دلایل گرایش ایرانیان به قیام عاشورا 

کمترکسی در ایران یافت می شود که در طول زندگی خویش در ماه محرم به یاد مظلومیت حسین و یارانش عزا داری نکرده باشد ، حتی آنانی که در طول زندگی به خاطر تحصیلات یا شرایط محیطی گرایشات ضد مذهبی یافته اند . در کودکی نوحه ای خوانده اند یا زنجیری زده اند و حداقل در مراسم سینه زنی شرکت کرده اند و اگر در هیچ نوع مراسمی شرکت نکرده باشند حداقل هیجان و شور مراسم های محرم آنان را بعنوان تماشاگر جلب نموده است و یا لقمه ای از طعام نذری امام حسین تناول کرده اند.

به جرأت می توان گفت که مراسم های دهه اول محرم از پرشور ترین فعالیت های اجتماعی و مذهبی در جامعه ایران به شمار می روند که در صد مشارکت اجتماعی و فردی را حتی از ماه رمضان و دیگر اعیاد مذهبی و ملًی نیز بالاتر نشان می دهد . چه خاصیتی در قیام عاشورا است و چه جاذبه ای در شهادت امام حسین که این گونه مردم ایران را انقلابی به حرکت وا می دارد ، چهره جامعه دگرگون ، فعالیت های انسانی پویاتر ، نوع دوستی ، و حس مشارکت را ارتقاء و نشاط اجتماعی را در سایه عزاداری برای حسین بیشتر می نماید.


علاقه به  خاندان علی با عشق به حسین و یاران شهیدش تبلوری دیگر می یابد . گویا عشق دیدار کربلا از نفس مادران به فرزندان منتقل می شود و عزاداری برای حسین از پدران به پسران به ارث می رسد. چرا حسین (ع) بعنوان سمبل آزادگی ، رشادت ، ظلم ستیزی و مظلومیت در میان شیعیان مطرح گردیده است و نقش ایرانیان در به وجود آمدن این احساس ریشه دار چه بوده است ؟

دهن کجی به اعراب و  تشکیل قیام های ضد حکومتی

قدرت و شوکت باستانی ایران به یکباره آماج حمله اعراب قرار گرفت . ایرانیان در تاریخ همیشه به اعراب به دیده تحقیر می نگریستند و آنان را جماعتی بیابانگرد ، بی تمدن ، متعصب ، خرافاتی ، سوسمار خور و وحشی می دانستند . اعراب در سایه آیین تازه محمد به چنان قدرتی دست یافتند که در مخیله ایرانیان خطور نمی کرد . جامعه ملوک الطویفی شبه جزیره عربستان که مدام در جنگ وستیز بی پایان به سر می بردند و خدایان سنگی را می پرستیدند . به همت پیام تازه محمد (ص) به چنان وحدت ، بسیج نیرو و قدرت ایمانی دست یافتند که دست نیافتنی ترین رویاهای اعراب جامعه عمل برتن نمود . غرور ایرانیان در شکست های قادسیه ، مدائن ، شوش و نهاوند جریه دار گردید و مقاومتهای غیر منظم نیز نتوانست از گسترش نفوذ تازیان بکاهد .گنجهای خسروی به غارت رفت و ثروت ایرانیان به عنوان غنیمت راهی عربستان گردید . خلیفه عمر با دست خود جواهرات و سنگهای قیمتی درفش کاویانی را جدا کرد و چرم پیشبند کاوه نامدار را به آتش افکند . ایرانیان یا اسلام را پذیرفتند و یا بر دین پدران خویش باقی ماندند و به پرداخت جزیه و تحمل حقارت مجبور گردیدند و عده ای نیز جلای وطن کردند و راهی هند و آسیای شرقی شدند.

