بانک زمان

 

بانک زمان

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید که همه پولهای آن را خرج کنید . چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود .

در این صورت شما چه خواهید کرد؟! البته که سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید . هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم : بانک زمان .......

هر روز صبح در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ثانیه اعتبار ریخته می شود و آخر شب این اعتبار به پایان می رسد . هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود .........

ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده  می داند

ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا می آورد می داند

ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند

ارزش یک ساعت را عاشقی که در انتظار معشوق است می داند

 ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جامانده می داند

ارزش یک ثانیه را ان کسی که از تصادفی مرگبار جان به در برده می داند

هر لحظه گنج بزرگی است ... گنجتان را مفت از دست ندهید . باز به خاطر آورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند .

منبع خبر




جای پای کیست؟

 

شبی از شبها مردی خواب عجیبی دید.او دید که در عالم رویا پا به پای خداوند روی ماسه های ساحل دریا قدم می زند و در همان حال در آسمان بالای سرش خاطرات دوران زندگی او به صورت فیلمی در حال نمایش است و او که محو تماشای زندگی اش بود ناگهان متوجه شد که گاهی فقط جای پای یک نفر است و آن هم وقت هایی است که او دوران پر از درد و رنج زندگی اش را طی کرده است .

بنابراین با ناراحتی به خدا که در کنارش راه می رفت رو کرد و گفت :

" پروردگارا ! تو فرموده بودی که اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد . پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگی ام فقط جای پای یک نفر وجود دارد ؟ چرا مرا در لحظاتی که سخت به تو نیاز داشتم تنها گذاشتی ؟ "

خدا لبخندی زد و گفت : " بنده عزیزم ! من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام . زمان هایی که در رنج و سختی بودی من تو را روی دستانم بلند کرده بودم که به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی "

منبع خبر




خدا وجود دارد ؟؟؟؟  

 

خدا وجود دارد ؟؟؟؟ (صحبت هاي دوقلو ها درون شكم مادر)

dadashi333445567داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟****آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟****
-****
-****
-****نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک روشنفکرم****مگه تا حالا مامانو دیدی؟

 وصف حال ماست در اين دنيا ميگيم خدا هست؟ نيست؟

آخرتي هست ؟ نيست ؟

حساب و كتابي هست؟ نيست؟

چند لحظه تفكر...!

منبع خبر

یک نکته از تفاوت بی حجاب و با حجاب

 

اصن فکر کن قیامت نباشه و دین و نماز و روزه و حجاب و ... حرف آخوندا باشه....

تفاوت یه خانم بی حجاب با یه خانم محجبه چقدره؟... نیم کیلو

یعنی این خانم 80 کیلو ه، یه نیم کیلو هم حجاب داره، میشه 80.5 کیلو... :)

حالا اگه قیامت نباشه.... تمام ضرر این خانم اینه که نیم کیلو اضافه وزن تحمل کرده...
ولی اگه قیامت وجود داشته باشه، تو چقدر ضرر کردی؟

منبع خبر

نگاههای مختلف به نقش یهودیان در تاریخ ایران

 

هخامنشیان یا یهودیان؟ - بررسی تحریف تاریخ ایران به وسیله یهود

تاریخ ایران هفت هزار سال و بیشتر است ولی حدود پنج هزار سال ان مفقود است ...


تمام تاریخ هخامنش تحریفاتی است که سرچشمه ان از حمله سهمگین بخت النصر به یهود بوده که یهودیان چنان تارو مار شدند که به زمان بردگی در مصر افتادند و چندی بعد همون یهود که برخیشون به ایران کوچ کرده بودند با بقایای ثروت خود هخامنشیان را در ایران روی کار اوردند یعنی قومی که از قفقاز به ایران امده بودند و ایرانی و یا اریایی نبودند هخامنش در اصل قفقازی هستند و از شوروی به ایران یورش بردند

و چنانچه امروز امریکا را برای حمله به عراق روانه جنگ کرد یهود در 2500 سال پیش هم کوروش را راهی جنگ در بابل کردند یعنی همین منطقه عراق و در تاریخ اینگونه اوردند که کوروش یهودیان را نجات داد در صورتیکه حمله ای انتقام جویانه بود و برای رهایی ثروتهای یهودیان بوده

براستی هخامنشیان که بوده اند ایا واقعا تاریخ ایران از 2500 سال پیش شروع میشود
ایران تاریخی هفت هزار ساله دارد چرا فقط از دوهزارو پانصد سال پیش گفته میشود؟
ایران واقعی دارای یک تمدن کهن هفت هزار سالة بسیار پیشرفته و انباشته از آثار کهن هنری و صنعتی است؛ ولی در اسناد تاریخی موجود، تمدن ایرانی از دوهزار و پانصد سال پیش و از ظهور سلسلة هخامنشی آغاز و تعریف می‌شود و در خلال آن مدعی می‌شوند که ظهور هخامنشیان با اهدای آزادی، نیک‌اندیشی و حقوق بشر برای ایرانیان و حتی جهانیان، برابر است و به‌طور غیرمستقیم القاء می‌کنند که ایرانیان و مردم شرق میانه پیش از ظهور هخامنش ، وحشی، نادان، متجاوز و از این قبیل بوده‌اند

یعنی همینکه الان و ملت فعلی ایران را نادان جاهل تروریست و متجاوز و بزه کار میخوانند قبل از هخامنش را هم همینطور میخوانند.


به‌سادگی ولی با استحکام می‌توان اثبات کرد که درپی ظهور و تسلط سلسله غیر ایرانی هخامنشی بر ایران کهن ده‌ها تمدن و تجمع در ایران و شرق میانه نسل‌کشی کامل شده‌اند و رشد ملی در این سرزمین و منطقه متوقف شده است. کنکاشی مختصر در تاریخ 1200 ساله ایران پیش از حمله اعراب گواهی می‌‌دهد که در سراسر آن دوران، هیچ اثری از حضور اندیشه و عمل ملی در حوزه‌های اقتصاد، سیاست و فرهنگ دیده نمی‌شود. مردم ایران کهن، این دوران دراز را در اختفای عمومی به‌سر برده‌‌اند و چنین است که ایرانیان تا سدة دوم پس از حمله اعراب از معرفی حتی یک چهره جهانی در تمامی رده‌های حکمت باستان عاجز می‌مانند و اسناد فرهنگی جهان حتی یک برگ مکتوب را، که از سوی ایرانیان به فرهنگ بشری افزوده باشد، نمی‌شناسد.
مغولان به‌رغم اعمال بیشترین خشونت و خون‌ریزی در سراسر مسیر خود، بارها با مقاومت ملی، مردمی و حتی فردی روبه‌رو بوده‌اند؛ درحالی‌که اعراب با نیرو و تجربه ناچیز نظامی، بدون برخورد با مقاومت ملی از سراسر ایران گذشته‌اند. تنها پس از اسلام و با فروپاشی نظام سلطه‌های بیگانه است که ملل پامال شده و مغلوب ایران کهن، بار دیگر جان می‌گیرند و در کم‌تر از سه سده در عرصه‌های گوناگون سیاست، ادب، اقتصاد و علوم، نام‌آورانی به فرهنگ جهان عرضه می‌کنند.
مجموع نظریه‌‌ها و نشانه‌های برشمرده که به تفصیل در کتاب «دوازده قرن سکوت» آورده شده است، آشکار می‌‌کند که بومیان ایران کهن، بازمانده گسترش یافته نخستین تجمع‌های پارینه و نوسنگی بوده‌اند و هخامنشیان را باید تنها قوم مهاجر از استپ‌های میانی روسیه بدانیم که زمان ظهور نخستین نشانه‌های حضور آن‌ها در این سرزمین، سراسر خطه و نجد ایران، در اشغال دیگر تمرکز‌های دیرینه‌تر انسانی با تولید و تمدن و فرهنگی متعالی بوده است.

فقط در پوریم نسل کشی ایرانی نشده بلکه خود هخامنشیان هم تا روی کار امدند تمام مملکت ایران بدست یهود قتل عام شد و هخامنش را مایه افتخار ایران نوشته اند در تاریخ.
تاریخ ایران هفت هزار سال و بیشتر است ولی حدود پنج هزار سال ان مفقود است
حمله سهمگین بخت النصر در اورشلیم و نابودی یهود تراژدی هخامنش را قرنهاست که بر ایران روا داشته وکسانیکه دین را عقب ماندگی میدانند و خود را دانشمند و روشنفکر چون کودکی سالها و قرنهاست که اسیر بازی تاریخی یهود و صهیونیست هستند
واما دشمنی دیرینه هخامنش با ایرانیان
بطوریکه گفته شد هخامنشیان از قفقاز و شوروی بودند و دشمنی انها با ایرانیان به بسیار قبل برمیگردد زمانی که زردتشت بدست یک تورانی در معبدی در بلخ کشته شد پس از حمله ای سریع که تورانیان به بلخ کردند چون پادشاه بلخ که ان زمان هنوز جزو ایران بود برای مدتی از بلخ بیرون رفته بود و تورانیها حمله ای برق اسا به پادشاهی عظیم بلخ کردند.
و اما اینکه توران کجاست ؟
توران را الان هم نواحی عظیمی از روس و نواحی بسیاری از ایتالیا میدانند
هخامنش از روس بود و اسکندر مقدونی از ایتالیا و هر دو خونخوارانی بودند که به ایران امدند و بدست هم نابود شدند.

منبع خبر

دلایل گرایش ایرانیان به قیام عاشورا "

 

دلایل گرایش ایرانیان به قیام عاشورا 

کمترکسی در ایران یافت می شود که در طول زندگی خویش در ماه محرم به یاد مظلومیت حسین و یارانش عزا داری نکرده باشد ، حتی آنانی که در طول زندگی به خاطر تحصیلات یا شرایط محیطی گرایشات ضد مذهبی یافته اند . در کودکی نوحه ای خوانده اند یا زنجیری زده اند و حداقل در مراسم سینه زنی شرکت کرده اند و اگر در هیچ نوع مراسمی شرکت نکرده باشند حداقل هیجان و شور مراسم های محرم آنان را بعنوان تماشاگر جلب نموده است و یا لقمه ای از طعام نذری امام حسین تناول کرده اند.

به جرأت می توان گفت که مراسم های دهه اول محرم از پرشور ترین فعالیت های اجتماعی و مذهبی در جامعه ایران به شمار می روند که در صد مشارکت اجتماعی و فردی را حتی از ماه رمضان و دیگر اعیاد مذهبی و ملًی نیز بالاتر نشان می دهد . چه خاصیتی در قیام عاشورا است و چه جاذبه ای در شهادت امام حسین که این گونه مردم ایران را انقلابی به حرکت وا می دارد ، چهره جامعه دگرگون ، فعالیت های انسانی پویاتر ، نوع دوستی ، و حس مشارکت را ارتقاء و نشاط اجتماعی را در سایه عزاداری برای حسین بیشتر می نماید.


علاقه به  خاندان علی با عشق به حسین و یاران شهیدش تبلوری دیگر می یابد . گویا عشق دیدار کربلا از نفس مادران به فرزندان منتقل می شود و عزاداری برای حسین از پدران به پسران به ارث می رسد. چرا حسین (ع) بعنوان سمبل آزادگی ، رشادت ، ظلم ستیزی و مظلومیت در میان شیعیان مطرح گردیده است و نقش ایرانیان در به وجود آمدن این احساس ریشه دار چه بوده است ؟

دهن کجی به اعراب و  تشکیل قیام های ضد حکومتی

قدرت و شوکت باستانی ایران به یکباره آماج حمله اعراب قرار گرفت . ایرانیان در تاریخ همیشه به اعراب به دیده تحقیر می نگریستند و آنان را جماعتی بیابانگرد ، بی تمدن ، متعصب ، خرافاتی ، سوسمار خور و وحشی می دانستند . اعراب در سایه آیین تازه محمد به چنان قدرتی دست یافتند که در مخیله ایرانیان خطور نمی کرد . جامعه ملوک الطویفی شبه جزیره عربستان که مدام در جنگ وستیز بی پایان به سر می بردند و خدایان سنگی را می پرستیدند . به همت پیام تازه محمد (ص) به چنان وحدت ، بسیج نیرو و قدرت ایمانی دست یافتند که دست نیافتنی ترین رویاهای اعراب جامعه عمل برتن نمود . غرور ایرانیان در شکست های قادسیه ، مدائن ، شوش و نهاوند جریه دار گردید و مقاومتهای غیر منظم نیز نتوانست از گسترش نفوذ تازیان بکاهد .گنجهای خسروی به غارت رفت و ثروت ایرانیان به عنوان غنیمت راهی عربستان گردید . خلیفه عمر با دست خود جواهرات و سنگهای قیمتی درفش کاویانی را جدا کرد و چرم پیشبند کاوه نامدار را به آتش افکند . ایرانیان یا اسلام را پذیرفتند و یا بر دین پدران خویش باقی ماندند و به پرداخت جزیه و تحمل حقارت مجبور گردیدند و عده ای نیز جلای وطن کردند و راهی هند و آسیای شرقی شدند.

