وقتی اولین بار یکی از نوشته هام در آستانه انتخابات مجلس سال گذشته تو نشریه استرآباد شرق گلستان چاپ شد هم واسم جالب بود وهم چند تا سوال ایجاد کرد اولین سوال این بود که مگه میشه بدون هماهنگی با خودت متنی یا نوشته ای رو ازت چاپ کنند دومین سوالم این بود که چرا نشریه ویا سردبیر به نتیجه رسیده که این نوشته منو چاپ کنه سعی کردم ببینم سردبیر کیه وچرا چنین کاری رو انجام داده وقتی مشخصات سردبیر رو از دوستان گرفتم وبهش زنگ زدم بهیچوجه امکان برقراری ارتباط میسر نشد شاید بخاطر این بود که شماره برای ایشان ناشناس بود بعد با خودم گفتم مگه تو نمیخواستی که نوشتت رو دیگران بخونند خوب حالا این بنده خدا که میگن فامیلیش  آقای جوان زحمتش رو کشیده  باید ازش تشکر هم کنی که بدینوسیله ازش تشکر میکنم ولی خیلی دوست دارم یکبار تلفنی حداقل با هم صحبت داشته باشیم تا بتونم اینجوری ازش تشکر کرده باشم .

خدا قسمت همه دوستان کنه امسال حج تمتع زیارت خانه خدانصیبمان شده بود اونجا هم چاپ این نوشته ها برای بعضی از دوستان هنوز در ابهام بودوحتی در مسیر رفتن به مسجدالحرام تو اتوبوس یکی از بزرگواران وعزیزان همسفر سوال کرد که میگن بابت چاپ نوشته هات پول هم میدی با توضیحاتی که دادم امیدوارم تونسته باشم طرف مقابل رو قانع کرده باشم ولی انچه وادارم کرد تا در وبلاگم به این موضوع بپردازم رفع اتهام از آقای جوان است که واقعاْ هنوز هم حداقل بنده با ایشان برخوردی ومعامله ای نداشته وندارم امیدوارم کسانی که گناه این بنده خدای بزرگوار را گردن میگیرند کمی با احتیاط اظهار نظر کنند.