با حاکم گردیدن بنی امیه کار بر ایرانیان دشوار تر گردید . بنی امیه  عجم را حقیر تر از عرب می انگاشتند و تفکر برتری قوم عرب و " سیادت عرب " را  رواج می دادند  از نگاه بنی امیه ، ایرانیان موالی یا بنده  بودند.محروم شدن ایرانیان از حقوق اجتماعی و فردی  کمترین نتیجه این تعصبات بود. این تحقیرها سبب ایجاد عقده های روانی ، رواج نفرت و کینه شدید نسبت به اعراب حاکم وگسترش تمایلات پنهان بر ضد اعراب گردید. دست داشتن یک ایرانی در قتل عمر بن خطاب در سال 25 هجری قمری از اولین جلوه های ظهور نفرت  ومیل به انتقام بود. سابقه نیکوی خلافت کوتاه علی و حکومت سلمان فارسی در ایران ازیک طرف و ظلمی که بنی امیه در خصوص خاندان علی اجرا نمود ازسویی دیگر ، موجبات گرایش ایرانیان به خاندان علی را بیشتر کرد.

قیام مظلومانه و اصلاح طلبانه حسین و یارانش در سال 61 ه. ق علیه دستگاه فاسد اموی، قتل عام شقیانه عاشورا، افشاگری های زینب و دیگر اسراء قیام، مظلومیت شهدا و اهداف آزادی خواهانه و ظلم ستیزانه حسین ؛ موجبات گرایش شدید ایرانیان به شیعه آل علی را فراهم آورد.   

تقریباً در تمام قیام هایی که به خونخواهی فاجعه کربلا روی داد، رد پای ایرانیان را می توان یافت. قیام توابین، قیام مختار، قیام زیدیه از نمونه این قیام هاست که در پوشش حمایت از حسین و به خونخواهی از وی بر پا گردید. حتی یحیی بن زید از خراسان به عنوان پایگاه قیام سودبرد. نفرت از خاندان اموی و اعراب در قیام سیاه جامگان ابومسلم آشکارانه نمودارمی گردد و دودمان امویان را در هم می پیچد. ایرانیان با حمایت از ابومسلم و یارانش رویای خروج از سلطه اعراب را در سر می پروراندند و رویای حکومت آل هاشم با قدرت یافتن آل عباس آنها را به آینده امیدوار می ساخت. ولی قتل ابومسلم به دست منصور عباسی حماسه ای دیگر را در تاریخ ایران در راستای شهادت حسین می آفریند و این گونه قیام های جدیدی را موجب می شود که رنگ وروی ملًی نیز می یابند؛ قیام سنباد و قیام استاذسیس دنبال رو حرکت هایی بود که به اعتراض از حکومت خلفای عباسی به وجود آمد.

اگر ابومسلم در قدرت یافتن آل عباس نقش آفرینی کرد، یک ایرانی دیگر به نام خواجه نصیرالدین طوسی تأثیر بسیاری در هلاکوخان گذاشت تا سی و هفتمین خلیفه بنی عباس را پس از فتح بغداد به قتل رسانیده و سلسله عباسیان را منقرض نماید. در طول حکومت عباسیان ایرانیان دلیران بسیاری را توسط اعراب از دست دادند؛ بابک، مازیارو افشین قربانی آرزوهای جاه طلبانه یا رویاهای عرب ستیزانه خود شدند. با این وجود ایرانیان در بسیاری از ارکان حکومت عباسیان نفوذ بسیاری یافتند و خاندان هایی نظیر برامکه و آل سهل تا مقام وزارت رسیدند. و سرانجام قربانی ترس خلفای عباسی از قدرت و نفوذ خود گردیدند. تا جایی که معتصم عباسی بسط نفوذ ترکان را برای مقابله با رشد روز افزون نفوذ ایرانیان ضروری دانست. غافل از اینکه رقابت دو نژاد ، قدرت خلفا را به مرور کاهش خواهد داد.