با حاکم گردیدن بنی امیه کار بر ایرانیان دشوار تر گردید . بنی امیه  عجم را حقیر تر از عرب می انگاشتند و تفکر برتری قوم عرب و " سیادت عرب " را  رواج می دادند  از نگاه بنی امیه ، ایرانیان موالی یا بنده  بودند.محروم شدن ایرانیان از حقوق اجتماعی و فردی  کمترین نتیجه این تعصبات بود. این تحقیرها سبب ایجاد عقده های روانی ، رواج نفرت و کینه شدید نسبت به اعراب حاکم وگسترش تمایلات پنهان بر ضد اعراب گردید. دست داشتن یک ایرانی در قتل عمر بن خطاب در سال 25 هجری قمری از اولین جلوه های ظهور نفرت  ومیل به انتقام بود. سابقه نیکوی خلافت کوتاه علی و حکومت سلمان فارسی در ایران ازیک طرف و ظلمی که بنی امیه در خصوص خاندان علی اجرا نمود ازسویی دیگر ، موجبات گرایش ایرانیان به خاندان علی را بیشتر کرد.

قیام مظلومانه و اصلاح طلبانه حسین و یارانش در سال 61 ه. ق علیه دستگاه فاسد اموی، قتل عام شقیانه عاشورا، افشاگری های زینب و دیگر اسراء قیام، مظلومیت شهدا و اهداف آزادی خواهانه و ظلم ستیزانه حسین ؛ موجبات گرایش شدید ایرانیان به شیعه آل علی را فراهم آورد.   

تقریباً در تمام قیام هایی که به خونخواهی فاجعه کربلا روی داد، رد پای ایرانیان را می توان یافت. قیام توابین، قیام مختار، قیام زیدیه از نمونه این قیام هاست که در پوشش حمایت از حسین و به خونخواهی از وی بر پا گردید. حتی یحیی بن زید از خراسان به عنوان پایگاه قیام سودبرد. نفرت از خاندان اموی و اعراب در قیام سیاه جامگان ابومسلم آشکارانه نمودارمی گردد و دودمان امویان را در هم می پیچد. ایرانیان با حمایت از ابومسلم و یارانش رویای خروج از سلطه اعراب را در سر می پروراندند و رویای حکومت آل هاشم با قدرت یافتن آل عباس آنها را به آینده امیدوار می ساخت. ولی قتل ابومسلم به دست منصور عباسی حماسه ای دیگر را در تاریخ ایران در راستای شهادت حسین می آفریند و این گونه قیام های جدیدی را موجب می شود که رنگ وروی ملًی نیز می یابند؛ قیام سنباد و قیام استاذسیس دنبال رو حرکت هایی بود که به اعتراض از حکومت خلفای عباسی به وجود آمد.

اگر ابومسلم در قدرت یافتن آل عباس نقش آفرینی کرد، یک ایرانی دیگر به نام خواجه نصیرالدین طوسی تأثیر بسیاری در هلاکوخان گذاشت تا سی و هفتمین خلیفه بنی عباس را پس از فتح بغداد به قتل رسانیده و سلسله عباسیان را منقرض نماید. در طول حکومت عباسیان ایرانیان دلیران بسیاری را توسط اعراب از دست دادند؛ بابک، مازیارو افشین قربانی آرزوهای جاه طلبانه یا رویاهای عرب ستیزانه خود شدند. با این وجود ایرانیان در بسیاری از ارکان حکومت عباسیان نفوذ بسیاری یافتند و خاندان هایی نظیر برامکه و آل سهل تا مقام وزارت رسیدند. و سرانجام قربانی ترس خلفای عباسی از قدرت و نفوذ خود گردیدند. تا جایی که معتصم عباسی بسط نفوذ ترکان را برای مقابله با رشد روز افزون نفوذ ایرانیان ضروری دانست. غافل از اینکه رقابت دو نژاد ، قدرت خلفا را به مرور کاهش خواهد داد.

در تمام این سال ها ایران پناهگاه و مأمن امنی برای پیروان آل علی و فرزندان حسین محسوب می شد تا به تبلیغ علیه حکومت بپردازند. شیعیان در اکثر نقاط ایران دارای پایگاه گردیدندو سازماندهی علیه آل عباس را به وجود می آوردند. مأمون – خلیفه عباسی ـ با تغییر پایتخت به خراسان و اعطای عنوان ولایتعهدی به امام رضا در صدد کنترل شیعیان ایران بر آمد. ایرانیان از آن جا که شهربانو ـ دختر یزد گرد سوم ـ به همسری امام حسین در آمده بود، فرزندان حسین را نژادی ایرانی ـ عرب می دانستند تا حس ملًی گرایانه خویش را نیز ارضاء نمایند. و ازآن جا که فرزندان حسین در اغلب مواقع به عنوان مخالفین حکومت مطرح بودند، با آغوش باز از آنها استقبال می کردند و از اینرو سادات ارج و قربی در ایران یافتند.

گروههایی از شیعیان نظیر اسماعیلیه نیز مبارزات چریکی و مسلحانه منظمی علیه عباسیان نه تنها در ایران بلکه تا لبنان و مصررا ترتیب دادند.  به تدریج حکومت هایی  داخل قلمرو خلیفه عباسی و در جای جای ایران شکل گرفتند که قدرت خلیفه را تنها در حد رهبر معنوی می پذیرفتند و اغلب حکومتی مستقل داشتند.طاهریان، صفاریان ، دیلمیان و غزنویان هر کدام به نحوی زمینه افول و نزول عباسیان را فراهم آوردند. حتی  صفاریان تا تسخیر بغداد مقر حکومتی عباسیان نیز پیش رفتند. هر چند ترکان سلجوقی به دلیل گرایشات مذهبی علیه حکومت های مستقل ایرانی و شیعیان قدرت یافتند و اغلب مورد تأیید خلفای عباسی بودند ولی چنان قدرتی یافتند و بر قلمرو وسیعی حاکم گردیدند که قدرت خلیفه عباسی را به حاشیه راندند. آل علی که الگوی آزادی خواهانه ای چون حسین را پیش رو داشتند و تحت نظارت شدید ارکان حکومت ؛ زندان ها ، تبعید ها و شهادت ها را تحمّل نموده بودند به عنوان رهبران معنوی قسمت بزرگی از ایرانیان در نجات از یوق ستم اعراب نقش به سزایی داشتند.

تخیل اسطوره ساز ایرانی

در تاریخ باستانی ایران فراوان اسطوره هایی یافت می شوند که مایه شوکت و جلال ایران و مسبب نابودی و خواری انیران بوده اند. همان طور که فرهنگ ایرانی به نظام استبدادی در طول تاریخ اخت گردیده است؛ اسطوره ها نیز نقش قابل ملاحظه ای را در فرهنگ ایران دارا می باشند و ایرانیان در حفظ ، نگهداری یا تمایل به ظهور اسطوره های جدید تلاش نموده اند.

اسطوره های حکومتی در ایران نظیر کیومرث ، تهمورث دیو بند و جمشید ؛ اسطوره های حماسی چون رستم ، گیو ، طوس و آرش کمانگیر و اسطوره های مظلومی که قربانی شرایط محیط، دسیسه دشمنان ، هوس پرستان و حاکمان فرومایه بوده اند نظیرسهراب ، سیاووش ؛ در فرهنگ ایرانی به وفور یافت می شوند.

خروج حسین به سوی کوفه به نشانه اعتراض به دستگاه حکومت اموی و شهادت مظلومانه وی و یارانش ، شقاوت سربازان یزید و حجاج بن یوسف، تشنگی کودکان و زنان در کربلا، شهادت علی اکبر و علی اصغر، شهادت قهرمانانه ابوالفضل عبّاس، حمایت دلیرانه حمزه ، اسارت اهل بیت حسین و... همگی مایه های ظهور  حماسه ای مذهبی در تاریخ را دارند. از این رو اسطوره ای مذهبی ظهور می نماید و تخیل ایرانی راه افراط و تفریط در بازگویی این واقعه را در پیش می گیرد. روایت های متناقضی که از واقعه عاشورا در طول سال های بعد رواج یافت، زاییده تخیل اسطوره سازی است که تلا ش دارد با بزرگ نمایی مظلومیت یارا ن حسین، محبّت به خاندان حسین و نفرت از اعراب را بیشتر نماید. این اسطوره سازی با محدویت های حکومتی در بزرگداشت عاشورا در سده های ابتدایی ،  قدرت بیشتری می یابد و با رواج رسومات خاص و گاهی منحرف نظیر قمه زنی نه تنها زمینه فریب عوام و رواج خرافه پرستی را در جامعه به وجود می آورد ، بلکه ارزش و قداست قیام عاشورا و بزرگ ترین درس این قیام ، یعنی آزادگی را کم رنگ می سازد.

اسطوره سازی فوق با یافتن ریشه ایرانی برای فرزندان حسین از طریق شهربانو، حس جریحه دار شده غرور و تکبر ایرانی را التهام می بخشید و توهین ها  ونابرابریهای اولیه اعراب به موالی را کم رنگ می ساخت.

ایرانیان در اعصار مختلف ، وابسته به خوی استبدادی وتمایل به نیرو برتر داشته اند ودر عین حال شیفته آزادی خواهی و کسب نمادهای مبارزه علیه ظلم بوده اند ؛ در اعتقاد ایرانیان قدرت و حکومت تنها متعلق به خاندان برگزیده یا سلطنتی می باشد. از اینرو هر حکومتی که تغییر می کرد ، تلاش داشت تذکره ای برای خود از خاندان برتر گذشته دست و پا کند. یا نظیر کاوه آهنگر ، فردی اشرافی چون فریدون را برای سلطنت می یافتند. کیانیان خود را به پیشدادیان مرتبط می دانستند. و این گونه اغلب حکومت  های نو پا در ایران شاهی دلیر یا پهلوانی نامدار از گذشتگان را به عنوان ریشه اجداد خود کشف می نمودند.

اعتقاد به پیشینه یابی در آخرین سلسله شاهنشاهی ایران نیز مشهود بود. رضاخان پس از کودتا اسفند 1299 ه. ش با وجود نفرت از خاندان قاجار ، به سرعت زمینه مرتبط نمودن خود و طرفدارانش را به سلسله قاجار به وسله ازدواج با دختران بزرگان قاجاریه به وجود آورد. " توران امیر سلیمانی " اولین همسر اشرافی رضا خان بود که حتی قبل از کسب عنوان شاهی به عقد رضا خان درآمد. شاید فوزیه مصری نیز در راستای تحقق همین آرزو و داشتن عروسی از خاندان سلطنتی و ریشه دارجهان به عقد محمد رضا شاه درآمد. این اشراف پرستی در خوی ایرانی نهفته است و ناخواسته حس احترام و کرنش وی را بر می انگیزد. ازدواج امام حسین و شهربانو می تواند این حس ایرانی را نیز ارضاء نماید ، تاجایی که در روایت هایی حسین را داماد ایرانی لقب داده اند.   

