بیان واقعیتها واظهار نظرنقد نیست،نقدهم بدون جهت گیری نمیشود .خواننده متن باید بدون جهت گیری متن را بخواند.

با سلام واحترام خدمت دوستان عزیزی که نوشتار کوتاه بنده در خصوص تنور داغ انتخابات در منطقه مینودشت -گالیکش -کلاله ومراوه تپه را دروبلاگ ویا نشریه استرآبادمطالعه وبا نظرهای خوبشان (مثبت یا غیر مثبت)تلفنی،چهره به چهره ویابر روی متن مورد لطف خود قرار دادند.

خوشحالم از اینکه مورد توجه قرار گرفت وبیشتر از آن خرسند شدم که دیدم دوستان منطقه ما در رده های سنی مختلف با اینترنت ارتباط دارند وآنچه باز بیشتر خوشحالم کرد اظهار نظرهای صریح بعضی از دوستان در باره متن بود ولی جای بعضی دلگیری ها هم وجودداشت که خواهم گفت .

آنچه در مورد هر نوشتار انتقادی به نظرم میرسه اینه که معمولاً خاصیت این نوشته ها که از اسمش هم معلومه انتقادیه،یعنی در نقد وشرح اتفاقات انجام شده نوشته میشه وآن اتفاق یاعملکرد را نقد میکنه ویامورد سوال قرارمیده،رابطه بین نقد کننده ونقدشونده مثل رابطه تصویب قانون ووقوع جرمه یعنی ابتدا یک جرمی واقع میشه بعد قانونی برای پیشگیری ازآن تصویب میشه.

به نظر شما این اظهارنظر درسته؟

 از زاویه دیگر هم میشود به آن نگاه کرد وگفت،تصویب کنندگان قانون جهت گیری داشته اند،این هم یک نظر است ونمیشود آنرا رد کرد، وبگوییم چون تصویب کنندگان قانون این قانون را برای آن جرم نوشته اندپس با آن شخص مجرم مشکل داشته اند در حالی که این، جمله وبرداشت صحیحی نیست .

حالا میشود نتیجه گرفت که تا رفتاری ویا گفتاری منعقد نشود نقدی هم وجود نخواهد داشت ولی اگر شد منعقد کننده رفتار وکفتار به نقدکشیده میشود ولا غیر . اگر غیر از این اتفاق بیفتد میشود حکایت ضرب المثل گنه کرد در بلخ زرگری به شوشتر زدند گردن مسگری.

در این نوشتار بنده ضمن اینکه اصلاً قصد انتقاد نداشتم ودر حد منتقد خودم را نمیبینم ،فقط سعی کردم کمی زمان را عقب بکشم تابعضی حوادث وعملکردها را که فکر کردم به دلیل مشغله زیاد ما شاید به فراموشی سپرده شده باشد را یاد آوری نمایم.همزمان شاید توانسته باشم پاسخ نسل جوان مبنی بر علل عقب افتادگی فرهنگی وسیاسی واجتماعی و..... را هم داده باشم ونیز بعضی اتفاقات وواقعیتهای جاری را هم به قلم آوردم که اخری چیز غیر قابل هضمی هم نیست ومنبعد هم اتفاق خواهد افتاد.کافی است چشمان خودمان را بینا وگوشهایمان راشنوا کنیم  وبه محیط پیرامون خود نگاه کنیم اگر راضی هستیم که هیچ ولی اگر ناراضی هستیم بیشترنتیجه عملکرد مسئولین گذشته وتا حدودی هم مسئولین سنوات نه چندان دور وبعضاً شاید فعلی شهرمان است که باید پاسخگو باشند وتنها جایی که میشود گیرشان آورد ومورد سوال قرار داد همینجاهاست والا وقتهای دیگر آنها به فکر خرج پولهایی هستند که در سالهای مسئولیتشان واز سفرهای خارجیشان ویا ....واز سوال نکردنهای مابدست آورده اند.