در تمام این سال ها ایران پناهگاه و مأمن امنی برای پیروان آل علی و فرزندان حسین محسوب می شد تا به تبلیغ علیه حکومت بپردازند. شیعیان در اکثر نقاط ایران دارای پایگاه گردیدندو سازماندهی علیه آل عباس را به وجود می آوردند. مأمون – خلیفه عباسی ـ با تغییر پایتخت به خراسان و اعطای عنوان ولایتعهدی به امام رضا در صدد کنترل شیعیان ایران بر آمد. ایرانیان از آن جا که شهربانو ـ دختر یزد گرد سوم ـ به همسری امام حسین در آمده بود، فرزندان حسین را نژادی ایرانی ـ عرب می دانستند تا حس ملًی گرایانه خویش را نیز ارضاء نمایند. و ازآن جا که فرزندان حسین در اغلب مواقع به عنوان مخالفین حکومت مطرح بودند، با آغوش باز از آنها استقبال می کردند و از اینرو سادات ارج و قربی در ایران یافتند.

گروههایی از شیعیان نظیر اسماعیلیه نیز مبارزات چریکی و مسلحانه منظمی علیه عباسیان نه تنها در ایران بلکه تا لبنان و مصررا ترتیب دادند.  به تدریج حکومت هایی  داخل قلمرو خلیفه عباسی و در جای جای ایران شکل گرفتند که قدرت خلیفه را تنها در حد رهبر معنوی می پذیرفتند و اغلب حکومتی مستقل داشتند.طاهریان، صفاریان ، دیلمیان و غزنویان هر کدام به نحوی زمینه افول و نزول عباسیان را فراهم آوردند. حتی  صفاریان تا تسخیر بغداد مقر حکومتی عباسیان نیز پیش رفتند. هر چند ترکان سلجوقی به دلیل گرایشات مذهبی علیه حکومت های مستقل ایرانی و شیعیان قدرت یافتند و اغلب مورد تأیید خلفای عباسی بودند ولی چنان قدرتی یافتند و بر قلمرو وسیعی حاکم گردیدند که قدرت خلیفه عباسی را به حاشیه راندند. آل علی که الگوی آزادی خواهانه ای چون حسین را پیش رو داشتند و تحت نظارت شدید ارکان حکومت ؛ زندان ها ، تبعید ها و شهادت ها را تحمّل نموده بودند به عنوان رهبران معنوی قسمت بزرگی از ایرانیان در نجات از یوق ستم اعراب نقش به سزایی داشتند.

تخیل اسطوره ساز ایرانی

در تاریخ باستانی ایران فراوان اسطوره هایی یافت می شوند که مایه شوکت و جلال ایران و مسبب نابودی و خواری انیران بوده اند. همان طور که فرهنگ ایرانی به نظام استبدادی در طول تاریخ اخت گردیده است؛ اسطوره ها نیز نقش قابل ملاحظه ای را در فرهنگ ایران دارا می باشند و ایرانیان در حفظ ، نگهداری یا تمایل به ظهور اسطوره های جدید تلاش نموده اند.

اسطوره های حکومتی در ایران نظیر کیومرث ، تهمورث دیو بند و جمشید ؛ اسطوره های حماسی چون رستم ، گیو ، طوس و آرش کمانگیر و اسطوره های مظلومی که قربانی شرایط محیط، دسیسه دشمنان ، هوس پرستان و حاکمان فرومایه بوده اند نظیرسهراب ، سیاووش ؛ در فرهنگ ایرانی به وفور یافت می شوند.