نقش صفویه در بیان واقعه عاشورا

دکتر علی شریعتی تاریخ شیعه را به دو دوران تقسیم کرده است . از دیدگاه وی شیعه از سالهای اولیه اسلام تا تشکیل سلسله صفویه ، دارای حرکتی پویا ، انقلابی و رو به جلو بود و در دوران دوم با قدرت یافتن توسط صفویه شکل انقلابی خود را از دست داد و وارد حاکمیت گردید . شریعتی ده قرن ابتدایی را شیعه علوی و شیعه دوران دوم را به شیعه صفوی نامگذاری کرده است .

در واقع شریعتی تلاش دارد ثابت نماید مانند تمام مذاهب قدرتمند وقتی مذهب با حاکمیت عجین می شود در اوج قدرت و شوکت دچار رخوت و رکود می گردد . بر اساس فرضیه وی می توان استدلال کرد حتی صفویه با تئوری اروپائیان  در برابر قدرت عثمانی و بعنوان رقیب آنان قدرت گرفتند تا وحدت اسلامی که در دستگاه حکومت عثمانی بوجود آورده بود دچار اغتشاش نمایند . توهم چنین توطئه ای تمام تلاشهای شاه اسماعیل و بخصوص شاه عباس صفوی را در راستای اعتلای ایران ، استقرار شیعه بعنوان مذهب رسمی ، جنگ با دشمنان خارجی نظیر افغانها ، تاجیک ها و عثمانها و حتی جنگ با امپراطوری پرتغالی در بنادر جنوب ایران را مخدوش جلوه می دهد .

بی شک نباید از نقش گذاری صفویه در روند تاریخی شیعه در ایران چشم پوشی نمود. صفویان برای مقابله با اهل تسنن و حیثیت بخشیدن به شیعه رسوم و بدعت هایی را پایه گذاری نمودند، که در تاریخ شیعه نشانه هایی از آن مشهود نبود و گاهی در فرهنگ ملّی ایران نیز نشانه هایی از آن یافت نمی شد. مرقد امام حسین که چندین بار تخریب شده و به آب بسته شده بود، حال زیارتگاه رسمی شیعیان می شد و با زرین نمودن گنبد و زینت ضریح ، چهره ای تازه می یافت. حتی عنوانی برای زیارت کنندگان کربلا ، شبیه زیارت کنندگان کعبه به وجود آمد. کربلایی در کنار حاجی لقبی بود که برای شأن بخشیدن به بزرگان شیعه و زیارت قبور آنان اختراع گردید. شاعران تملق گوی دربار اکنون در مقابل شاهانی که خود را خاک آستان امام حسین می دانستند ، مجال فخر فروشی نداشتند. ارزش مدح ائمه اطهار ، امام حسین و یارانش از مدح شاهان پیشی گرفت.

عزاداری های جدید، زنجیر زنی ، تیغ زنی ، حمل نخل و جریده از آئین های مذهبی اروپای شرقی برای برگزاری مراسم عاشورا به عاریت گرفته شد و به سرعت مورد توجه ایرانیان قرار گرفت. حتی مکان هایی بدیع در کنار مساجد، تنها برای برگزاری مراسم های مذهبی و عزاداری برای ائمه اطهار و به خصوص امام حسین تأسیس گردید که تکیه نامیده شدند. در سال های بعد شبیه خوانی و تغزیه خوانی که خالی از نور روحانیت و نیایش راستین و تنها ابراز اندوه فراوان برای شهیدان کربلا بود ؛ رواج چشمگیری گرفت. بسیاری از خاطرات عامیانه یا تفسیر و تعبیر های مختلف دینی از قیام عاشورا در غالب نمایش های جالب و تماشایی شبیه خوانی به وجود می آمد که  بدون ظرافت مذهبی و دور از تز بزرگ شهادت ، اجرا می گردید.

شاعران مدیحه سرا رواج یافتند و شیعیان از زندگی در لاک اختفاء یا در محل های توهین آمیز نجات یافتند تا لذّت پذیرش رسمیت یافتن اعتقاداتشان را بچشند.

سود جویی دولتمردان از قیام عاشورا

عواطف پاک مردم ایران و عشق و علاقه ای که به حسین و فرزندان علی دارند و اهتمام و تلاشی که در برپایی یادبود و نکوداشت قیام عاشورا به خرج می دهند ، همیشه ابزار سوء استفاده قدرت طلبان و سود جویان را فراهم می آورد. تا با یاری جستن از این عواطف پاک به جلب نظر مردم و تحریک احساسات دینی پرداخته و در راستای کسب محبوبیت، قدرت و ثروت بکوشند. در واقع تاریخ معاصر ایران مملو از اقداماتی است که تشنگان زر و زور در جهت منافع شخصی و درظاهر عشق و ارادت به حسین و قیام عاشورا انجام داده و می دهند.

درباریان قاجار و هیأت دولت  هر سال در تکیه دولت مراسم عزاداری داشتند. اعیان و اشراف نیز به صورت جداگانه مراسم عزاداری و روضه خوانی برگزار می کردند. رضا خان نیز هر سال پس از کودتا به همراه قزاق ها در سینه زنی و تعزیه خوانی شرکت می جست و حتی میدان مشق را تزئین کرده به صورت حسینیه ای در می آوردند. یک بار هم در مراسم سینه زنی قزاق ها ، مردم شنیدند این شعر را که :

          اگر در کربلا قزاق بودی                            حسین بی یار و بی یاور نبودی     

رضا خان با تظاهر به دینداری ، بسیاری از رقیبان را از دور خارج ساخت. در اردیبهشت 1304 ه.ش دستور برگزاری مراسم مذهبی به وسیله ارتش را صادر نمود. و با این تبلیغات زمینه تاجگذاری خویش را فراهم آورد. وی در جشن تاج گذاری فروردین 1305 اعلام نمود: " این اقدامات به منظور حفظ اصول مذهب و تقویت پایه های دین ، مورد توجه خاص من بوده و ادامه خواهد داشت."  

محمد رضا شاه نیز جهت فریب مردم پس از کودتای 28 مرداد ، دستور ساخت ضریح برای حضرت زینب و مسلم بن عقیل در دمشق و کوفه را صادر می کند. و در زمان نخست وزیری زاهدی ضریح های فوق با تبلغات بسیارو روانه نمودن هیأتی بلند پایه نصب می گردند.

وجود عتبات عالیات و برگزاری مراسم مذهبی ، نقش موثر فراوانی درتاریخ ایران برجا نهاده اند. نقشی که روحانیت در مشروطه بازی می کند به پشتوانه پایگاه های مذهبی است که عاشورا آن را پررونق تر می سازد. تحصن هایی که به هجرت صغری و کبری انجامید ، اغلب در اماکن مذهبی شکل گرفت. نقش نیروهای مذهبی در ملّی شدن صنعت نفت، قیام 15 خرداد 1342 و انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 بر کسی پوشیده نیست در حالی که مهم ترین عامل اتحاد، بسیج نیروها و سازماندهی اقشار مختلف مردم در مراسم های پر شور مذهبی و مناسبت های عزاداری می باشد.

رهبر انقلاب فرموده اند: "انقلاب اسلامی ایران از آخرین برکات قیام عاشورا بوده است. "و امام خمینی نیز فرهنگ محرم و صفر را عامل بقاء و زنده ماندن اسلام می دانستند.

در دنیا از صدر تا قیامت ، همیشه دو نیرو در تقابل با یکدیگر بوده و خواهند بود. نیروهایی که در اعتقاد ثنویت آفریدگار در دین زرتشتیان نیز نمودعینی دارند. نیروهای اهریمنی که ستم کاران و دشمنان آزادی ، عدالت ، حقیقت و اعتلای انسانی در آن جا می گیرند و نیروهای اهورامزدایی و یزدانی که به ایده آل حق و حقیقت می اندیشندو آزادگی ، ایثار ، جوانمردی و راستی را دنبال می نمایند. این دو نیرو همیشه در مقابل یکدیگرند. حاکمیت اغلب با نیروهای اهریمنی است ، مگر باظهور سوشیانت  زرتشتیان و مهدی موعود شیعیان. آن زمان عدالت و برابری واقعی در دنیا برقرارخواهد شد. 

قیام امام حسین و یارانش علیه دستگاه فاسد جور و ستم زمان در راستای تحقق ایده آل نهایی بسیاری از ادیان الهی است و آرزوی تمام انسان های آزاد مرد جهان می باشد ، حتی اگر توان یا جسارت ابراز آن را نداشته باشند. از اینرو ست که شهادت حسین تأثر و تحسین تمام آزاد مردان ، حقیقت طلبان و عدالت جویان جهان و ایران را بر می انگیزد. و دوست و دشمن به آن به دیده احترام می نگرند.

 

منبع خبر

چینی‌ها هم «حلال خور» شدند

 
چینی‌ها هم «حلال خور» شدند
 
کیفیت عالی و سلامت بالای سفره اسلامی سبب شده است تا غذاهای اسلامی در چین بر سر سفره بسیاری از چینی ها از جمله غیرمسلمانان دیده شود.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، همین چند هفته پیش بود که پنجمین نمایشگاه بین‌المللی مواد غذایی و محصولات حلال چین در مركز نمایشگاه‌های بین‌المللی شین خای در شهر شینینگ افتتاح شد و در این نمایشگاه كه بزرگ ‌ترین نمایشگاه بین‌المللی محصولات غذایی حلال در چین است، بیش از ۸۰۰۰ شركت چینی و خارجی از ۳۵ كشور مشاركت داشتند.

یکی از نکات قابل توجه برای مسلمانان، توجه این کشور غیراسلامی به غذاهای حلال است. البته چین ۲۲ میلیون مسلمان زندگی می کنند اما فارغ از این میزان مسلمان، در این کشور بازارهای بزرگ غذاهای اسلامی وجود دارد.

نیاز روزافزون بیش از ۳/۱ میلیارد نفر مسلمان به غذای حلال نیز باعث رشد سالیانه این تولیدات شده و آینده ‌ای روشن را برای این صنعت رقم زده است و نه تنها مسلمانان، بلكه ملیت‌های دیگر نیز به غذای حلال اتكا دارند.

بر اساس آخرین آمارهای رسانه های چینی، افزایش گرایش چینیها به غذاهای اسلامی و حلال در این کشور بسیار قابل توجه است. کیفیت عالی و سلامت بالای سفره اسلامی سبب شده است تا غذاهای اسلامی در چین بر سر سفره بسیاری از چینی ها از جمله غیرمسلمانان دیده شود.

بازار غذاهای اسلامی در چین از بازارهای پررونق در این کشور به شمار می آید که نشان دهنده امکان استفاده از این قابلیت برای معرفی دیگر جاذبه های اسلام به صدها میلیون نفر از مردم این کشور است.
 

۲۹ نکته در نامه‌ای از امیرالمؤمنین(ع) به عالمان دینی

۲۹ نکته در نامه‌ای از امیرالمؤمنین(ع) به عالمان دینی

دین - نفس خویش را در عبادت فریب ده (همان‌گونه که اطفال را با وعده وعیدها به خیر و صلاح می‌کشانند) و با آن مدارا کن و مجبورش مساز و در وقت فراغت و نشاط او را به‌کارگیر، مگر در واجبات که چاره‌ای از انجام آن و پی‌گیری آن در وقت آن نیست.

نامه‌ای از امیرالمؤمنین(ع)به همه عالمان دینی

یکی از سنت‌های زیبا و سودمند که در گذشته بیش‌تر مورد توجه بود، سنت توحید و رهنمودهای چاره‌ساز به صورت مکاتبه و نامه است که بزرگان، برای ره‌جویان در موقع نیاز و یا به درخواست آنان، بیان می‌کرده‌اند. این نوشته‌های مهم نقش ماندگاری برای مخاطب و آیندگان در پیمودن راه سعادت دارد.

یکی از همین نامه‌ها، رهنمودهای حکیمانه و حیات‌بخش امیر‌المؤمنین(ع)است که برای یار باوفای خویش حارث همدانی نوشته و نکات بسیار مهم و حساس را با بیان شیوا تذکر داده‌اند که می‌تواند ره‌توشه همه‌ی مسلمانان در همه عمر و به ویژه دست‌مایه‌ی عالمان دینی جهت هدایت معنوی مردم باشد، اینک به متن کلام نورانی آن حضرت توجه می‌کنیم:

1. به ریسمان قرآن چنگ بزن و از او خیرخواهی نما، حلال آن را حلال و حرام آن را حرام شمار.

