شاید این واژه به لحاظ ادبیاتی یا فرهنگ لغتی معانی گسترده ای داشته باشد ومحدوده وسیعی را شامل شود  ولی بنده از این کلمه برای تعریف شخصیت افرادی که در زمانهای خاص اقدام به باجگیری البته به روش مدرن مینماینداستفاده میکنم  وبیشتر هدفم رونمایی از چهره این افراد وجنبه های شخصیتی آنها صرفاً در فعالیتهای سیاسی واجتماعی است.

       حتماْ شما در طول زندگی خود حداقل یکبار حضور در فعالیت اجتماعی ‌‌٬سیاسی٬فرهنگی٬ و....راتجربه کرده اید اگر جواب مثبت است که قطعاْ با مرور گذشته در ذهن خودمیتوانیدبااین نوشتار ارتباط برقرار کنید واگر تجربه نکرده اید حتماْ در بدو این تجربه میتوانید با کمی کنجکاوی به این شناخت برسید.

      در گیرودارهر حرکتی که همه در تلاش برای رسیدن به هدف جمعی هستند٬کافی است با کمی وفقط کمی توجه چهره هایی را ببینید که دائم دوست دارند همزمان درمتن و حاشیه مجلس دیده شوند.این افرادبا هدف مشخص وبا برنامه ریزی قبلی که بادوستان وشرکاء وهمفکران خود انجام میدهند از طریق ارتباط چهره به چهره٬نزدیک وکلامی با بانیان ومتولیان اصلی مجلس (بزرگان یا ریش سفیدان ویا رهبران فکری آن جمع ) وبلافاصله حضور سریع در بین مجریان وجسارتاْاجراکنندگان وکارگران وسیاهی لشکرهای جلسه ونیز ارتباط کلامی باآنها(که معمولاْ همان شرکاء خود هستند)وحتی دستور برای اجرای یک کار خاص و اجرای سریع کار توسط مجریان (شرکاء)بدنبال اثبات این ذهنیت نزد متولیان مجلس هستند که ما لیدروصاحب نفوذ نزدسیاهی لشکرها هستیم  ونیز به سیاهی لشکرها وکارگران این تفکر را القاء کنند که آنها مشاور ورابط ومعتمد بزرگان میباشند وبا برقراری این ارتباط دوسویه بین برگزارکنندگان مجلس وسیاهی لشکرها به منافع خاص ٬بعضاْ شوم وپلید خود نیز برسند .

      حالا که این افرادبرای ما قابل شناساسایی شدند وبه چشم ظاهر توانستیم آنها را ببینیم نوبت نامگذاری بر روی آنهاست که بنده همان نام سهم خواهان را برای آنان در نظر گرفتم .

      از ویژگیهای بارز ومشخصه اصلی این افراد میتوان به موارد ذیل اشاره نمود ۱-محدود وکوچک بودن تشکل (که معمولاْ به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسند)۲- حرص و طمع زیاد آنها برای دستیابی به منافع بیشتر ۳-بی اعتمادی به دیگران در فعالیتهای جمعی ۴-تعریف وبزرگ نمایی از یکدیگر نزد دیگران بدون تعریف از خودبا نیت صادق وکارا معرفی کردن گروه ۵-گره خوردن منافع افراد در منافع گروه واولویت منافع درون گروهی بر منافع شخصی ۶-دارای هدف وبرنامه هستند(البته در جهت تحقق منافع شخصی)اما هدف این افراد فقط بر یک اصل استوار وتعریف شده است و چیزی جز منافع صنفی وخاص گروه کوچک خودشان نیست وشعار عملیاتی آنها هم مصداق عملی این ضرب المثل است که میگوید دیگی که برای ما نمیجوشه میخوام توش سر سگ بجوشه  چرا که منافع شخصی آنها کاملاْ درگرو موفقیت وشکست آنها در برنامه هایشان است .آنها در تمام فعالیتها علاوه بر هدفمند بودن با برنامه ریزی هم حضور پیدامیکنند وبا تقسیم کار وداشتن شرح وظایف در محافل ومجالس شرکت نموده ودر جهت تحقق اهداف خود قدم بر میدارند ضمن اینکه در این بین افراد بلاتکلیف هم  تحت تاثیر بیانات وروابطشان به آنها ملحق میشوند.

        نحوه عمل آنها نیز با توجه به توضیحات بالا بدین صورت است که پس از جا انداختن خود بین مردم به عنوان افراد صاحب نفوذ ومتمکن ودلسوز به حال مردم وکارراه انداز و.... ومثبت نمودن نگاهها به سمت خود آنگاه در پشت صحنه بدون اینکه مردم متوجه شوند با صاحبان ومتولیان مجالس وارد مذاکره شده وبا نشان دادن تصاویر وصحنه هایی که نشان از حضور مردم در پشت سر آنهاست اقدام به اخاذی وسهم خواهی مینمایند .البته نوع سهم خواهی آنها مدرن است ومتفاوت ومعمولاً با قیمت بالا وجایگاه های بالای اداری معامله میکنند .

      برای این افراد مهم نیست که در چه جمعی ویا در چه مکانی وبا چه افرادی وارد مذاکره میشوند  آنچه که مهم است گروهها،جماعتهاومکانهایی است که در زمانهای خاص مورد استقبال عمومی واقع میشوند. گاه در یک هئیت ورزشی وگاه در یک هئیت مذهبی گاه در زیر بیرق ثروتمندان وگاه در موسسات خیریه وگاه در هردوی آنها گاه در انتخابات مجلس در یک ستاد وگاه با تقسیم نیروهای خود بین کاندیداهایی که احتمال موفقیت دارند گاه در کنار یک کاندید وگاه در مقابل همان کاندید گاه در انتخابات ریاست جمهوری در لباس اصلاحات وگاه در نقطه مقابل اصلاحات وگاه هم در چهار یا پنج ستاد وجالبتر از همه اینکه در تمام ستادها هم به عنوان لیدر یا رییس ستاد وهسته مرکزی عمل میکنندودر جریان تمام زیروبم اقدامات ستادها هستن ودر پایان شب با جلسه ای خصوصی با ردوبدل کردن اطلاعات، برنامه های روز بعد را تعریف میکنند وباز آنچه جالبتر از همه است این است که وقتی به لیست اعضاء ستادها مراجعه میکنی میبینی که نام آنها در لیست تمام ستادها جزء افراد خاص آن ستادها نوشته شده.                                                                                                          

     بهر حال آنچه مسلم است این است که ما باید کمی دقت کنیم تا گول این افراد را نخوریم اگر تا بحال به این موضوع توجه نکرده بودیم منبعد توجه کنیم اگر تاالان بین ما وآنها شرم وحیا بوده منبعد دقت کنیم تا از این شرم وحیای ما سوءاستفاده نشود اگر تا الان از تفکر ما دیگران در جهت منافع خودشان سوء اسفاده کرده اندمنبعد نشود  وهزاران اگرهای دیگر ودر نهایت اینکه اگر تا الان سر ما کلاه رفته منبعد مواظب باشیم سرمان کلاه نرود.                                                                                               

       حالا که این افراد راشناختیم و با ماهیت حقیقی آنها آشنا شدیم وقت آن است که برای یکبار هم که شده وجدانمان را قاضی کنیم ومصداقهای عملکردی آنها رامورد بررسی وتجزیه وتحلیل قرارداده  تاببینیم نقش این افراد در عقب افتادگی منطقه چقدر تاثیر گذار بوده آنگاه وظیفه داریم تا این امانت را به دیگران منتقل نماییم وچهره حقیقی این افراد را برای دیگران معرفی نماییم .