خروج حسین به سوی کوفه به نشانه اعتراض به دستگاه حکومت اموی و شهادت مظلومانه وی و یارانش ، شقاوت سربازان یزید و حجاج بن یوسف، تشنگی کودکان و زنان در کربلا، شهادت علی اکبر و علی اصغر، شهادت قهرمانانه ابوالفضل عبّاس، حمایت دلیرانه حمزه ، اسارت اهل بیت حسین و... همگی مایه های ظهور  حماسه ای مذهبی در تاریخ را دارند. از این رو اسطوره ای مذهبی ظهور می نماید و تخیل ایرانی راه افراط و تفریط در بازگویی این واقعه را در پیش می گیرد. روایت های متناقضی که از واقعه عاشورا در طول سال های بعد رواج یافت، زاییده تخیل اسطوره سازی است که تلا ش دارد با بزرگ نمایی مظلومیت یارا ن حسین، محبّت به خاندان حسین و نفرت از اعراب را بیشتر نماید. این اسطوره سازی با محدویت های حکومتی در بزرگداشت عاشورا در سده های ابتدایی ،  قدرت بیشتری می یابد و با رواج رسومات خاص و گاهی منحرف نظیر قمه زنی نه تنها زمینه فریب عوام و رواج خرافه پرستی را در جامعه به وجود می آورد ، بلکه ارزش و قداست قیام عاشورا و بزرگ ترین درس این قیام ، یعنی آزادگی را کم رنگ می سازد.

اسطوره سازی فوق با یافتن ریشه ایرانی برای فرزندان حسین از طریق شهربانو، حس جریحه دار شده غرور و تکبر ایرانی را التهام می بخشید و توهین ها  ونابرابریهای اولیه اعراب به موالی را کم رنگ می ساخت.

ایرانیان در اعصار مختلف ، وابسته به خوی استبدادی وتمایل به نیرو برتر داشته اند ودر عین حال شیفته آزادی خواهی و کسب نمادهای مبارزه علیه ظلم بوده اند ؛ در اعتقاد ایرانیان قدرت و حکومت تنها متعلق به خاندان برگزیده یا سلطنتی می باشد. از اینرو هر حکومتی که تغییر می کرد ، تلاش داشت تذکره ای برای خود از خاندان برتر گذشته دست و پا کند. یا نظیر کاوه آهنگر ، فردی اشرافی چون فریدون را برای سلطنت می یافتند. کیانیان خود را به پیشدادیان مرتبط می دانستند. و این گونه اغلب حکومت  های نو پا در ایران شاهی دلیر یا پهلوانی نامدار از گذشتگان را به عنوان ریشه اجداد خود کشف می نمودند.

اعتقاد به پیشینه یابی در آخرین سلسله شاهنشاهی ایران نیز مشهود بود. رضاخان پس از کودتا اسفند 1299 ه. ش با وجود نفرت از خاندان قاجار ، به سرعت زمینه مرتبط نمودن خود و طرفدارانش را به سلسله قاجار به وسله ازدواج با دختران بزرگان قاجاریه به وجود آورد. " توران امیر سلیمانی " اولین همسر اشرافی رضا خان بود که حتی قبل از کسب عنوان شاهی به عقد رضا خان درآمد. شاید فوزیه مصری نیز در راستای تحقق همین آرزو و داشتن عروسی از خاندان سلطنتی و ریشه دارجهان به عقد محمد رضا شاه درآمد. این اشراف پرستی در خوی ایرانی نهفته است و ناخواسته حس احترام و کرنش وی را بر می انگیزد. ازدواج امام حسین و شهربانو می تواند این حس ایرانی را نیز ارضاء نماید ، تاجایی که در روایت هایی حسین را داماد ایرانی لقب داده اند.   

نقش صفویه در بیان واقعه عاشورا

دکتر علی شریعتی تاریخ شیعه را به دو دوران تقسیم کرده است . از دیدگاه وی شیعه از سالهای اولیه اسلام تا تشکیل سلسله صفویه ، دارای حرکتی پویا ، انقلابی و رو به جلو بود و در دوران دوم با قدرت یافتن توسط صفویه شکل انقلابی خود را از دست داد و وارد حاکمیت گردید . شریعتی ده قرن ابتدایی را شیعه علوی و شیعه دوران دوم را به شیعه صفوی نامگذاری کرده است .

