قبل از نوشتن متن از اینکه نوشتارم ساده وحالت محاوره ای روزمره  داره عذر خواهی میکنم چون فکر میکنم طرح موضوعات اجتماعی وباصطلاح درد دل با ادبیات رسمی نمیتونه همخوانی داشته باشه وبا مخاطب ارتباط لازم را برقرار کنه.

حتماً شهری(مینودشت) که توش زندگی میکنید رودوست دارید وگاهاً درتردد بین مسیرزندگی وکارتان ویا درنقاط دیگر شهرمشکلاتی رومشاهده کردید، وبا خود گفتید چرا اینجوریه؟ اگر اینجوری میشد بهتر بود!ودر مجموع مدینه فاضله ای ذهنی برای خود ساخته اید که اگر شما مسئولیتش رو داشتید با تفکرات وبرنامه هایتان آن را اصلاح میکردید.

این متن را حتماً بخوانید

(نفر اول سلام،حالت چطوره،چه خبر،راستی از فلان موضوع خبر داری،نتیجش چی شد،چرا وضعیت شهریا فلان کارنامطلوبه وبه نتیجه نمیرسه، شما که درحیطه وظایفتان هست بهتر نیست این کاررومیکردید)

نفر دوم یا طرف مقابل(سلام،خوبم،خبرخاصی نیست،خبری ندارم ،نمیدانم یا ول کن حوصله داری،چطور مگه نظر خاصی داری )بعدازاعلام نظر نفر اول یا تخلیه نظری نفر اول توسط نفر دوم مجدداًنفر دوم شروع میکنه (اتفاقاًدیروز نشستی با فلان مسئول ومدیر وفلان مدیر کل و....در همین خصوص داشتیم وهمین راه حل شماوچند تای دیگه غیر از این هم مطرح وبه تصویب رسید تقسیم کار هم شد قرار شد فلانی بودجه رو جذب کنه وفلانی این قسمت کار رو انجام بده و....به همین زودی هم شروع  وانشاءالله تمامش میکنیم .  

این ادبیات حتماًبرای شما وما آشناست ،صحبتی است که بین یک فرد دلسوزوفاقد پست اجرائی  و یک فرد دارای قدرت اجرائی وخدای نکرده غیر دلسوز در مناطق کوچک وتوسعه نیافته معمولاً رد وبدل میشه.

 همانطور که میدانیم توسعه نیاز به دو عامل اصلی یعنی ابزار لازم وبسترمناسب داره وبا فرض مهیا شدن یکی از این دو و یاحتی مهیا بودن هردو نیز امکان توسعه فراهم نخواهد شد.

اگه بخواهیم خیلی پیچ وتابش بدیم باید هرکدام از دو عامل رو در ابعاد مختلف بررسی کنیم، مثلاً در بحث ابزار وارد فاکتورهایش مثل نیروی انسانی دلسوز و متخصص،تجهیزات،و... در بحث بسترها نیز وارد قوانین ومقررات وشرایط طبیعی و....شویم ودر انتها تجربه نشان داده که ،بدلیل همان پیچیدگی های ایجاد شده ناشی ازنظریه پردازیها ضمن اینکه از اصل موضوع منحرف میشویم مسئله از حالت عامه پسند خارج شده ودر کلاف شلوغی سردر گم میشود ومنتج به این خواهد شد که بدون دستیابی به نتیجه ای مثبت، به اینجائی برسیم که الان هستیم وهمچنان در جا بزنیم ومانند یک ماهی کوچک در برکه مان باقی بمانیم .

ولی بیائیم کار را ساده کنیم اگر دست بدست هم بدیم وبا ارائه نقطه نظرات خودمون در محلی که منبعد ،هم مستند وقابل اثبات است وهم به نام شخص نظر دهنده ثبت خواهد شد و نیزدیگران با عدم احترام به قانون کپی رایت، دیگر نمیتوانندبا قاپیدن نظرات شما به صورت شفاهی ،آنرا به نام خود تمام کنند وباصطلاح بیرون پز کاردانی وکار بلدی خود را بدهند ،هم برای توسعه منطقه مفید واقع شده ایم وادای دین خود را نسبت به منطقه ومردم انجام داده ایم وهم مشاوره رایگانی به مسئولین محترم منطقه که بعضاً شاید بخاطر عدم خلاقیت وتوانائی لازم نتوانسته اند فاکتورهای توسعه را که در منطقه موجود بوده در کنار هم قرار دهند داده باشیم وبه قولی آنها را به جلو هول بدیم.

به این نکته توجه داشته باشیم که کار خوب همیشه دیر جواب میدهد ولی خوب جواب میدهدوتوسعه توسط انسانهای با فکر،خلاق وبزرگ انجام میشودوهیچگاه آدمهای کوچک در توسعه نقش نداشته اند ونامی از آنها باقی نخواهد ماند.منتظر نظرات سازنده شما در این وبلاگ میمانیم.

به امید ماندگاری نام شما به عنوان یکی از عوامل توسعه منطقه یا علی مدد.