2. به آن‌چه از حق در گذشته بود، تصدیق کن.

3. از حوادث گذشته دنیا برای باقی‌مانده‌ی آن پند گیر که پاره‌ی آن شبیه پاره‌ی دیگر است و پایان آن به آغازش می‌پیوندد و همه‌ی آن فانی و جدا‌شدنی است.

4. بزرگ دار نام خدا را به این‌که آن را جز بر حق به زبان نیاوری.
هرگز آرزوی مرگ مکن، مگر با تعهدی محکم (که مطمئن به رستگاری باشی).

5. مرگ و بعد از مرگ را فراوان یاد کن.

6. هرگز آرزوی مرگ مکن، مگر با تعهدی محکم (که مطمئن به رستگاری باشی).

7. بپرهیز از هر کاری که انجام‌دهنده آن، آن را برای خویش می‌پسندد و اما برای عموم مسلمانان ناخوشایند است.

8. بپرهیز از هر کار مخفی که از انجام آشکار آن شرم می‌شود، از هر کاری که چون کننده آن مورد سؤال قرار گیرد، انکار کند یا عذر خواهی.

9. آبروی خود را آماج تیر سخن (دیگران) قرار مده.

10. همه آن‌چه شنیده‌ای را به مردم بازگو مکن که همین برای دروغ‌گویی کافی است.

11. هر آن‌چه از مردم می‌شنوی تکذیب نکن که همین برای نادانی کافی است.

12. خشم را فرو نشان و به هنگام قدرت عفو کن و به هنگام خشم، بردبار باش، هنگام قدرت درگذر تا سرانجام برای تو باشد.

13. هر نعمتی را که خدا به تو ارزانی داشته، به خوبی نگه‌دار و هرگز هیچ نعمتی از نعمت‌های خدا را تباه مکن.

14. باید که نشان نعمت‌هایی که خداوند به تو ارزانی داشته، در تو دیده شود.

15. بدان که برترین مؤمنین، کسی است که در بذل جان و خاندان و مال برتر است، زیرا آن‌چه از خیر که پیش فرستی برای تو ذخیره شده می‌ماند و آن‌چه وانهی، سودش به دیگری می‌رسد.

16. از هم‌نشینی با افراد سُست‌رأی و بدکردار بپرهیز که هم‌نشین با هم‌نشین شناخته می‌شود.

17. در شهرهای بزرگ سکونت کن؛ زیرا که مرکز مسلمانان است.

18. از مکان‌هایی که محل غفلت و ستم است و یک‌دیگر را بر طاعت خداوند کم‌تر کمک می‌کنند بپرهیز.

19. نظر خود را تنها متوجه کاری کن که به سودت باشد.
خشم را فرو نشان و به هنگام قدرت عفو کن و به هنگام خشم، بردبار باش، هنگام قدرت درگذر تا سرانجام برای تو باشد.

20. بپرهیز از نشیمن‌گاه‌های بازارها که محل حضور شیطان و تعریض فتنه‌هاست (مردم ضعیف و بی‌کار، خود را با سخنان شیطانی سرگرم می‌کنند.)

21. به افراد پایین‌تر از خود زیاد توجه کن که از راه‌های شکرگزاری است.

22. در روز جمعه تا نماز جمعه نرفته‌ای، به سفر مرو، مگر برای راه خدا یا کاری که معذور باشی.

23. در همه کارهایت، خدا را اطاعت کن که اطاعت خداوند از همه چیز برتر است.

24. نفس خویش را در عبادت فریب ده (همان‌گونه که اطفال را با وعده وعیدها به خیر و صلاح می‌کشانند) و با آن مدارا کن و مجبورش مساز و در وقت فراغت و نشاط او را به‌کارگیر، مگر در واجبات که چاره‌ای از انجام آن و پی‌گیری آن در وقت آن نیست.

25. مبادا مرگ تو وقتی برسد که تو از خدایت گریزانی و دنبال دنیا هستی.

26. بپرهیز از هم‌نشینی با اهل گناه که بدی به بدی می‌پیوندد.

27. خدای را گرامی و بزرگ دار.

28. دوستان او را دوست دار.

29. از خشم بپرهیز که سپاهی عظیم از سپاه ابلیس است.

منبع : نهج‌البلاغه، نامه 69 -  حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سیدمحمد نجفی‌یزدی/عضو هیئت علمی مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) به نقل از سایت شفقنا

منبع خبر

مجری بي بي سي از حجاب زنان در لندن شوکه شد

 

مجری بي بي سي از حجاب زنان در لندن شوکه شد

image

خبرگزاری بين المللي وفا : مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی از زنان محجبه در لندن، خشم و تعجب خود را از رشد بی سابقه اسلام در این شهر ابراز کرد.

به گزارش خبرگزاری وفا ، در اخبار ویژه امروز روزنامه کیهان آمده است: «رعنا-ر» مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی که از یک واگن مترو شهر لندن از زنان محجبه گرفته، تعجب و خشم خود را از رشد زنان محجبه ابراز و سؤال کرده که آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟ او در فیس بوک نوشته که تنها زن بی‌حجاب آن واگن بوده است.

نظرات دوستان و همفکران این مجری رسانه انگلیسی نیز که از کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی هستند در مورد این عکس نیز بسیار جالب و خواندنی است؛ دوستان این کارمند وطن فروش ملکه انگلیس با ابراز همدردی با وی نوشتند که در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا نیز زنان مسلمان و محجبه بسیاری را می‌بینند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران فردی از هلند نوشته است: «سوار یک تراموا در آمستردام بشین، به عین خواهید دید، شاید 80 درصد محجبه هستند!»

منبع خبر

بازتاب خودداری ورزشکار ایرانی از مصافحه با همسر شاهزاده انگلیسی  

 
بازتاب خودداری ورزشکار ایرانی از مصافحه با همسر شاهزاده انگلیسی 
 

image

خبرگزاری بین المللی وفا ، خودداری ورزشکار ایرانی از دست‌دادن با همسر شاهزاده انگلیسی به هنگام دریافت نشان نقره، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های انگلیسی داشت.


به گزارش خبرگزاری بین المللی وفا ، «مهرداد کرم زاده» نماینده پرتاب دیسک کشورمان در رقابت‌های دوومیدانی پارالمپیک 2012 لندن روز یک شنبه توانست با رکورد 44 متر و 62 سانتی متر به مدال نقره دست پیدا کند.

کرم‌زاده در مراسم اهدای مدال  که توسط «کترین میدلتون» همسر شاهزاده ویلیام انگلیسی برگزار شد از دست دادن با وی خودداری کرد که این موضوع بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های انگلیسی و جهان داشت.

روزنامه دیلی‌میل انگلیس نوشت: ورزشکار ایرانی از دست  دادن با دوشس کمبریج (لقب کترین میدلتون) در هنگام اهدای نشان نقره به وی خودداری کرد.

این روزنامه در ادامه با اشاره به اینکه میدلتون به گرمی از سوی برندگان مدال طلا از بریتانیا و برنز از چین مورد استقبال قرار گرفت، افزود: اما هنگامی که نوبت کرم‌زاده برای دریافت نشان نقره رسید، این ورزشکار 40 ساله از دست دادن با میدلتون خودداری کرد و تنها دست‌هایش را بر روی سینه گذاشت.

دیلی‌میل تصریح کرد این رفتار ورزشکار ایرانی به دلیل عرف فرهنگی (احکام شرعی) بوده که تماس بدنی بین مرد با زن نامحرم را ممنوع می‌کند.

این روزنامه افزود: کترین میدلتون نیز دراینباره توجیه شده بود و هنگام اعطای نشان نقره، از بلندکردن دست خود به سمت کرم‌زاده خودداری کرد.

همچنین سایر روزنامه های انگلیسی از جمله «گاردین»، «دیلی تلگراف» و «اکسپرس» نیز با درج تصاویری از مراسم اهدای مدال به بازتاب خبر دست‌ندادن کرم‌زاده با همسر شاهزاده انگلیسی پرداختند.

 

 

 

اوقات شرعی مینودشت /اوقات شرعی شهر شما چیست؟

اگر میخواهید اوقات شرعی شهر خود را ببینید روی اوقات شرعی  کلیک کنید
 

 

  درجه دقیقه ثانیه نیم کره
طول جغرافیایی
عرض جغرافیایی
زمان محلی
وقت تابستانی


جهت قبله
     
درجه: 44 از جنوب (جهت عقربه ساعت)

  ادامه ومنبع اطلاعات  

نظر ۷ مرجع درباره مقدار زکات فطره

نظر ۷ مرجع درباره مقدار زکات فطره

دین - دفاتر آیات عظام سیستانی، وحید خراسانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، موسوی اردبیلی، سبحانی و شبیری زنجانی نظر خود را درباره زکات فطره و کفاره اعلام کردند.

 نظر مراجع تقلید درباره میزان فطریه و کفاره به این شرح است:

دفتر  آیت‌الله سید علی حسینی سیستانی اعلام کرد که میزان زکات فطریه برای هر نفر سه کیلوگرم گندم است که مبلغ ریالی آن برابر است با حداقل 2500 تومان و میزان کفاره (یک مد طعام) 750 گرم نان، آرد یا ماکارونی است که معادل ریالی آن 10 هزار ریال برابر با یک هزار تومان است.
دفترآیت‌الله‌ حسین وحید خراسانی اعلام کرد، میزان زکات فطریه 2500 تومان و میزان کفاره(یک مد طعام) 750 گرم گندم است که معادل ریالی آن برابر است با 10 هزار ریال برابر با یک هزار تومان.
دفتر آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی،زکات فطره را سه کیلیو گرم گندم یا سه کیلوگرم برنج متناسب با قوت غالب افراد و معادل 2100 تومان برای قوت غالب گندم ذکر کرد.
دفتر آیت‌الله نوری همدانی نیز میزان فطریه را 2500 تومان و میزان کفاره (یک مد طعام) را 700 تومان اعلام کرد.
دفترآیت‌الله ناصرمکارم شیرازی اعلام کرد، اگر قوت غالب مومنین و روزه داران گندم باشد، باید به ازای هر نفر مبلغ 2500 تومان به عنوان زکات فطره پرداخت کنند.
دفتر آیت الله سبحانی اعلام کرد که زکات فطره برای هر نفر با قوت غالب گندم، 2500 تومان و کفاره در موارد عمدی 4200 تومان و در موارد غیرعمدی 700 تومان است.
دفترآیت الله شبیری زنجانی اعلام کرد که زکات فطره بر اساس قوت غالب گندم معادل 2800 تومان و کفاره عذری معادل 700 تومان است.

منبع خبر

اعلام میزان فطریه از سوی آیت الله مکارم شیرازی

اعلام میزان فطریه از سوی آیت الله مکارم شیرازی

دین - مسئول دفتر آیت الله مکارم شیرازی، میزان فطریه امسال از نظر این مرجع تقلید را اعلام کرد.

ترابعلی دولتمند با اشاره به نزدیک شدن به روزهای پایانی ماه ضیافت الهی و اهمیت پرداخت زکات فطریه، گفت: بر اساس نظر آیت الله مکارم شیرازی، زکات فطره بر مبانی قوت غالب محاسبه می شود.
وی ادامه داد: بر اساس نظر این مرجع تقلید، اگر قوت غالب مومنین و روزه داران گندم باشد، می بایست به ازای هر نفر مبلغ 2500 تومان به عنوان زکات فطریه پرداخت کنند.
دولتمند اضافه کرد: همچنین بر اساس نظر ایشان میزان فطریه افرادی که قوت غالب آنان برنج باشد، مبلغ 7 هزار تومان برای هر نفر تعیین شده است.
مسئول دفترآیت الله مکارم شیرازی در پایان خاطرنشان کرد: با توجه به نظر این مرجع تقلید، پرداخت زکات فطره ضامن سلامتی انسان است.