در واقع شریعتی تلاش دارد ثابت نماید مانند تمام مذاهب قدرتمند وقتی مذهب با حاکمیت عجین می شود در اوج قدرت و شوکت دچار رخوت و رکود می گردد . بر اساس فرضیه وی می توان استدلال کرد حتی صفویه با تئوری اروپائیان  در برابر قدرت عثمانی و بعنوان رقیب آنان قدرت گرفتند تا وحدت اسلامی که در دستگاه حکومت عثمانی بوجود آورده بود دچار اغتشاش نمایند . توهم چنین توطئه ای تمام تلاشهای شاه اسماعیل و بخصوص شاه عباس صفوی را در راستای اعتلای ایران ، استقرار شیعه بعنوان مذهب رسمی ، جنگ با دشمنان خارجی نظیر افغانها ، تاجیک ها و عثمانها و حتی جنگ با امپراطوری پرتغالی در بنادر جنوب ایران را مخدوش جلوه می دهد .

بی شک نباید از نقش گذاری صفویه در روند تاریخی شیعه در ایران چشم پوشی نمود. صفویان برای مقابله با اهل تسنن و حیثیت بخشیدن به شیعه رسوم و بدعت هایی را پایه گذاری نمودند، که در تاریخ شیعه نشانه هایی از آن مشهود نبود و گاهی در فرهنگ ملّی ایران نیز نشانه هایی از آن یافت نمی شد. مرقد امام حسین که چندین بار تخریب شده و به آب بسته شده بود، حال زیارتگاه رسمی شیعیان می شد و با زرین نمودن گنبد و زینت ضریح ، چهره ای تازه می یافت. حتی عنوانی برای زیارت کنندگان کربلا ، شبیه زیارت کنندگان کعبه به وجود آمد. کربلایی در کنار حاجی لقبی بود که برای شأن بخشیدن به بزرگان شیعه و زیارت قبور آنان اختراع گردید. شاعران تملق گوی دربار اکنون در مقابل شاهانی که خود را خاک آستان امام حسین می دانستند ، مجال فخر فروشی نداشتند. ارزش مدح ائمه اطهار ، امام حسین و یارانش از مدح شاهان پیشی گرفت.

عزاداری های جدید، زنجیر زنی ، تیغ زنی ، حمل نخل و جریده از آئین های مذهبی اروپای شرقی برای برگزاری مراسم عاشورا به عاریت گرفته شد و به سرعت مورد توجه ایرانیان قرار گرفت. حتی مکان هایی بدیع در کنار مساجد، تنها برای برگزاری مراسم های مذهبی و عزاداری برای ائمه اطهار و به خصوص امام حسین تأسیس گردید که تکیه نامیده شدند. در سال های بعد شبیه خوانی و تغزیه خوانی که خالی از نور روحانیت و نیایش راستین و تنها ابراز اندوه فراوان برای شهیدان کربلا بود ؛ رواج چشمگیری گرفت. بسیاری از خاطرات عامیانه یا تفسیر و تعبیر های مختلف دینی از قیام عاشورا در غالب نمایش های جالب و تماشایی شبیه خوانی به وجود می آمد که  بدون ظرافت مذهبی و دور از تز بزرگ شهادت ، اجرا می گردید.

شاعران مدیحه سرا رواج یافتند و شیعیان از زندگی در لاک اختفاء یا در محل های توهین آمیز نجات یافتند تا لذّت پذیرش رسمیت یافتن اعتقاداتشان را بچشند.

سود جویی دولتمردان از قیام عاشورا

عواطف پاک مردم ایران و عشق و علاقه ای که به حسین و فرزندان علی دارند و اهتمام و تلاشی که در برپایی یادبود و نکوداشت قیام عاشورا به خرج می دهند ، همیشه ابزار سوء استفاده قدرت طلبان و سود جویان را فراهم می آورد. تا با یاری جستن از این عواطف پاک به جلب نظر مردم و تحریک احساسات دینی پرداخته و در راستای کسب محبوبیت، قدرت و ثروت بکوشند. در واقع تاریخ معاصر ایران مملو از اقداماتی است که تشنگان زر و زور در جهت منافع شخصی و درظاهر عشق و ارادت به حسین و قیام عاشورا انجام داده و می دهند.