اما آنچه در اظهار نظرها جلب توجه میکرد جهت استحضار اعلام میکنم

بعضی از دوستان، بنده را متهم به حمایت از کاندید خاصی نمودند که باید بگویم خدا میداند وامدار کسی نیستم چون تا امروز نه پست و مقامی داشته ام ونه موافقت اصولی حتی درخانواده ام داشته ام ولی مفهوم جمله بنده این نیست که من علایق ندارم و یا در انتخابات شرکت نمیکنم ُبلکه خدا را شکر در تمام انتخابات بصورت فعال از اول انقلاب بودم ومدتی هم بخاطر مشغله کاری واقتضای سن از کمی دورتر در انتخابات نقش داشتم والان هم که بدلیل نبود در منطقه با فاصله بیشتر امانقش خود را ایفا میکنم ولی همیشه هم برای انتخاب کاندید مورد نظرم مثل تمام دوستان فاکتورهایی داشتم ولی بعد از انجام وظیفه ُکاندید مورد نظرم بابت این رای به من بدهکاری نداشته چون من اورا انتخاب کردم ونیز متقابل او هم از من طلبکاری نداشته چرا که هیچ درخواست شخصی از او نکردم . 

بعضی از دوستان متن بنده را درکوبیدن کاندید خاصی مطرح کردند باید عرض کنم اگر کاندیدی اینهمه مشکل داشته باشد وامصیبتا بر مردمی که میخواهند به او رای دهند واحسنت بر چنین کاندیدی که دل شیر دارد وبا این اوصاف قصد کاندید شدن دارد وفکر کرده توانسته شخصیت وماهیت حقیقی خودش راپنهان کنه غافل از اینکه از اظهار نظرها معلوم میشه که مردم چهره واقعی اورا شناخته اند واینکه حالا چرا میخواهند به او رای بدهند الله اعلم .

بعضی از دوستان هم آنرا مزورانه خواندند وگفتند این نوشتار شما به هر کاندیدی گوشه ای زده که باید عرض کنم اگر چنین باشداین از خوبی نوشتار وواقعیتهای متن با وضعیت موجود است که شما در هر قسمت فکر میکنید منظورنوشتار کاندید یا شخصیت خاصی را در بر میگیرد که جای شکرش باقیست که بیهوده ننوشتیم.

بعضی ها بخاطر انحراف از اصل قضیه گفتند که فلانی چون قصد کاندید شدن داره، میخواد خودش رو مطرح کنه وبا روزنامه مصاحبه کرده .باید عرض کنم هنوز خودم رو در این حد نمیبینم که بتوانم چنین بار سنگینی را بدوش بکشم وامیدوارم سردبیر محترم نشریه استرآبادامانتداری کرده ودلیل و نحوه چاپ رو اعلام کنند.

از آنجاییکه هدف هر شخصی از نوشتن، رویت ومطالعه متن توسط دیگران است واین خواست بنده نیز توسط نشریه ای انجام شده که خدا میداند نه سردبیرش را میشناسم ونه هدفش را از چاپ متن میدانم ولی برخود لازم میبینم از اینکه  نوشتار بنده را به راحتی وبدون زحمت وهزینه به رویت همگان رسانیده تشکر کنم . 

وبعضی ها هم متهم به قومیت پرستی کردند که بهتراست از این موضوع بخاطر خام بودنش بگذریم و......

اما انچه که مهم است باید یاد بگیریم تعریف وتمجید ومداحی کردن بی مورد از دیگران را کنار بگذاریم، همدیگر رانقد کنیم ونیز نقدپذیرشویم وحوصله خود را بالا ببریم  نقدی منصفانه وبا ذکر مشخصات واین چیزی است که هم خدا را خوش خواهد آمد وهم بنده خدا را.