منبع خبر

آیا میدانیدها واطلاعات جالب از قرآن

 بزرگترین سایت فرهنگی و تفریحی ایرانیان |Funshad.com

  آیا میدانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است

آیا میدانید : تعداد ۵۰۹۸ محل وقف در قرآن وجود دارد

آیا میدانید : تعداد ۳۹۵۸۶ عدد کسره در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید : تعداد ۱۹۲۵۳ عددتشدید در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید : بهترین نوشیدنی که در قرآن ذکر شده ( شیر ) می باشد

آیا میدانید : بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده ( عسل ) می باشد

آیا میدانید : بزرگترین عدد در سوره صافات آیه ۱۴۷ آمده که صد هزار می باشد.

آیا میدانید : کمترین حرفی می در قرآن بکار رفته حرف ( ظاء) می باشد

آیا میدانید : بزرگترین سوره قرآن دارای ۲۵۵۰۰ حرف می باشد

آیا میدانید : تعداد کلمات سوره تکویر برابر با تعداد سوره های قران است

آیا میدانید : سوره اخلاص به نسب نامه خداوند معروف است

آیا میدانید : سوره حمد دوبار بر پیامبر نازل شده یکبار در مکه و یکبار در مدیه

آیا میدانید : سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است

آیا میدانید : در سوره نساء به قوانین ازدواج اشاره شده است

آیا میدانید : آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت نمود آیه ۹ سوره کهف می باشد.

آیا میدانید : در آیه ۶ سوره مائده مراحل وضو بیان شده است

آیا میدانید : حضرت سلیمان نخستین شخصی بود که بسم الله الرحمن الرحیم نوشت.

آیا میدانید : حضرت موسی (ع) داماد حضرت شعیب (ع) بود

آیا میدانید : حضرت ادریس (ع) اولین شخصی بود که لباس دوخت و خط نوشت

آیا میدانید : پرنده ای که در دربار حضرت سلیمان (ع) خدمت می کرد (هدهد) نام داشت

آیا میدانید : به حیوای که از طرف خدا وحی شد زنبور بود (آیه ۶۸ یوره نحل)

آیا میدانید :صحیفه سجادیه به خواهر قرآن معروف است

آیا میدانید : رودکی، ناصرخسرو و حافظ شاعرانی بودند که در نوجوانی حافظ کل قرآن بودند.

آیا میدانید : سلمان فارسی اولین شخصی بود که سوره حمد را به زبان فارسی ترجمه کرد.

آیا میدانید : استاد محمود خلیل الحصری اولین کسی بود که قرآن را به روش ترتیل خواند.

آیا میدانید : قران دارای ۱۱۴ سوره است

آیا میدانید : قران دارای ۳۰ جزء است

آیا میدانید : قران دارای ۱۲۰ حزب است

آیا میدانید : قران دارای ۶,۲۳۶ ایه (نشانه) است

آیا میدانید : قران دارای ۷۷,۷۰۱ کلمه است

آیا میدانید : قران دارای ۳۲۳,۶۷۱ حرف است

آیا میدانید : قران دارای ۹۳,۲۴۳ فتحه است

آیا میدانید : قران دارای ۳۹,۵۸۶ کسره است

آیا میدانید : قران دارای ۴,۸۰۸ ضمه است

آیا میدانید : قران دارای ۱۹,۲۵۳ تشدید است

آیا میدانید : قران دارای ۳,۲۷۲ همزه است

آیا میدانید : قران دارای ۱,۷۷۱ مد است

آیا میدانید : قران دارای ۱,۰۱۵,۰۳۰ نقطه است

آیا میدانید : قران دارای ۵,۰۹۸ وقف است

آیا میدانید : قران در ۲۳ سال بر پیامبر نازل شد

آیا میدانید واطلاعات جالب قرانی کلیک کنید

روانشناسی حکیمانه امام سجاد در دعای ابوحمزه

شرح دعای ابوحمزه ثمالی/16

روانشناسی حکیمانه امام سجاد در دعای ابوحمزه

دین - شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی/گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارک رمضان که عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است.

در نوبت قبل اشاره شد که وجود مبارک امام سجاد سلام الله علیه حال نیایشگر را چنان ترسیم می‌کند که دعا کننده عرض می‌کند : پروردگارا ! من نه تنها تو را معصیت کردم، هم به جلالت و عظمت تو آگاه بودم، و هم برای معصیت رشوه می‌دادم، و هم از پرداخت رشوه‌های سنگین دریغی نداشتم

این نسخه‌ای که آمده است:

"وَ أعطَیتُ عَلی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی."
چند سبک نقل شده است؛ یکی این که: اَعطَیتُ عَلَی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی، یعنی من نه معصیت‌های خدای جلیل و بزرگوار رشوه می‌دادم! که این یک نقصی است روی نقص قبلی؛ انسان با اعتراف به جلالت خدا او را معصیت می‌کند که بر معاصی خدای جلیل رشوه می‌دادم. برخی از نُسخ این چنین آمده است که: اَعطَیتُ عَلی جَلیلِ المَعاصی الرِّشی. من بر آن معصیت‌های بزرگ رشوه می‌دادم.

برخی از نُسخ این چنین است: فَأعْطَیتُ عَلی مَعاصِی جَلیلَ الرُّشی، که هم رشوه‌های سنگین می‌پرداختم . به هر تقدیر چه نسخه اول یا نسخه دوم یا نسخه سوّم باشد، نیایشگر اعتراف می‌کند که خدایا! من نه تنها معصیت می‌کردم، بلکه برای پرداخت معصیت، مقدّمات معصیت را هم فراهم می‌کردم، یعنی رشوه می‌دادم تا گناه کنم؛ این نهایت فرومایگی را می‌رساند.

 آنگاه عرض می‌کند: ذات أقدس إلها! من در تمام این تبهکاری‌ها روی لِجاج و عناد نبود، روی ضعف بود. در جبهه جهاد درونی وقتی شهوت بر عقل غالب بشود یا غضب بر عقل غالب بشود، روی بیان نورانی امیرالمؤمنین سلام الله علیه که فرمود: کَمْ مِنْ عَقلٍ اَسیرٍ تَحتَ هَوَیً اَمیر (بحار الأنوار/ ج 66/ ص 410)،

یعنی در جهاد درونی گاهی هوس امیر می‌شود و عقل اسیر، من عقل‌ام امیر هوس شد! وقتی اسیرانه زندگی کردم، قهراً تن به تباهی دادم و برای این تباهی هم غرامت‌های سنگینی ارائه کردم.
آنگاه نوبت به (تَسویل) می‌رسد؛ وجود مبارک امام سجاد سلام الله علیه در این قسمت یک روانشناسی حکیمانه‌ای را ارائه می‌کند تا انسان نفس خود را و شئون و شُعب نفس را بشناسد و بداند هر پیشنهادی که در محضر او ارائه می‌شود از کدام شأن از شئون نفس است، گرچه نفس فِی وَحدَتِها کُلُّ الاُوس.

خلاصه آن تحلیل این است که انسان گرچه دارای شئون گوناگونی است، ولی اگر بتواند این شئون را رهبری کند، همه این شئون‌های ادراکی و تحریکی به امامت عقل او نماز جماعت می‌گذارند. یعنی در درون او یک قافله و یک کاروانی است به مدیریت عقل که در پیشگاه ذات أقدس إله کُرنش می‌کنند، نماز می‌خوانند، اطاعت می‌کنند به امامت عقل. یعنی هم نیروی ادراکی او به نام حس و خیال و وَهم به عقل نظر او اقتدا می‌کنند،

هم نیروی تحریکی او به نام شهوت و غضب در بخش‌های اراده و تصمیم و جَزم و عزم ما و مانند آن به عقل عملی او اقتدا می‌کنند و چون حقیقت گوهر انسانی جامع عقلین عملی و نظری است، در آن قلّه فرمانروائی و هِرم دستور دهی و عمارت آن عقل جامع قرار می‌گیرد که جوامع کَلِم به همان عقل داده می‌شود. آنگاه او امامت این قافله‌های علمی و عملی را به عهده دارد، یک کاروان علم و عمل به آن قلّه عقل جامع اقتدا می‌کنند. چنین کسی در جهاد اکبر پیروز است.
و اگر این توفیق نصیب کسی نشد، خطر از اینجا شروع می‌شود که انسان یک خواسته‌هائی دارد، هم در بخش‌های وَهم و خیال برخی از اندیشه‌ها نسبت به او معقول جلوه می‌کنند، هم در بخش‌های شهوت و غضب برخی از خواسته‌ها برای او محبوب و حقّ جلوه می‌کند.

شیطان به کمک این خواسته‌های درونی آنچه را که مورد علاقه انسان است، گرچه زشت است او را زیبا نشان می‌دهد، آنچه مورد انزجار و نفرت انسان است، یعنی نفرت شهوت اوست، در پیشگاه شهوت او یا در پیشگاه غضب او منفور است، او را زشت نشان می‌دهد. وقتی که زیبا را زشت و زشت را زیبا نشان داد در بخش عقل نظری، حقّ را باطل و باطل را حقّ و صدق را کذب و کذب را صدق می‌پندارد. در بخش‌های حکمت عملی حسن را قبیح و قبیح را حسن تلقّی می‌کند.

منبع خبر

ماجرای معراج پیامبر به آسمان هفتم/صخره ای که پیامبر از آنجا به آسمان رفت

ماجرای معراج پیامبر به آسمان هفتم/صخره ای که پیامبر از آنجا به آسمان رفت 

دین - 17 رمضان سالگرد معراج پیامبر اکرم(ص) است. یکی از معجزات علمی و عملی پیامبر اعظم(ص) که به تصریح قرآن کریم در سایه عبودیت آن حضرت رخ داده، «معراج» است. عروجی که در آن محمد (ع) خاک را در نوردید و فاتح افلاک شد.

در اولین آیه سورة اسرا و آیات هشتم تا هجدهم سورة نجم می توان اشاراتی را دربارة معراج مشاهده کرد. آغاز ماجرا در سورة اسرا چنین آمده است:

پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد که گرداگردش را پربرکت ساختیم، تا نشانه های خود را به او نشان دهیم. او شنوا و بیناست.

البته آن گونه که از روایات برمی آید معراج ضمن دو مرحله انجام شده است در مرحله اول همان گونه که در آیه فوق مشاهده کردیم ایشان را شبانه از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی سیر می دهند و پس از آن تا آسمان هفتم و تا جایی صعود می کنند که احدی جز خداوند متعال حضور نداشته است و تمام این ماجرا در بیداری بوده و بنابر نظر اکثر علمای شیعه با همین بدن جسمانی اتفاق افتاده و نه در خواب یا با روح زیرا معراج صرفاً روحانی فضیلت چندانی را برای ایشان اثبات نمی کند و چنان عظمتی را که مورد تأکید و روایات است بر نمی تابد.

مرحله دوم معراج در سورة نجم چنین توصیف شده است:

سپس [پیامبر(ص) در شب معراج] نزدیک و نزدیک تر شد، تا آنکه فاصله او [با مقام قرب خاص خدا] به اندازه طول دو کمان یا کمتر بود. در اینجا، خداوند آنچه را وحی کردنی بود، به بنده اش وحی کرد. آنچه را دید، انکار نکرد. آیا با او دربارة آنچه دید، مجادله و ستیز می کنید؟ و بار دیگر نیز او را نزدیک سدرةالمنتهی که بهشت جاویدان در آنجاست، دیده است. در آن هنگام که چیزی (شکوه و نور خیره کننده ای) سدرةالمنتهی را پوشانده بود. چشم او هرگز منحرف نشدو طغیان نکرد. (آنچه را دید، واقعیت بود) او در شب معراج، برخی نشانه های بزرگ پروردگارش را دید.

هر چند روایات دربارة معراج آنقدر متعدد است که به حد تواتر رسیده و مورد قبول همگان می باشد لیکن راجع به زمان، مکان و تعداد دفعات وقوع آن میان محدثان، مورخان و مفسران اختلاف نظر وجود دارد:

ـ زمان اولین معراج را بهتر است نه ماه یا دوسال پیش از ولادت حضرت زهرا(س) بدانیم زیرا حضرت محمد(ص) روزی در جواب یکی از همسران خود که از شدت محبت به فرزندشان گله کرده بود، تشکیل نطفه ایشان را در آسمان و شب معراج خوانده اند.(1)

ـ مکان آن نیز خانه حضرت خدیجه(س) خانة ام هانی خواهر حضرت علی(ع)، شعب ابی طالب، و مسجدالحرام در کنار کعبه گفته شده است.