درباریان قاجار و هیأت دولت  هر سال در تکیه دولت مراسم عزاداری داشتند. اعیان و اشراف نیز به صورت جداگانه مراسم عزاداری و روضه خوانی برگزار می کردند. رضا خان نیز هر سال پس از کودتا به همراه قزاق ها در سینه زنی و تعزیه خوانی شرکت می جست و حتی میدان مشق را تزئین کرده به صورت حسینیه ای در می آوردند. یک بار هم در مراسم سینه زنی قزاق ها ، مردم شنیدند این شعر را که :

          اگر در کربلا قزاق بودی                            حسین بی یار و بی یاور نبودی     

رضا خان با تظاهر به دینداری ، بسیاری از رقیبان را از دور خارج ساخت. در اردیبهشت 1304 ه.ش دستور برگزاری مراسم مذهبی به وسیله ارتش را صادر نمود. و با این تبلیغات زمینه تاجگذاری خویش را فراهم آورد. وی در جشن تاج گذاری فروردین 1305 اعلام نمود: " این اقدامات به منظور حفظ اصول مذهب و تقویت پایه های دین ، مورد توجه خاص من بوده و ادامه خواهد داشت."  

محمد رضا شاه نیز جهت فریب مردم پس از کودتای 28 مرداد ، دستور ساخت ضریح برای حضرت زینب و مسلم بن عقیل در دمشق و کوفه را صادر می کند. و در زمان نخست وزیری زاهدی ضریح های فوق با تبلغات بسیارو روانه نمودن هیأتی بلند پایه نصب می گردند.

وجود عتبات عالیات و برگزاری مراسم مذهبی ، نقش موثر فراوانی درتاریخ ایران برجا نهاده اند. نقشی که روحانیت در مشروطه بازی می کند به پشتوانه پایگاه های مذهبی است که عاشورا آن را پررونق تر می سازد. تحصن هایی که به هجرت صغری و کبری انجامید ، اغلب در اماکن مذهبی شکل گرفت. نقش نیروهای مذهبی در ملّی شدن صنعت نفت، قیام 15 خرداد 1342 و انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 بر کسی پوشیده نیست در حالی که مهم ترین عامل اتحاد، بسیج نیروها و سازماندهی اقشار مختلف مردم در مراسم های پر شور مذهبی و مناسبت های عزاداری می باشد.

رهبر انقلاب فرموده اند: "انقلاب اسلامی ایران از آخرین برکات قیام عاشورا بوده است. "و امام خمینی نیز فرهنگ محرم و صفر را عامل بقاء و زنده ماندن اسلام می دانستند.

در دنیا از صدر تا قیامت ، همیشه دو نیرو در تقابل با یکدیگر بوده و خواهند بود. نیروهایی که در اعتقاد ثنویت آفریدگار در دین زرتشتیان نیز نمودعینی دارند. نیروهای اهریمنی که ستم کاران و دشمنان آزادی ، عدالت ، حقیقت و اعتلای انسانی در آن جا می گیرند و نیروهای اهورامزدایی و یزدانی که به ایده آل حق و حقیقت می اندیشندو آزادگی ، ایثار ، جوانمردی و راستی را دنبال می نمایند. این دو نیرو همیشه در مقابل یکدیگرند. حاکمیت اغلب با نیروهای اهریمنی است ، مگر باظهور سوشیانت  زرتشتیان و مهدی موعود شیعیان. آن زمان عدالت و برابری واقعی در دنیا برقرارخواهد شد. 

قیام امام حسین و یارانش علیه دستگاه فاسد جور و ستم زمان در راستای تحقق ایده آل نهایی بسیاری از ادیان الهی است و آرزوی تمام انسان های آزاد مرد جهان می باشد ، حتی اگر توان یا جسارت ابراز آن را نداشته باشند. از اینرو ست که شهادت حسین تأثر و تحسین تمام آزاد مردان ، حقیقت طلبان و عدالت جویان جهان و ایران را بر می انگیزد. و دوست و دشمن به آن به دیده احترام می نگرند.

 

منبع خبر