که گیاهی وحشی وخودرو است وسیرداغ وآرد برنج تهیه میشود .توصیه میکنم اگر در فصل زمستان به منزل مینودشتیها رفتید حتماً این غذا را مزه کنید.این غذاهم با برنج وهم با نون هم مصرف میشود.البته غذاهای سنتی دیگری همچون .......نیز دارد.

درباره تغییر نام حاجی لر به مینودشت همچنین گفته می شود: "رضا خان پهلوی" دردوره سربازی خود با یکی از مینودشتیها بنام ......... هم خدمت بود. شبی در خانه همان همخدمتی در این شهر میهمان شد. صاحب خانه در خواب دید  او پادشاه ایران شده و خوابی که دیده بود برای رضا خان تعریف می کند که رضا خان در آن زمان حرف او را نمی پذیرد. پس از چندین سال که رضا خان پهلوی پادشاه شد به دیدن دوست خود به حاجیلر (نام قدیم مینودشت) آمد اما با خبر شد که دوستش به دیار باقی شتافته است رضا خان در حین برگشت به تهران دستور داد نام حاجیلر را به مینودشت تغییر دهند و از آن پس نام این شهر مینودشت شد.
 

معادن:درحال حاضر معدن ذغال سنگ در روستای تخت با ذخیره ای بسیار بالا توسط شرکت البرز شرقی در حال استخراج میباشد که باعث اشتغال بسیاری از جوانان در منطقه شده .

منابع طبیعی:پوشش جنگلی وسیع با چشم اندازهای زیبا در مسیرهای متفاوت همه روزه پذیرای مردم خوب مناطق مینودشت وگنبد وسایر شهرهای همجوار ودر فصول مسافرت نیز پذیرای میهمانان بسیار زیادی میباشد که از مهمترین آنها میتوان به جنگل دهانه چهل چای،جنگلده،مبارک آباد، و محمد- زمانخان نام برد.

اخیراًپس از سالها تلاش وپیگیریهای مردم ومسئولین منطقه پس از 50سال کلنگ سد نرماب مینودشت با ذخیره آبی بسیار بالا به زمین زده شد که میتواند تاثیر بسیار بالائی در توسعه کشاورزی ،صنعت وحتی توریسم و..... منطقه داشته باشد.

قسمتهایی از این متن از وبلاگ دوست خوبم آقای محمودمیر عزیزی برداشت شده  آدرس

 www.dashte-behesht.blogfa.com/

آیا فروش اثر تاریخی کاخ پهلوی مینودشت با رعایت مقررات وآیین نامه معاملات کشور انجام شده

 پرسش جوانان از کاندیداهای آینده شورای شهر میتواند 

۱-واکاوی معامله یک اثر تاریخی باشد.

۲- بررسی واگذاریها ومعاملات کلان شهرداریها باشد.

۳- علل عقب افتادگی وکمتر توسعه یافتگی شهرشان باشد.

                    سوالهای پیش روی شهروندان از شورای شهر آینده مینودشت لطفاً بررسی فرمایید.       

(آیا معامله اثر تاریخی کاخ پهلوی با رعایت مقررات وآیین نامه معاملات کشور انجام شده)؟

در آینده ای نه چندان دور مرحله چهارم انتخابات شورای شهر ویازدهم ریاست جمهوری در منطقه ما نیز همپای سراسر میهن عزیز اسلامیمان  آغاز خواهد شد با شناختی که از مینودشت وسه شهرستان دیگر گالیکش،کلاله ومراوه تپه داریم قطعاً رایزنی بزرگوارانی که تمایل به حضور در این عرصه دارند نیز با برپایی جلسات شبانه وبصورت نامحسوس از مدتها قبل آغازوتقریباً یارگیریهای ستادی بایدانجام شده باشد البته این موارد برای کسانی مصداق دارد که تصمیم جدی برای حضور دارند ونه عزیزانی که فقط قصد مطرح کردن خود دارند .

بدلیل بزرگی واهمیت انتخابات ریاست جمهوری شاید در صلاحیت واندازه ما نباشد که اظهار نظری بنماییم اما در خصوص انتخابات شورای شهر حداقل میشود در حد بضاعت نکاتی را یادآوری نمود.