 ـ آن گونه که از ظاهر روایات برمی آید، احتمالاً معراج بیش از دو مرتبه و طی دفعات متعدد اتفاق افتاده که یکی از آنها بسیار شاخص و معروف شده که گفته شده این معراج در شب هفدهم ماه رمضان سال دهم بعثت اتفاق افتاده است.(2)

معراج در یک نگاه

روشنایی روز از صحنه گیتی رخت بر بسته و تاریکی شب، همه جا را فرا گرفته بود. مردم از کار و تلاش روزانه، دست کشیده و در خانه خود آرمیده بودند. پیامبر اسلام نیز می خواست پس از ادای فریضه، برای رفع خستگی در بستر آرام بگیرد. ناگهان صدای آشنای جبرئیل امین را شنید: «ای محمد! برخیز! با ما همسفر شو؛ زیرا سفری دور و دراز در پیش داریم».

جبرئیل امین، مرکب فضاپیمایی به نام «براق» را پیش آورد. محمد(ص) این سفر با شکوه و بی سابقه را از خانه ام هانی یا مسجدالحرام آغاز کرد، ولی با همان مرکب به سوی بیت المقدس روانه شد و در مدت بسیار کوتاهی در آن محل فرود آمد. در مسجدالاقصی (بیت المقدس) با حضور ارواح پیامبران بزرگ مانند ابراهیم(ع)، موسی(ع) و عیسی(ع) نماز گزارد. امام جماعت نیز پیامبر اکرم(ص) بود. سپس از مسجدالاقصی، «بیت اللحم» ـ زادگاه حضرت مسیح(ع) ـ و خانه های پیامبران دیدن کرد. پیامبر در برخی جایگاه ها به شکرانه چنین سفری و تحیت محل های متبرکه، دو رکعت نماز شکر به جای آورد.

آن گاه مرحله دوم سفر خود را که حرکت به سوی آسمان های هفت گانه بود، آغاز کرد. پیامبر همه آسمان ها را یکی پس از دیگری پیمود و ساختار جهان بالا و ستارگان را دید. ولی در هر آسمان به صحنه های تازه ای برمی خورد و با ارواح پیامبران و فرشتگان سخن می گفت. او در بعضی آسمان ها با دوزخ و دوزخیان و در بعضی آسمان های دیگر با بهشت و بهشتیان برخورد کرد و از مراکز رحمت و عذاب پروردگار بازدید به عمل آورد. ایشان، درجه های بهشتیان و اشباح دوزخیان را از نزدیک مشاهده کرد.

سرانجام به «سدرة المنتهی» در آسمان هفتم و «جنةالمأوی» (بهشت برین) رسید و در آنجا، آثار شکوه پروردگار هستی را دید. وی چنان اوج گرفت و به جایی رسید که جز خدا، هیچ موجودی به آنجا راه نداشت. حتی جبرئیل از حرکت باز ایستاد و گفت: «به یقین، اگر به اندازه سرانگشتی بالاتر آیم، خواهم سوخت». (3)

آنگاه حضرت محمد(ص) در آن جهان سراسر نور و روشنایی، به اوج شهود باطنی و قرب الی الله و مقام «قاب قوسین أو أدنی» رسید. خداوند در این سفر، دستورها و سفارش های بسیار مهمی به پیامبر فرمود. بدین صورت، معراج که از بیت الحرام ـ و به گفته بعضی، از خانه ام هانی، دختر عموی آن حضرت و خواهر امیرالمؤمنین علی(ع) ـ آغاز گشته بود، در سدرةالمنتهی پایان پذیرفت. سپس به پیامبر دستور داده شد از همان راهی که عروج کرده است، باز گردد.

پیامبر هنگام بازگشت، در بیت المقدس فرود آمد و از آنجا راه مکه را در پیش گرفت. ایشان در میانه راه به کاروان بازرگانی قریش برخورد کرد، در حالی که آنان شتری را گم کرده بودند و در پی آن می گشتند. پیامبر از آبی که در میان ظرف آنان بود، قدری نوشید و باقی مانده آن را به زمین ریخت و بنابر روایتی، روی آن، سرپوش گذارد. حضرت محمد(ص) پیش از طلوع فجر در خانه «ام هانی» از مرکب فضاپیمای خود فرود آمد. (4)
مشاهدات زمینی رسول خدا(ص)

با توجه به آنکه معراج در نوبت های متعددی انجام شده و در هر کدام از این سفرها پیامبر(ص) مشاهدات متفاوتی داشته اند، لذا در هر فرصتی که پیش می آمده به فراخور شرایط صحنه ای از آن ماجراها را برای اصحاب و اطرافیان خویش ترسیم و تصویر می کرده اند.

حضرت محمد(ص) در خانه ام هانی، برای نخستین بار، راز سفر خود را با دختر عمویش، ام هانی در میان گذاشت. سپس هنگامی که روز آغاز گشت، قریش و مردم مکه را از این جریان باخبر ساخت. داستان معراج و فضانوردی شگفت انگیز پیامبر در آن مدت کوتاه که به نظر قریش، امری ناممکن بود، همه جا پخش شد. سران قریش بیش از پیش بر محمد(ص) خشم گرفتند و بنابر عادت همیشگی خود، به تکذیب او برخاستند. از ایشان خواستند که وضع ظاهری ساختمان بیت المقدس را بیان کند. آنان گفتند: کسانی در مکه هستند که بیت المقدس را دیده اند. اگر راست می گویی، آنجا را تشریح کن تا ما تو را در این خبر شگفت انگیز، تصدیق کنیم.

پیامبر بزرگوار اسلام، وضع ظاهری ساختمان بیت المقدس را برای آنان بازگو کرد. افزون بر آن، حوادثی را که در میانه راه مکه و بیت المقدس و هنگام بازگشت از معراج رخ داده بود، بیان کرد. ایشان گفت: «در میان راه، به کاروان فلان قبیله برخوردم که شتری از آنها گم شده بود. در میان اثاثیه آنان، ظرف آبی بود که من از آن نوشیدم. سپس آن را پوشاندم. در جای دیگر به گروهی برخوردم که شتری از آنها رمیده و دست آن شکسته بود.» قریش گفتند: از کاروان قریش خبر ده. پیامبر فرمود: «آنان را در «تنعیم» (در ابتدای حرم) دیدم که شتری خاکستری رنگ در پیشاپیش آنان حرکت می کرد. آنان کجاوه ای روی شتر گذارده بودند و اکنون به شهر مکه وارد می شوند».

قریش از این خبرهای قطعی، سخت ناراحت شدند و گفتند: اکنون صدق و کذب گفتار او برای ما آشکار می شود. همه انتظار می کشیدند که کاروان چه زمانی وارد شهر می شود. ناگهان پیشگامان کاروان وارد شهر شدند. اهل کاروان، شرح قضیه را همانگونه که رسول اکرم(ص) بازگفته بود، تصدیق کردند. (5)
موعود(ع) در معراج

اصلی ترین مشاهده پیامبر اعظم(ص) در شب معراج را باید شهود انوار مقدسه ائمه(ع) بدانیم که اصحاب متعددی روایت ذیل یا مشابه آن را از آن حضرت نقل کرده اند و همان طور که خواهیم دید در میان دوازده امام(ع)، حضرت مهدی(ع) جایگاهی ویژه و ممتاز دارند. ضمن این روایات نقل شده است که رسول خدا(ص) فرمود:

همانا خدای عزوجل در آن شب که به گردشی شبانه برده شدم (معراج) به من وحی فرمود: ای محمد چه کسی را در زمین میان امتت به جای خود گذاشتی؟ ـ در حالی که خدا خود بدان آگاه تر بود ـ عرض کردم: پروردگارا، برادرم را فرمود: ای محمد، علی ابن ابی طالب را؟ عرض کردم: بلی ای خدای من، فرمود: ای محمد من ابتدا از مقام ربوبیت نظری بر زمین افکندم و تو را از آن اختیار کردم. هیچ گاه یادی از من نمی شود مگر اینکه تو نیز با من یاد کرده شوی. من خود محمودم و تو محمد؛ سپس نظری دیگر بر زمین افکندم و از آن علی بن ابی طالب را برگزیدم و او را وصی تو قرار دادم، پس تو سرور پیامبران و علی از نام های من است و «علی» (مشتق آن) نام اوست. ای محمد، من، علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان را از یک نور آفریدم؛ سپس ولایت ایشان را بر فرشتگان عرضه داشتم، هر که آن را پذیرفت از مقربین گردید و هر که آن را رد نمود به کافران پیوست. ای محمد، اگر بنده ای از بندگانم مرا چندان پرستش کند تا رشته حیاتش از هم بگسلد و پس از آن در حالی که منکر ولایت آنان است با من روبه رو شود، او را در آتش دوزخ خواهم افکند سپس فرمود: ای محمد، آیا مایلی آنان را ببینی؟ عرض کردم: بلی. فرمود: قدمی پیش گذار. من قدمی جلو نهادم. ناگاه دیدم علی بن ابی طالب و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی آنجا بودند و حجت قائم همانند ستاره ای درخشان در میان آنان بود، پس عرض کردم: پروردگار من اینان چه کسانی اند؟ فرمود: اینان امامان هستند و این یک نیز قائم است که حلال کننده حلال من و حرام دارنده حرام من است، و از دشمنان من انتقام خواهد گرفت. ای محمد، او را دوست بدار که من او را دوست می دارم و هر کس را که او را دوست بدارد نیز دوست می دارم. (6)

ادامه ومنبع خبر

اطلاعات عمومی از قرآن کلام وحی

اطلاعات عمومی قرآنی
 

          مطالب جالب در باره ی قرآن

1_ قرآن دارای 6236 آیه است.

 2_  قرآن دارای 114 بسم الله الرحمن الرحیم است.

 3_  آیه 288 سوره بقره به آیه وام دادن نیز معروف است و بزرگترین آیه قرآن.

4_  کوچکترین آیه قرآن « مدها متان » در سوره الرحمن است.      

 5_بهترین شب در قرآن شب قدر است.

6_  بهترین سوره قرآن « یس » است.

7_  سوره « حمد » به مادر قرآن معروف است.

8_سوره فجر به سوره امام حسین (ع) معروف است.

9_  سوره های اسراء حدید ، حشر ، صف ، جمعه ، نفابن ، واعلی به مسبحات مشهورند. 

10_86 سوره قرآن مکی ، و 28 سوره مدنی است.

11_سوره « یس » به قلب قرآن مشهور است.

12_   سوره های سجده ، فصلت ، نجم و علق عزائم مشهورند.

 13_   سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است.

 14_  قرآن کریم در سوره « حمد » خلاصه شده است.

15_  سوره توبه « بسم الله الرحمن الرحیم » ندارد.

16_  سوره الرحمن به « عروس » قرآن معروف است.

 17_  سوره نمل دو « بسم الله الرحمن الرحیم » دارد.

18_سوره حمد دو مرتبه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده یک بار در مدینه و یک بار در مکه.

19_  در سوره « همزه » از افراد عیبجو انتقاد شده است.

20_  سوره های « فلق » و « ناس » به معوذتین معروفند.

 21_   سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است .

  22_  سوره اسراء به « بنی اسرائیل » معروف است.

  23_سوره ای که در شان اهل بیت (ع) نازل شده است سوره « دهر » است.

24_  سوره « حجرات » سوره اخلاق و ادب است.

25_  داستان گوساله پرستی بنی اسرائیل در سوره « طه » بیان شده است.

26_آیه الکرسی در سوره بقره قرار دارد.

27_آیه معروف « و ان یکاد الذین کفروا ... » در سوره قلم قرار دارد.

28_دعای « ربنا آتنا فی الدنیا حسنه ... » در سوره بقره آیه 201 می باشد.

29_در آیه 7 سوره احزاب نام پنج تن از پیامبران اولوالعزم  بیان شده است.

30_ آیه معروف « امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف و السو ء » در سوره نمل آیه 62 می باشد.