 خدای نکرده دوستان میخواهند کاندید مجلس شوند واگرخداخواست ومردم رای دادند نماینده

 وارد چاله میدان که نمیخواهندبشوند از همین حالا بجای پاسخگویی شخصی به ابهامات،از طریق هواداران وسیاهی لشکر هایشان خط ونشان میکشند و.... .

واقعیت این است که مقصر خودمان هستیم چون اینقدر وارد شدن به این فضا راحت است که ما به هر شخصی اجازه دادیم که وارد این گود(انتخابات)شود وهرچه او گفته وهرچه کرده را پذیرفتیم ونیز هزینه های تبلیغاتشان راهم متقبل شدیم .

درحالی که آنقدر باید این فضا را با نقد عملکرد گذشته ونیز برنامه های آینده اش برای آنها تنگ نماییم تا واقعاً کسانی که توان کار دارند وقدرت دفاع از عملکردشان رادارند وارد گود شوند نه اینکه هر کس بقول یارو گفتنی از ننش قهر کرد ویا با دیگری سر ناسازگاری داشت ویا خواسته هایش توسط احتمالاً نماینده قبلی تامین نشده باشد برای دوره های بعد تصمیم به حضور بگیرد. وفکر کند همینقدر که خودش به نتیجه برسد وارد فضای انتخابات شود شرط کافی ولازم  فراهم است ونظرات دیگران هیچ بعدهم با شگردهای مختلف مثل رفاقت وهمکلاسی وفامیل و....اجباراً آنها را دنباله روی خودش نماید.

وقتی امام رحمت الله علیه خود را خادم وپاسخگو میدانست ارادتمندان ایشان هم باید همین روش را در پیش بگیرند همان مسیری را که مقام معظم رهبری در پیش گرفتند.شما دوستان بزرگوار که جای خود دارید،بهتر است بجای تکرار رفتار گذشته ترک عادت نمایید وحداقل با اطرافیانتان رو راست باشید وبگویید قبل از آنکه دیگران از شما بگویند.

امیدوارم دوستان با روی آوردن به اینترنت ،دراین فضاها هم به بیان دیدگاهها ونقطه نظرات مثبت تمام کاندیداهاپرداخته ونیز رفتار وعملکرد نامثبت آنها را مورد سوال قرار دهندتادر تاریخ ماندگار شود وباز امیدوارم جوانان عزیز منطقه با حضور درجلسات سخنرانی کاندیداها بجای تایید بی مورد اظهار نظرهای آنها وبه به وچه چه کردن به صحبتهایشان اگر به هر دلیلی( که محترم است) نمیخواهند عملکرد گذشته آنها رازیر سوال ببرند جلسات سخنرانی را به جلسات پرسش وپاسخ تبدیل نموده وحداقل برنامه های آینده اش را مورد سوال قرار داده و واقعاً آنها را به چالش بکشیم تا عیار آنها سنجیده شود ومشخص شود اصلاْ توانایی کار در اینگونه محیطها را دارند یا که باز هم باید توسط دیگران اموراتشان طی شود وبجای پاسخگویی پیغام وپسغام باید بفرستند.

کارهای کرده وناکرده (خوب وبد)را باید گفت بابت خوبیها تشکر وکارهای بد را هم نقدکردوراه حل ارائه نمود.