تجربه نشان داده که معمولاً  این جلسات که با هزینه های خود دوستان کاندید برگزار میشود  باسخنرانی طولانی مدت کاندیدمحترم وانتقاد از عملکردبعضی از دوستان فعلی ومسئولین شهری ودادن چند وعده آغاز ودرپایان نیز با طرح چند سوال که معمولاً کلی است جلسات بدون دستیابی به نتیجه ای تمام میشود.

بنده حقیر نیز همچون همه عزیزان در روز انتخابات برحسب وظیفه شرعی واخلاقی باید در پای صندوقها حاضر ونسبت به انتخاب اصلح اقدام نمایم اما تا زمان شروع انتخابات آیامیتوانیم دست روی دست بگذاریم وبگوییم هیچ وظیفه دیگری نداریم  قطعاً پاسخ منفی است مگر اینکه هیچ احساسی نسبت به منطقه ومردممان وآینده فرزندانمان نداشته باشیم .

وقتی سر برمیگردانیم وکمی عقب تر را نگاه میکنیم تا ببینیم چه بودیم وچه داشتیم ، کمترین انتظار هنگام سر برگرداندن ورو به جلو نگاه کردن توقع داشتن وضعیت بهتر از گذشته است چرا که توصیه دینمان نیز همین است که مسلمان امروزش باید بهتر از روز قبلش باشد.

 ولی هنگام نگاه کردن به جلو واینکه میخواهیم ببینیم چه هستیم وچه داریم،و وضع فعلی خودمان را با سایر شهرها البته در مقیاس شهری وبرحسب حدود اختیارات وعملکرد شورای شهر وشهرداری مقایسه میکنیم نمیدانم درست میگم یا نه ولی شما هم احتمالاً با بنده همسو خواهید بود  هیچ احساس خوشی به ما دست نمیدهد چرا که شاید وعده هایی که توسط دوستان در زمان قبل از انتخابات داده میشد با عملکرد آنها همخوانی ندارد ویا شاید  دوستان کاندید با وظایف شورای شهر قبل از ورود آشنایی نداشتند که چنین وعده هایی را به مردم میدادند واصلاً چرا دیگران را متهم کنیم شاید ما انتخابمان درست نبوده ویا شاید انتظاراتمان بالاست ویا حتی این احتمال هم وجود دارد تا قبل از انتخاب فرد اصلح سهم خواهان که در نوشته های قبلی اینجا کلیک کنید  شخصیت آنها را تعریف کرده بودم آنچنان بر ما تاثیر گذار بودند که مسائل فرقه ای وطایفه ای وصنفی برایمان مهمتر از هر چیزی قلمداد شده ودر زمان انتخاب نتوانستیم فرد اصلح را تشخیص دهیم و هزاران اگر و اماهای دیگر.

اگرچه موارد زیاد است ولی امروز یکی از آنهاکه میتوان در جلسات کاندیداهای عزیز مینودشتی مطرح کرد بررسی اسناد معامله این  اثر تاریخی میتواند باشد صرف نظر از اینکه این کاخ یا قصر متعلق به چه کسی بوده وتوسط چه کسانی ساخته شده میتواند بعنوان یک خواسته از سوی شهروندان ویک وعده محکم از سوی کاندیداهای محترم باشد که حداقل مشخص گردد این اثر تاریخی ودولتی با رعایت قوانین ومقررات دولتی انجام شده یا خیر این اثر تاریخی ویا کاخ همان ساختمانی است که روبروی ساختمان قدیم شهرداری مینودشت قرار دارد ومعروف به کاخ شاهی یا کاخ رضا شاه است البته از این موضوع هم نباید بگذریم که این سوال از دوستان شورای شهر قبلی هم باید میشد که چرا اقدامی نکردید ویا چه اقدامی در اینخصوص انجام دادید.

در پایان خوشحال میشویم دوستان اگر اطلاعاتی در اینخصوص دارند جهت اطلاع رسانی در وبلاگ بنده اعلام نظر فرمایند.