 31_  آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت فرمودند آیه 9 سوره کهف می باشد.

 32_آیه حجاب در سوره نور آیه 31 می باشد.

 33_آیه مشهور ولایت در سوره مائده آیه 55 می باشد.

34_  آیه ای که 5 وقت نمازهای یومیه در ان آمده است در سوره اسراء و آیه 78 می باشد.

35_در آیه 6 سوره مائده مراحل وضو بیان شده است.

36_  به آیه « اناالله و انا الیه راجعون » « استرجاع » می گویند. 

37_منفورترین کار حلال نزد خداوند « طلاق » است.

38_  داستان معراج حضرت محمد (ص) در سوره اسراء بیان شده است  .

39_  حضرت عیسی (ع) هم اکنون زنده است.

40_حضرت یحیی (ع) به خاطر حمایت از عفعت و حجاب به شهادت رسید.

41_  نام گرامی پیامبر (ص) 5 بار در قرآن آمده است ، 4 بار به نام محمد (ص) و یک بار به نام احمد در سوره صف آیه 6.

42_  پیامبری که به هم سخن خدا ملقب شده است حضرت موسی (ع) « کلیم الله » می باشد.

43_حضرت نوح به « شیخ الانبیاء » معروف است.

44_  حضرت هود بر قوم عاد مبعوث شد.

45_  لقب حضرت محمد (ص) حبیب الله است.

46_  پیامبر اکرم (ص) هنگام تلاوت آیه 61 سوره یونس می گریست.

47_  پیامبرانی که با همدیگر در یک زمان می زیستند عبارتند از ( ابراهیم و لوط ) ، ( یوسف و یعقوب ) ، ( موسی و هارون).

48_  حضرت ایوب (ع) نمونه صبر و بردباری بود.

49_  کتاب حضرت داود (ع) زبور بود.

50_حضرت ابراهیم (ع) جد اول حضرت محمد (ص) بوده اند.

51_حضرت زکریا کفالت حضرت مریم را بر عهده داشت.

52_  آیه 86 سوره هود اولین آیه ای است که حضرت مهدی (ع) هنگام ظهورشان بر زبان مبارکشان جاری می سازد.

53_  آیه 3 سوره مائده که درباره خلافت و جانشینی علی (ع) است آخرین آیه ای است که نازل شده است.

54_سوره ای که در شأن حضرت زهرا (س) نازل شده « کوثر » است. 

55_دختر حضرت شعیب (ع) به عفت و حیا مشهور است.

56_  دو زن نمونه که قرآن به آنها اشاره نموده است عبارتند از : آسیه زن فرعون ، مریم مادر عیسی (ع)

 57_زن ابو لهب هیزم کش جهنم است.

58_  دو زن که به گمراهی از آنها نام برده شده است عبارتند از : زن لوط و زن نوح.

59_  ستمگرانی که نامشان در قرآن آمده عبارتند از : جالوت ، هامان ، سامری ، نمرود ، فرعون ، قارون و ابولهب.

60_حیوانی که نمرود را به هلاکت رساند « پشه » بود.

61_  پرندگانی که لشکریان ابرهه را به هلاکت رساندند « ابابیل » نام داشتند.

62_  اصحاب کهف 309 سال در غار خواب بودند.

63_حیوانی که همراه اصحاب کهف به غار پناه برد سگ بود.

64_لقب حضرت یعقوب (ع) اسرائیل است.

65_قرآن طی مدت 23 سال بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است.

 66_اولین گرد آورنده قرآن حضرت علی (ع) بود.

67_نخستین مفسر قرآن حضرت علی (ع) بود.

68_نگاه کردن به قرآن کریم عبادت است.

69_ماههای حرام در سال ، چهار ماه ذی القعده ، ذی الحجه ، محرم و رجب.

70_حضرت نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد (ص) 5 پیامبر اولوالعزم هستند.

71_صفات مومنان در سوره شوری ، اهل توکلند ، اهل اطلاعات و نماز ، اهل مشورت ، اهل انفاق هستند

72_در سوره حجرات به سه نوع ادب اشاره می کند . ادب در برابر خدا ، ادب در برابر رسول خدا و ادب مردم در مقابل یکدیگر.

73_هدف از آفرینش انسانها عبادت خداست.

74_آیه شریفه ، ( ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنو صلو علیه و سلمو تسلیما ) در سوره احزاب آیه 56 می باشد.

75_خمس که یکی از فروع دین است در آیه 41 سوره انفال بر مسلمانان واجب شده است.

76_نام دیگر قرآن ( فرقان ) جدا کننده حق از باطل است . در سوره فصلت آمده : اعضا بدن انسان در روز قیامت به سخن در می آید و به اموری شهادت می دهند.

منبع خبر

برگزاری مراسم سی شب با قرآن در مینودشت

برگزاری مراسم سی شب با قرآن در مینودشت

سید عباس هاشمی رابط فرهنگی و عضو شورای هیئات مذهبی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان مینودشت و مسئول کانون فرهنگی جوانان مسجد جامع گفت: طرح سی شب با قرآن برای سومین سال متوالی در این مسجد اجرا و هر شب به پنج  نفر جایزه داده می شود و بیش از صد نفر از اعضای این کانون در این مراسم شرکت می کنند.

هاشمی اضافه کرد: حجت الاسلام حسینی امام جمعه شهرستان سخنرانی می کنند و در شب آخر مراسم جایزه ویژه سفر به عتبات عالیات و مشهد مقدس در نظر گرفته شده است.

ادامه ومنبع خبر

چهل حدیث در مورد امام حسین علیه السلام

چهل حدیث در مورد امام حسین علیه السلام

در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می آوریم تا معرفت خود را نسبت به این بزرگوار هر چه بیشتر نماییم.

 1-  حریم پاك

عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:

كربلا پاك ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.(1)

 2- سرزمین نجات

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنان كه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .(2)

 3- مسلخ عشق‏

قال على علیه السلام: هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم ولا یلحقهم من كان بعدهم.

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.(3)

 4- عطر عشق‏

قال على علیه السلام: واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (4)

امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

 5- ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض كربلا  یوم القیامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة.(5)

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین كربلا  در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

 6- كربلا وبیت المقدس‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس.(6)

امام صادق علیه السلام فرمود: كربلا از خاك بیت المقدس است.

 7-  فرات و كربلا

قال ابوعبدالله: ان أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...(7)

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.

 8-  كربلا كعبه انبیاء

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام  ففوج ینزل و فوج یعرج.(8)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند.

 9- كربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملك فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام  ففوج ینزل و فوج یعرج.(9)

امام صادق علیه السلام  فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج كنند و از آنجا اوج گیرند.

 10- راه بهشت‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام  ترعة من ترع الجنة.(10)

امام صادق علیه السلام  فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام  درى از درهاى بهشت است.

 11- كربلا حرم امن‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرماً.(11)

امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آن كه مكه را حرم قرار دهد.( شایان ذکر است منظور از این روایت درعالم بالا می باشد که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت.)

 12-  زیارت مداوم‏

قال الصادق علیه السلام: زوروا كربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته...(12)

امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

 13- بارگاه مبارك‏

قال الصادق علیه السلام: « شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و« البقعة المباركة» هى كربلا. (13)

امام صادق (ع) فرمود: آن « ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یاد كرده فرات است و « بارگاه با بركت» نیز كربلا است.

 14- شوق زیارت‏

قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة  قبرالحسین علیه السلام  من الفضل، لماتوا شوقاً.(14)

امام باقرعلیه السلام  فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام  است از شوق زیارت مى‏مردند.

 15- حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله.(15)

امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

 16-  تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیه حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه.(16)

حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقرعلیه السلام  به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند و مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر(ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى كه مادرش او را زاده است.

 17-  زیارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.(17)

از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام  نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم - امام حسین-  را ترك نكند.

 18- شهادت و زیارت‏

قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا  قبرالحسین علیه السلام  ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء.(18)

امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام  را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید، چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

 19-  زیارت، بهترین كار

قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یكون من الأعمال.(19)

امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین كارهاست كه مى‏تواند انجام یابد.

 20-  سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام.(20)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.

 21-  شرط شرافت‏

قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام  فلا  یدع زیارة الحسین علیه السلام. (21)

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر(ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.

 22- زیارت، فریضه الهى‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدكم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام  لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على كل مسلم.(22)

امام صادق (ع) فرمود: اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج  ببندد اما امام حسین علیه السلام  را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

 23- كربلا كعبه كمال‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام  حتى یموت كان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها.(23)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

 24- از زیارت تا شهادت‏

قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابك بذلك یمدالله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا.(24)

امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.

 25-  حدیث محبت‏

عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام  و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام  و بغض زیارته.(25)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

 26- نشان شیعه بودن‏

قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام  و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة.(26)

امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

 27-  سكوى معراج‏

قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین.(27)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زیارت قبر حسین علیه السلام  نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

 28- مكتب معرفت‏

قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام  بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.(28)

حضرت امام موسى كاظم علیه السلام فرمود: كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین علیه السلام  در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان  بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

 29- همچون زیارت خدا

قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله.(29)

امام رضا علیه السلام  فرمود: كسى كه قبر امام حسین علیه السلام  را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى است كه خدا را زیارت كرده است.

 30-  زیارت عاشورا

قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام  یوم عاشورا وجبت له الجنة.(30)

امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسین علیه السلام  را در روز عاشورا زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود.

 31-  بالاتر از روسپیدى

قال ابوعبدالله علیه السلام: من باب عند قبرالحسین علیه السلام  لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا.(31)

امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسین علیه السلام  سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و در كنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد.

 32-  نشانه‏هاى ایمان‏

قال ابو محمدالحسن العسكرى علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، والتختم فى الیمین، و تعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.(32)

امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ پنجاه رکعت نماز( نماز یومیه و نمازهای نافله)  2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن.

 33-  رواق منظر یار

قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة علیهم السلام من ولده.(33)

پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست.‏

34-  تربت و تربیت‏

قال الصادق علیه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان.(34)

امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند.

35- بزرگترین دارو

قال ابوعبدالله علیه السلام: فى طین قبرالحسین علیه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر.(35)

امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است كه بزرگترین داروست.

 36- تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق علیه السلام: السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع.(36)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

 37- سجده بر تربت عشق

‏كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إستكانة الیه.(37)

رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بود كه: جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد.

 38-  تسبیح تربت

قال الصادق (ع): السجود على طین قبرالحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبرالحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها...(38)

امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

 39- تربت شفا بخش

عن موسى بن جعفرعلیه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.(39)

حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبر مى‏داد فرمود: چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

 40-  یكى از چهار نیاز

قال الامام موسى الكاظم (ع): لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبدالله علیه السلام... (40)

حضرت امام موسى بن جعفر علیهماالسلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:

1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود.

 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.

3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند.

 4 ـ تسبیحى از خاك مرقد امام حسین (ع) .

 

 

اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه

اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه

هدف در تعلیم و تربیت به معنای وضع نهایی و مطلوبی است که به طور آگاهانه، سودمند تشخیص داده شده است و برای تحقق آن، فعالیت های مناسب تربیتی انجام می گیرد. اهداف تربیتی صحیفه سجادیه، با ملاک و معیار قراردادن خود انسان به اهداف غایی و واسطه ای و اهداف واسطه ای را به سه دسته کلی دیگر و هر یک از آن دسته ها به تقسیمات جزیی تر، تقسیم می شود. آنگاه با استفاده از فرازهای صحیفه سجادیه به بررسی و تحقیق در مورد هر یک از اهداف تربیتی فوق می پردازیم.