 همانطور که نمیشه نقش حجت الاسلام کرامتلو را در تاسیس شهرک صنعتی وپیگیریهای لازم برای افتتاح سدومعدن ذغال سنگ تخت ونقش مهنس سید نجیب حسینی را در مستقل شدن شهرستانهای مراوه تپه وگالیکش ونیز پیگیری افتتاح سد ومعدن ذغال سنگ وکمربندی مینودشت و...کارهاوپیگیریهای  که توسط مرحوم سید منصورپیگیری میشد از جمله موزه و.... و نیز قلی زاده ودکتر سعیدی در پیگیری ساخت بیمارستان کلاله و....وخیلی اتفاقات دیگر وحتی نقش مثلاً آقای امینی در افتتاح وایجاد رشته های جدید دردانشگاه آزادویا در زمان شهردار بودنشان انجام دادند  وخدابیامرز ابراهیم بشارتلو در تمام اموری که مرتبط با منطقه بودند پیگیری داشتند را نادیده گرفت ونیز اتفاقات دیگر که شاید دوستان کاندید شده ونشده برای مردم منطقه انجام داده اند وما از آن بی اطلاع هستیم واز این طریق باید اطلاع رسانی شود،قطعاً این دوستان اشکالاتی هم در کارهاورفتارهایشان داشتند که ما به آنها نمره منفی میدهیم هیچ انسانی معصوم ومبری از اشتباه نیست واین وظیفه ماست تا با شهامت ودر نهایت ادب انتقادات خود را مطرح نماییم تا خدای نکرده شخصیت هیچ انسانی زیر سوال نرود.

به جای اینکه در مقابل نوشتار دیگران عکس العمل منفی نشان دهیم با منطق ومستند ومستدل طرف را قانع کنیم که نوشتار شما به این دلیل اشتباه است.بدین طریق هم نویسنده متن را قانع کردیم و به دیگران اطلاع رسانی شده وهم از عملکرد شخص مورد نظرتان دفاع کردید ونیز همان هدف اصلی که کارهای کرده را باید گفت انجام شده  در پایان کار هم خداوهم بنده خدا راضی خواهد بود.

 بیاد داشته باشیم روزی رسان خداست و آنچه که نباید فراموش شود اطاعت کورکورانه و نقش ضبط صوت بودن ویا بلند گو شدن برای دیگران است چرا که ما اشرف مخلوقات هستیم ونباید اجازه دهیم دیگران شخصیتمان را به بازی بگیرند، واین محقق نمیشود مگر اینکه ناکرده های او را نیز در صداقت کامل بیان نماییم وخودمان دوستمان را نقد کنیم تا اگر به نقد دیگران برخورد کردیم غافلگیر نشویم وقتی خودمان این کار را نمیکنیم ویا به هر دلیلی قدرت این کار را نداریم وبخاطر نیازهای آینده احساس ضعف در مقابل دیگران میکنیم ، با تند خویی وپرخاش این حق را از دیگران نگیریم که صواب نیست .

تا یادم نرفته این رابگویم من شهامت داشتم وتوانستم نقطه نظر ات ودیدگاههایم را با ذکر مشخصات شخصی خودم بیان کنم خوشحال خواهم شد دوستان نیز اگر اظهار نظری در باره نوشته های بنده  میکنند بجای اسامی مثل آرش وهمشهری ودوست و...با شهامت نام وفامیل وادرس سایت یا وبلاگ خود را قید نمایند.

 دوستان من کسانی هستند که نترسند و نام وفامیل وآدرس خود را با شهامت در پایان انتقاداتشان قید کنند تا من هم بتوانم همانجا پاسخ آنها را بدهم وشاید بتوانم آنها را قانع کنم ونیز تمرینی باشد برای رفتن به سوی رو راست بودن وهمچنین سایر عزیزانی که متن را مورد مطالعه قرار میدهند با نقطه نظرات آنها آشنا شوند .

 اگر یادمان دادند از آنهابخاطر سمت هایشان بترسیم واز آنها سوال نکنیم وفقط از آنها تعریف کنیم وحمایتشان کنیم بیاییم تمرین کنیم حداقل ما از هم نترسیم چون هیچکداممان پست ومقامی نداریم شاید روزیه بعضی ها دست آنها باشد وباید از آنها بترسند  ولی ازمن نترسید که روزیتان دست من نیست .

در پایان از سادگی نوشتار وعدم رعایت قواعد نگارشی عذر خواهی میکنم همانطور که صحبت ودرد دل میکنیم نوشتم لطفاً شما هم همینطور بخوانید .

ممنون از حوصله شما منتظرنقطه نظرات خوب وانتقادهای تند وزیبای شما میمانم.