دانلود موسیقی محلی مینودشت (روستای تخت)

دانلود موسیقی محلی مینودشت (روستای تخت)

توضیحات :

۱-برای دانلود کردن و گوش دادن آنلاین به موسیقی روی لینک بالا کلیک کنید.

۲-پس از دانلود کردن فایل آن را با نرم ازار KM Player اجرا کنید.

 

رفع اتهام از آقای جوان سردبیر نشریه استرآباد شرق گلستان

وقتی اولین بار یکی از نوشته هام در آستانه انتخابات مجلس سال گذشته تو نشریه استرآباد شرق گلستان چاپ شد هم واسم جالب بود وهم چند تا سوال ایجاد کرد اولین سوال این بود که مگه میشه بدون هماهنگی با خودت متنی یا نوشته ای رو ازت چاپ کنند دومین سوالم این بود که چرا نشریه ویا سردبیر به نتیجه رسیده که این نوشته منو چاپ کنه سعی کردم ببینم سردبیر کیه وچرا چنین کاری رو انجام داده وقتی مشخصات سردبیر رو از دوستان گرفتم وبهش زنگ زدم بهیچوجه امکان برقراری ارتباط میسر نشد شاید بخاطر این بود که شماره برای ایشان ناشناس بود بعد با خودم گفتم مگه تو نمیخواستی که نوشتت رو دیگران بخونند خوب حالا این بنده خدا که میگن فامیلیش  آقای جوان زحمتش رو کشیده  باید ازش تشکر هم کنی که بدینوسیله ازش تشکر میکنم ولی خیلی دوست دارم یکبار تلفنی حداقل با هم صحبت داشته باشیم تا بتونم اینجوری ازش تشکر کرده باشم .

خدا قسمت همه دوستان کنه امسال حج تمتع زیارت خانه خدانصیبمان شده بود اونجا هم چاپ این نوشته ها برای بعضی از دوستان هنوز در ابهام بودوحتی در مسیر رفتن به مسجدالحرام تو اتوبوس یکی از بزرگواران وعزیزان همسفر سوال کرد که میگن بابت چاپ نوشته هات پول هم میدی با توضیحاتی که دادم امیدوارم تونسته باشم طرف مقابل رو قانع کرده باشم ولی انچه وادارم کرد تا در وبلاگم به این موضوع بپردازم رفع اتهام از آقای جوان است که واقعاْ هنوز هم حداقل بنده با ایشان برخوردی ومعامله ای نداشته وندارم امیدوارم کسانی که گناه این بنده خدای بزرگوار را گردن میگیرند کمی با احتیاط اظهار نظر کنند. 

پرسش ۴۵ دلاری(از مجموعه داستانهای مدیریتی)

پرسش ۴۵ دلاری

يك برنامه‌نويس و يك مهندس در يك مسافرت طولاني هوائي كنار يكديگر در هواپيما نشسته بودند.

برنامه‌نويس رو به مهندس كرد و گفت: «مايلي با همديگر بازي كنيم؟»

مهندس كه مي‌خواست استراحت كند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روي خودش كشيد.

برنامه‌نويس دوباره گفت: «بازي سرگرم‌كننده‌اي است. من از شما يك سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يك سوال مي‌كنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم.»

مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روي هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگري داد.

گفت: «خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولي اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره كرد و رضايت داد كه با برنامه‌نويس بازي كند.»

برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح كرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟»

مهندس بدون اينكه كلمه‌اي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود.

مهندس گفت: «آن چيست كه وقتي از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتي پائين مي‌آيد ۴ پا؟»

برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزي كرد و سپس به سراغ كامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم كامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در كتابخانه كنگره آمريكا را هم جستجو كرد. باز هم چيز بدرد بخوري پيدا نكرد. سپس براي تمام همكارانش پست الكترونيك فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يكي دو نفر هم گپ (chat) زد ولي آنها هم نتوانستند كمكي كنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار كرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد.

برنامه‌نويس بعد از كمي مكث، او را تكان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»

مهندس دوباره بدون اينكه كلمه‌اي بر زبان آورد دست در جيبش كرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد.

منبع خبر