 هدف نهایی

امام سجاد(ع) در سراسر صحیفه سجادیه، هدف نهایی تربیت را خدای متعال، معرفی می کند و در تمام دعاها، مخاطب را با زبان دعا و مناجات به آن حقیقت یکتا راهنمایی می کند. امام(ع) با محور قراردادن خدا در دعاهای مختلف، به ما می فهماند که محور زندگی انسان در تمام شؤون آن، باید خدا باشد و منظور از این محور و هدف بودن خدا، همانا حضور خداوند در متن زندگی است. اساسا نقش هدف نهایی در مسیر زندگی، چیزی جز استمرار حضور و احساس آن نیست. همچنین حضرت(ع) راه های ارتباط انسان با خدا را قرب،عبادت، حیات و... بیان نموده است.

در این میان، یک سری اهداف واسطه ای نیز وجود دارد که حلقه های میانگین برای دستیازی به هدف نهایی است که مطلوبیت و ارزش خود را از هدف نهایی کسب می نماید و در طول آن قرار دارد. اهداف واسطه ای به سه دسته کلی خلاصه می شوند:

الف. اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با خداپیوند انسان با خدا در صحیفه سجادیه از معرفت و شناخت خدا آغاز می شود و با گرایش های عملی در قالب عبادت، توکل و شکرگزاری گسترش می یابد. محورهای کلی اهداف تربیتی در رابطه با خداوند در معرفت خدا، ایمان به او، تقوای الهی، عبودیت و شکرگزاری خلاصه می شود. در این مقاله، به مهم ترین هدف، که محور تمام اهداف تربیتی در رابطه با خداوند است، اشاره می کنیم.

 معرفت خدا

یکی از اهداف واسطه ای تربیت در صحیفه سجادیه" معرفت خدا" است. این هدف، کلید رسیدن به هدف نهائی است. شناخت هر چه بیش تر خدا، نقش مهمی در قرب به او دارد. بدون شناخت خداوند تقرب به او امکان پذیر نیست.(1) تخلق به اخلاق الهی، کسب ایمان و تقوی، توکل به او و غیره همه در گرو شناخت هر چه کامل تر اوست. شناخت سطحی، تمسک و ارتباط ضعیف را اقتضا می کند و برعکس، هر چه شناخت وسیع تر و عمیق تر گردد، زمینه ارتباط مستحکم تر می شود.

از این رو، یکی از مهم ترین اهداف تربیتی حضرت امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه تقویت هر چه بیش تر شناخت خداوند است. بدین منظور امام(ع) در دعاهای بسیاری به مسأله " خداشناسی" پرداخته است و با اشاره به موضوعاتی چون توحید و مراتب آن، ذات خدا و صفات خدا همچون خالق، قادر، غلام، رحیم، غنی، قوی، منعم، عزیز، حکیم و... به تقویت و تعمیق شناخت ما کمک می کند. حضرت امام سجاد(ع) در نخستین دعا، ضمن حمد و سپاس خداوند به شناساندن خدا می پردازد و می فرماید:

"خدایی که دیده های بینندگان از دیدنش ناتوانند و اندیشه های وصف کنندگان از عهده وصفش برنیایند. به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد."(2)

در این دعا امام(ع) با اشاره به ذات خداوند و این که قابل رؤیت نیست و همچنین با اشاره به صفت خالقیت خداوند، ما را به معرفت و شناخت خداوند هدایت می کند.

همچنین در فرازهای نخستین دعای عرفه(3) امام(ع) به" خداشناسی" می پردازد و بدین وسیله بر شناخت و معرفت ما می افزاید. امام(ع) در فرازهایی از دعای عرفه می فرماید:

"تویی آن که در آفریدنت شریکی یاریت نکرده و در کارت(آفریدن هرچیز) وزیر و معاونی تو را یاری ننموده، و بیننده و مانندی برای تو نبوده است."(4)

البته، ناگفته نماند که شناخت خدا، عنایتی است از سوی خدا به بندگان تا بتوانند ولی نعمت خود را بشناسند و وظایف خود را از قبیل شکرگزاری و ایمان به او، ایفا کنند. امام سجاد(ع) در این زمینه در نخستین دعا می فرماید:

"سپاس خدایی را که خویشتن را (علم، قدرت و حکمتش را) به ما شناساند و شکر و سپاس خود را به ما الهام نمود و درهای علم به ربوبیت و پروردگاریش را بر ما گشود. و بر اخلاص در توحید و یگانگیش راهنمایی مان فرمود."(5)

بنابراین، با توجه به این فرازها و دعاهای فراوان دیگر که در صحیفه سجادیه آمده است و تأکیدی که امام(ع) در این زمینه دارند، روشن می شود که یکی از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه هدایت پیروان به شناخت خدا و تصحیح نظام اعتقادی آنها است.

ب: اهداف تربیت صحیفه در خصوص ارتباط انسان با خودهدف واسطه ای دیگر از سلسله اهداف تربیتی صحیفه سجادیه، در محدوده ارتباط انسان با خود مطرح می گردد. انسان همان طور که با خدای خود ارتباط برقرار می کند و از مراحل تربیتی حاکم بر این ارتباط، اهدافی خاص برداشت می شود، همچنین دارای کنشها و واکنش هایی با خود است که بر مراحل تربیتی آن نیز اهداف خاصی حاکم است.

اهدافی که در این باب در صحیفه سجادیه مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت، اهداف گرایشی است که از دو بعد گرایش های مختص انسان از قبیل: خداجویی و فضیلت خواهی و گرایش های مشترک بین انسان و حیوان از قبیل: خوردن و آشامیدن و غرایز جنسی، تشکیل شده است.

در اینجا به یکی از اهداف گرایشی برای نمونه اشاره می شود.

 پرورش حس خداجویی

یکی از اهداف گرایشی تربیت در صحیفه سجادیه " پرورش حس خداجویِی" است. گرایش به خدا به عنوان خالق انسان و رفع کننده نیازها و مشکلات او در همه وجود دارد. این گرایش در فطرت همه وجود دارد و تغییر و تبدیل نیز در آن ممکن نیست.(6) امام سجاد(ع) در دعایی با اشاره به فطرت خداجوی انسان می گوید:

" به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد، سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید، و در راه محبت و دوستی به خود برانگیخت."(7)

برای پرورش این گرایش ابتدا باید به تقویت آن و برطرف کردن موانعی همچون گرایشهای پست غرایز حیوانی و اشتغالات روزمره، که انسان را از شناخت خدای متعال باز می دارد، بپردازیم. حضرت امام سجاد(ع) درباره این دسته از موانع عرض می کند:

" بار خدایا من داخل در صبح و داخل در شب می شوم در حالی که ، عمل و کردارم را اندک می بینم، کردارم مرا هلاک ساخته و هوای نفس و خواهشم تباهم گردانیده و شهوات و پذیرفتن خواهش های نفسم مرا بی بهره نموده است."(8)

همان طور که ملاحظه می شود، امام(ع) در این فرازها، هوای نفس و شهوات و رفتارهایی که از این دو ناشی می شود را به عنوان عوامل اصلی بازدارنده انسان از فطرت خداجویش و مسیر هدایت و سعادت، معرفی می کند.

در مرحله بعد، باید گرایش فوق، هدایت و راهنمایی شود تا به پرستش معبودهای دیگری از قبیل بت، ماه، ستاره و حتی دلبستگی مفرط به مقام، ثروت و غیره منجر نشود. به همین دلیل خدای متعال فطرت خداجویی در نهاد انسان قرار داده است تا انسان خودش را به یک حقیقتی وابسته و پیوسته بداند و خود را به آن حقیقت نزدیک و او را تسبیح و تقدیس کند.(9) همچنین عامل ضعف و ناتوانی ذاتی انسان در اداره امورش، مهم ترین عامل در راهیابی انسان به خالق خود است. این ضعف و فقر ذاتی، گویی در عمق جان انسان، احساس نیاز به موجود بی نیاز را به وجود آورده است. این احساس باطنی که غالباً ناخودآگاه و پنهان است، گرایش و میل و کشش به سوی غنی بالذات را پدید می آورد. بنابراین، با تقویت این احساس و تشدید آن، میل و گرایش مذکور نیز نیرومندتر و اثر آن در زندگی بیش تر خواهد شد. از این رو، امام سجاد(ع) در دعاهای بسیاری با تأکید فراوان بر فقر و نیازمندی انسان به خدا، تأکید می نماید:

"بارخدایا، من نیازمندترین نیازمندان به توام."(10)

"و بر فقر و نیازمندیم به درگاهت بیافزا."(11)

انحراف انسان، از اشتباه او در یافتن مصداق بی نیاز نشأت می گیرد. وقتی او در تشخیص بی نیاز مطلق از نیازمند دچار اشتباه گردید، آنچه را که مانند خود فقیر و نیازمند است به جای مبدا اصلی انتخاب کرده و به سوی آن میل می کند. امام سجاد(ع) می فرماید: "و خوارترین آنها نزد تو کسی است که تو او را روزی می دهی و او جز تو را می پرستد."(12)

بنابراین، پرورش خداجویی به عنوان یک هدف واسطه ای، احیا و تقویت این تمایل و هدایت آن به سوی متعلق واقعی آن یعنی خداوند است، به نحوی که نه تنها در شرایط دشوار بلکه در شرایط عادی نیز با قوت بروز پیدا کند و این در صورتی میسر می شود که انسان دایماً نقصان و فقر وجودی خود و غنا و بی نیازی خداوند را متذکر شود و در تشخیص مصداق بی نیاز مطلق به بیراهه کشانده نشود.

  اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با دیگران

فعالیت های انسان علاوه بر رفتارهای فردی، شامل سلسله ارتباطات او با دیگر انسان ها نیز می شود که با توجه به تنوع ارتباطات، دیدگاه های خاص تربیتی را می طلبد. این امر گاهی رنگ اجتماعی پیدا می کند و گاهی از دیدگاه سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد و گاهی هم با رویکرد اقتصادی به آن نظر می شود. با مطالعه دعاهای صحیفه سجادیه، که در زمینه ارتباط انسان با دیگران است، می یابیم که نظام تربیتی آن درصدد هدفمند کردن رفتارهای انسان در حیطه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در این بخش به ذکر نمونه ای از اهداف تربیتی فوق بسنده می کنیم:

یکی از اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباطات اجتماعی، نحوه ارتباط انسان با والدین است. از مهم ترین اهداف امام سجاد(ع) این است که هر چه بیشتر فرزندان را نسبت به وظایفشان از قبیل اطاعت، احترام، گذشت از والدین و احسان در حق ایشان، آشنا سازد و آنان را نسبت به آن وظایف تشویق نمایند. امام سجاد(ع) برای این منظور در دعای بیست و چهارم که دعا برای والدین است، به مقام و شخصیت والای پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال آنان اشاره نموده، می فرمایند:"بارخدایا! صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنها مهربان کن، و مرا به ایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان."(13)

یکی دیگر از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه در خصوص ارتباط با والدین، " حق شناسی و سپاسگزاری" از زحمات و تلاش آنان برای پرورش و رشد فرزندان است. همان طور که کفران نعمت و اجتناب از توجه به حق منعم، عقوبت ابدی را به دنبال دارد، روی گردانی از والدین و کوتاهی در حق آنان موجب دوری از مسیر قرب الهی می گردد. یکی از تعالیم تربیتی صحیفه که از بارزترین مصادیق حق شناسی درباره والدین است، طلب خیر و برکت برای آنها در قالب دعاست، حضرت امام سجاد علیه السلام می فرماید:

 "بارخدایا! آنان را به پرورش من جزا ده و در گرامی داشتنم پاداش ده، آنچه در کودکی از من محافظت نموده اند برای آنها نگاه دار."(14)

همچنین امام علیه السلام در فرازهای دهم و یازدهم دعا نیز زحمات و تلاش هایی که والدین در پرورش و تربیت فرزندان متحمل شده اند، اشاره می کند، سپس در حقشان طلب پاداش و غفران می کند و می فرماید:

" پدر و مادر مرا به بهترین چیزی (پاداش) که اختصاص داده ای به آن پدران و مادران بندگان با ایمانت،امتیاز ده.(15)

" مرا به وسیله دعا برای ایشان و ایشان را به سبب مهربانی شان به من بیامرز. آمرزش پابرجا، و به شفاعت و میانجیگری من برای ایشان از آنها راضی و خوشنود شو، خوشنودی یکسره و آنها را با گرامی داشتن به جاهای آسایش برسان